چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰

ویژه نامه


اخلاق مهرورزی در کربلا (2)

بسم الله الرحمن الرحیم
اخلاق مهرورزی در کربلا (2)
مهرورزی با ایتام
از جمله اصول اخلاقی که در مجموعه مهرورزی می‌گنجد، یتیم‌نوازی و مهرورزی با ایتام است. جایگاه یتیم و اهمیت یتیم‌نوازی به حدی است که پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌فرماید:
وقتی یتیم گریه می‌کند عرش خدای رحمن به لرزه درمی‌آید!
و اولیای الهی برای آنکه حس مهر و محبت نسبت به یتیمان را تحریک و تشویق نمایند به رابطه پدرانه که اوج محبت از آن می‌جوشد و احساس یکی بودن در آن نهفته است، تمسک جسته‌اند از جمله آن حضرت در کلامی دیگر چنین دستور می‌دهد: نسبت به یتیم مانند یک پدر عطوف و مهربان باش و بدان که تو امروز (هرچه) می‌کاری (فردا) آن را درو خواهی کرد.
تأثیر مسئله یتیم‌نوازی و اهتمام به آن تا حدی در رویکرد مهرورزی و تقویت آن در وجود انسان زیاد است که از آن به‌عنوان یک ابزار برای رقت قلب و مهارتی برای تشدید روحیه مهربانی یاد شده است. امام محمدباقر (علیه‌السلام) می‌فرماید: هرگاه یکی از شما در خود احساس قساوت و سنگدلی کرد طفل یتیمی را نوازش کند و دست عطوفت بر سر او بکشد به یاری خدا دلش نرم و مهربان می‌گردد. و از جالب‌ترین نکات در سیره عملی پیامبر اکرم همین است که در آخرین وصیت خویش به هر دو مورد یتیم و خدمتکار سفارش کرده است.
اما در ماجرای کربلا علاوه بر مهرورزی با زیردستان، یتیم‌نوازی نیز تجلی خاصی داشت چراکه هر لحظه و هر ساعتی خبر شهادت شیرمردی به گوش می‌رسید و دختران و پسران مظلومی یتیم می‌شدند. دور از انتظار نیست اگر مهرورزی توأم با رقت قلب و دلسوزی در کربلا جلوه خاصی داشته است. از جمله این مصادیق ناب، دست نوازشی است که امام مهربانی‌ها بر سر دختر مسلم بن عقیل کشید و جملاتی است که پس از باخبر شدن از شهادت جان‌سوز مسلم به دختر یتیم وی فرمود. بنابر نقل تاریخ، حمیده دختر مسلم از ام‌ کلثوم دختر امام علی علیه‌السلام و هم‌سفر کوچک و کودک کاروان کرب و بلا بود. در بین راه آن‌ گاه که خبر شهادت مسلم به امام علیه‌السلام رسید، آن حضرت از خیمه خود خارج شد و دخترک را بر زانوی خود نشاند و به گونه‌ای خاص دست نوازش بر سر او کشید. این محبت امام آن‌چنان رحیمانه بود که حس ترحم را در وجود دخترک برانگیخت و با تعجب عرض کرد: «دایی جان! با من مانند یتیمان رفتار می‌کنی؟ پیش از این چنین رفتاری با من نداشتی، گمان می‌کنم پدرم شهید شده است!» امام حسین علیه‌السلام گریه سرداد و فرمود: «من پدرت هستم و دخترانم خواهران تو هستند.» در این لحظه صدای گریه حمیده بلند شد، به طوری که دیگر فرزندان مسلم متوجّه شهادت او شدند؛ همگی گریستند و فریاد وامسلما و واابن‌ عقیلا سردادند. اما روز عاشورا پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام زمانی که لشکریان عمرسعد به خیمه‌ها حمله کردند، همین دختر در زیر دست و پای مهاجمین به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
مهرورزی با خانواده
از شاخه‌های مهم مهرورزی و ابراز عاطفه، محبت کردن به خانواده است که شامل پدر و مادر؛ خواهر و برادر و فرزندان می‌شود. متأسفانه گاهی مشاهده می‌شود حتی در بین خانواده‌های متدین و پای بند به دستورات دینی این مسئله مورد بی‌توجهی و یا کم‌توجهی قرار می‌گیرد که در هر صورت شایسته و پسندیده نیست. اگر انسان به لحاظ شاکله روحی و روانی و تربیت قبلی خانوادگی، به گونه‌ای است که نمی‌تواند به راحتی محبت خویش را نسبت به خانواده ابراز کند، باید سختی این کار را به جان بخرد و به‌عنوان یک تکلیف دینی و شرعی و انسانی، آن را بر نفس خویش تحمیل کند تا تبدیل به عادت و ملکه گردد و اگر نشد، در هر اندازه باشد باز هم مطلوب و البته لازم است. خانواده‌ای که محبت بین افراد آن پیوسته و از راه‌های گوناگون گفتاری و رفتاری ابراز نگردد، هم از جهت روانی، سرد و بی‌روح خواهد بود و بستری برای پویایی و رشد وجود ندارد و هم از جهت تربیتی، افراد زمینه‌ای برای تربیت یکدیگر نخواهند یافت و این نتیجه‌ای جز نابسامانی روحی و اخلاقی در پی نخواهد داشت. به همین جهت است که مهرورزی با خانواده جزء اصولی‌ترین سفارشات دینی است که با تعابیر مختلف و پیشنهادهای مهارتی و رفتاری گوناگون مورد سفارش قرار گرفته است. پیامبر خدا صلی‌الله علیه و آله محبت به همسر را در رابطه مستقیم با میزان ایمان فرد دانسته و می‌فرماید: هر چه ایمان بنده زیاد شود، محبت [وی] به زن‌ها نیز زیاد می‌شود. اهمیت این مسئله تاحدی است که دوستدار اهل‌بیت علیهم‌السلام دوستدار همسر معرفی شده است! و به فرموده حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام صفای زندگی در مهرورزی با همسر است. پیامبر مهر و رحمت صلی‌الله علیه و آله نیز بهترین مردان را کسی می‌داند که با خانواده‌اش بیشتر مهربان است و آنان را آزار نمی‌دهد.
