چهارشنبه 2 بهمن 1398 - 27 جمادي الاول 1441 - 2020 ژانوِيه 22

گزیده "الکلام" ...نقد کلام طنطاوی در مساله شفاعت

بدان كه مردم عادت كرده‏اند كه پيش ملوك و امرا و ارباب ثروت توسط آن اشخاصى كه نزد آنها مرتبه و منزلت دارند تقرب حاصل كنند. پس آنها در ايصال خيرات، از وظايف و مواجب و مقررات براى اينها شفاعت مى ‏كنند و اصل اين كلمه «شفاعت» از شفع است به معنى جفت. مثل اينكه صاحب حاجت، خودش تنها بود پس شفيع جفت او گرديد. اين در ماديات كه تحت قدرت مردم است همين‏طور است. اما در علوم و معارف اگر مقتدرترين سلاطين و مهم‏ترين اغنياى اعاظم حكما، و اكابر علما را حاضر نموده انواع نعم را بر آنها مبذول دارند كه فرزند آنها عالم بشود آنها قادر بر اين نمى ‏شوند اما آنها هر فقير را با بذل مال م ى‏توانند غنى كنند.

گزیده " الکلام" ...خواب ديدن اتابك را

آقاى حاج شيخ على رشتى از فضلاى قم گفت: من در جلوى يكى از حجرات صحن اتابك نشسته، با يك نفر در اطراف بناى صحن حرف مى ‏زديم كه اتابك از مال حرام مردم اين بنا را ساخته [است]؛ آيا نتيجه ‏اى از آن عايد روح اتابك مى‏ شود يا نه؟

گزیده" الکلام" ...رقّت و همّت

آقاى آقا شيخ عباس طهرانى مقيم قم نقل كرد از آقاى حاج شيخ اسد الله كريمى عراقى كه: ما عمله و بنّا داشتيم؛ يكى از عمله‏ ها براى گل درست كردن،

گزیده " الکلام" ... كتاب بحار الأنوار

و غالباً در موضوع اخبارِ كتاب بحار الأنوار، اين دو دسته شاخ به شاخ هم مى‏گذارند؛ آن يكى تمامى اخبار بحار را مطابق واقع مى ‏داند، مثل اينكه خود به گوش خود از حضرت صادق عليه‏السلام شنيده باشد.

گزیده " الکلام" ... عمل كوچك داراى اثر بزرگ

حاصل آنكه (شیطان) عمل را قبل از آوردن آن، كوچك مى‏ نمايد تا مورد رغبت و اعتنا نباشد و بعد از آوردن، بزرگ مى‏ نمايد تا موجب عجب و خودپسندى باشد.

گزیده" الکلام" ... افراط و تفريط

واقعاً همين افراط و تفريط است كه رشته انتظام امور دين و دنيا را پاره و بى‏اعتبار مى‏ كند. رشته را زياد تاب مى‏ دهى پاره مى‏شود و كم تاب مى‏ دهى بى‏ اعتبار مى ‏گردد؛ پس بايد حد متوسط را گرفت.

گزیده" الکلام" ...حكايت عدى با معاويه

از جمله جواب‏هاى دندان‏شكن جوابى بود كه عدى بن حاتم طائى به معاويه داد.

گزیده " الکلام" ....حكايت هشام با درواس

از حر‏ف هاى نفيس كه هشام بن عبد الملك را درمانده كرد حرف «درواس بن حبيب» بود. چون در باديه عرب در زمان هشام وقتى قحطى اتفاق افتاد جماعتى از اعراب براى طلب قوت پيش هشام رفتند، لكن هيبت او مانع از حرف زدن آنها گرديد.

گزیده الکلام ...؛ بعضى از اجوبه مليحه

مأمون گفت مرا هيچ جوابى درمانده نكرد مگر سه جواب: يكى جواب مادر فضل بن سهل بود كه من در فوت پسرش فضل به او تعزيت گفتم، و گفتم اگر براى فضل جزع مى‏كنى كه آن فرزند تو بود، من فرزند توام عوض او. گفت من چگونه جزع نكنم بر كسى كه مثل تو را براى من فرزند قرار داد. يعنى مقام شرافت و بزرگى او اين اقتضا كرده كه تو خود را در جاى او براى من فرزند فرض مى‏كنى.

گزیده " الکلام" ...حكاياتى در وسوسه

مثلاً از يكى از ارباب وسوسه نقل نمودند كه گفت: من در حجره فوقانى مدرسه نشسته بودم، ديدم در لب حوض از دماغ كسى خون مى ‏آيد. من در آنجا قطع كردم كه ذره‏اى از آن خون كه به زمين چكيد از زمين پريده به پيشانى من رسيد ـ و حال آنكه سى زرع فاصله در بين بود ـ ولى در پاك شدن آن هر چه با آب ور مى‏رفتم قطع برايم حاصل نمى‏ شد.

گزیده " الکلام" ... حكايتی در مكافات

از جمله اين قضيه بود كه آقاى آقا شيخ عباس طهرانى نقل كرد فرمود: يك نفر از ارباب علم و دانش كه در نهايت درستى و راستى بود، براى من نقل كرد كه يكى از اهل علم در نيت نماز وسوسه داشت كه اتصالاً تكبيرة الاحرام مى ‏گفت و بعد به هم مى‏زد. من روزى سر به سرش گذاشته تقليد او را در آوردم.

گزیده " الکلام" ... حكايتی در رقّت قلب

بعضى از ارباب حال را مى‏نويسند كه در سفر وارد منزلى شد. سفره خود را باز نمود كه غذا بخورد ديد مورى در سفره‏اش هست. دانست كه آن از منزل سابق مانده و خيال كرد كه اگر آن را در اينجا رها نمايد مورچه‏هاى ديگر آن را در سوراخ خودشان راه نمى‏ دهند.

گزیده " الکلام" .... حكايتى در ترك چايى

مرحوم آية الله حائرى (آقاى حاج شيخ عبد الكريم) فرمود: يك نفر از اهالى اروميه (رضائيه) كه از غارت‏زده‏هاى شيخ عبيدالله[1] بود آمده در منزل مرحوم ميرزاى بزرگ (آقاى حاج ميرزا حسن شيرازى) پناهنده شده بود.

معرفی بخش و زندگی نامه مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی

آن فقیه بزرگوار از هوای مال و جاه کاملا پاک بود، فرزند ایشان حضرت آیۀ الله العظمی حاج سید موسی شبیری زنجانی می گوید: در مدتی که من با ایشان بودم حس نکردم که یک قدم برای مقام بردارد و همینطور در مسائل مالی.

  • تعداد رکوردها : 214