روشن است که در قاموس اخلاقی و تربیتی چنین پیامبر مهربانی صلی‌الله علیه و آله کتک زدن و آزار جسمی همسر، عملی است که سزایی جز آتش ندارد: هر کس به صورت زنش سیلی بزند، خداوند به آتشبان جهنم دستور می‌دهد تا در آتش جهنم هفتاد سیلی بر صورت او بزند. حتی ابراز محبت با تعبیر شایع «دوستت دارم!» همراه با نوعی عفت و حیای در کلام از بزرگان دین مورد سفارش قرار گرفته است چنانکه در حدیثی دیگر از آن حضرت آمده است: این گفتار مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم!» هرگز از قلب زن بیرون نمی‌رود.
فرزندان نیز از این قاعده مستثنا نیستند و مهرورزی با آنان تکلیفی انسانی و شرعی است که مهر و محبت الهی را در پی خواهد داشت. البته دختران، در این زمینه مقدمند چرا که روحیه‌ای حساس و لطیف‌تر نسبت به پسران دارند. حتی همین اندازه توجه نیز از تیررس سفارشات نبی اکرم دور نمانده است:
هر کس به بازار رود و هدیه‌ای برای خانواده‌اش بخرد و ببرد، [پاداش او] مانند کسی است که برای نیازمندان صدقه می‌برد [و هنگامی که هدیه را به خانه می‌برد] باید قبل از پسران، به دختران بدهد؛ زیرا کسی که دخترش را شادمان کند، مانند کسی است که یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است. و هر کس [با دادن هدیه‌ای] چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خدا گریسته است و هر کس از ترس خدا بگرید، خداوند او را داخل نعمت‌های بهشت کند.
در راستای مهرورزی با خانواده، اهتمام به ناراحتی و غم و اندوه خانواده از مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی انسانی است که در دین مبین اسلام و در سیره و گفتار اولیای الهی مورد توجه خاص قرار گرفته است.
این رویکرد صواب که ریشه در روحیه مهرورزی و محبت به دیگران دارد، در کربلا و رفتارمتقابل سیدالشهدا با خانواده خویش تجلی خاصی داشت. از جمله هنگامى که امام حسین علیه‌السلام دید تعداد 72 نفر مرد از اهل‌بیتش شهید شده‏اند متوجه خیمه‏ها شد و فرمود:
یَا سُکَیْنَهُ یَا فَاطِمَهُ یَا زَیْنَبُ یَا أُمَّ کُلْثُومٍ عَلَیْکُنَّ مِنِّی السَّلَام‏!؛ اى سکینه، اى فاطمه، اى زینب، اى ام کلثوم من هم رفتم خداحافظ.
سکینه فریاد زد: پدر جان! آیا تو نیز تسلیم موت شده‏اى! فرمود: چگونه تسلیم موت نشود کسى که یار و معینى ندارد؟ گفت: پدر جان! پس ما را به‌سوی حرم جدمان پیامبر خدا بازگردان. فرمود: هیهات! «اگر مرغ قطا را در آشیانه‌اش به حال خود وامی‌گذاشتند آسوده می‌خوابید.» ناگهان زن‌ها صدای خود را به گریه بلند کردند. حضرت آنان را ساکت نمود و به حضرت‌ ام کلثوم علیها السلام فرمود: «ای خواهرم! تو را سفارش می‌کنم که خویشتن را نیکو بداری و من اینک برای نبرد با گروه دشمنان می‌روم.‌»
حضرت سکینه علیها السلام فریادکنان نزد امام حسین آمد. حضرت که او را خیلی دوست می‌داشت. به سینه خود چسباند و اشک‌هایش را پاک کرد و به وی فرمود:
سیطول بعدی یا سکینه فاعلمی
منک البکاء اذا الحمام دهانی
لا تحرقی قلبی بدمعک حسره
مادام منّی الروح فی جسمانی
فاذا قتلت فانت أولی بالّذی
تأتینه یا خیره النّسوان
ای سکینه! بدان که پس از مرگ من، گریه تو بسیار خواهد بود. دل مرا از روی حسرت و افسوس به اشک خود مسوزان تا زمانی که جان در تن من است.‌ای برگزیده زنان! چون کشته شوم، تو سزاوارترین کسی خواهی بود که بر بالین من می‌آیی.‌
ابراز عواطف بین خواهر و برادر، در کربلا چنان تابان و رخشنده است که همچون خورشید که فروغی برای دیگر ستارگان باقی نمی‌گذارد، همه انواع مهرورزی و تحابب را تحت‌الشعاع قرار داده است. به‌عنوان نمونه ابراز عواطف این دو قهرمان کربلا در لحظه وداع ذکر می‌شود باشد که الگویی برای خانواده‌های مؤمن و همه دلدادگان حسینی در اصلاح روابط با نزدیکان و خویشان گردد. حضرت زین‌العابدین علیه‌السلام نقل می‌کند:
من در آن شبى که پدرم فرداى آن شهید شد نشسته بود و عمه‏ام زینب نیز نزد من بود و از من پرستارى می‌کرد. در آن هنگام پدرم به خیمه خویش رفت و جون‏ غلام أبى ذر غفارى نیز نزد او سرگرم اصلاح شمشیر آن حضرت علیه‌السلام بود و پدرم این اشعار را می‌خواند:
«یَا دَهْرُ أُفٍّ لَکَ مِنْ خَلِیلِ …؛ اى روزگار! اف بر دوستى تو، چقدر در شب و روز، دوستان و هواخواهان را کشتى و بین دوستان جدایى افکندى و در عین حال روزگار به افراد جایگزین آن‌ها قناعت نکند، به هر حال امور به سوى خداى بزرگ بازگردد و هر زنده سرانجام این راه را مى‏پیماید…
و این اشعار را دو بار یا سه بار از سر گرفت تا اینکه من آن را فهمیدم و مقصود او را دانستم. پس گریه گلوى مرا گرفت ولى خوددارى کرده خاموش شدم و دانستم بلاء نازل گشته است. اما عمه‏ام نیز شنید آنچه را من شنیدم و او چون زن بود و زنان دل‌نازک و بى‏تاب‏تر هستند نتوانست خوددارى کند و از جا جسته دامن‌کشان و مضطرب به نزد آن حضرت دوید و گفت: واثکلاه! (واى از عزا و مصیبت من) کاش مرگ من رسیده بود و زنده نبودم، (گویی) امروز مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن از دنیا رفته‏اند! اى بازمانده گذشتگان و اى دادرس بازماندگان! حسین علیه‌السلام به او نگاه کرد و فرمود: خواهرم، شیطان شکیباییت را از دستت نرباید و اشک در چشمانش جمع شد و فرمود: اگر مرغ قطا را در آشیانه‏اش به حال خود مى‏گذاردند (آسوده) مى‏خوابید. زینب گفت: اى واى بر حال من آیا تو به‌ناچار خود را به مرگ سپردى (و تن بدان داده‏اى)؟ این بیشتر دل مرا ریش می‌کند و بر من سخت‏تر است.
«ثُمَّ لَطَمَتْ وَجْهَهَا وَ هَوَتْ إِلَى جَیْبِهَا فَشَقَّتْهُ وَ خَرَّتْ مَغْشِیّاً عَلَیْهَا.»؛ وقتی این سخن را گفت لطمه به صورت زد و دست به گریبان برده چاک زد و بی‌هوش بر زمین افتاد.
امام حسین علیه‌السلام برخاسته آب به روى خواهر پاشید و به او فرمود: آرام باش اى خواهر! پرهیزکارى پیشه کن و با آن شکیبایی که خدا بهره‏ات می‌سازد بردبارى کن … و به او فرمود:
«یَا أُخَیَّهُ إِنِّی أَقْسَمْتُ فَأَبِرِّی قَسَمِی؛ لَا تَشُقِّی عَلَیَّ جَیْباً وَ لَا تَخْمَشِی عَلَیَّ وَجْهاً …»؛ خواهرم! تو را به خدا سوگند می‌دهم و باید بدین سوگند رفتار کنى؛ چون من کشته شدم (در کشته شدن و ماتم من) گریبان چاک مزن و روى خود مخراش …
این رابطه مهربانانه که هر چند ریشه در معرفت و شناخت دارد اما نمی‌توان بُعد عاطفی و صمیمانه آن را نادیده گرفت، در کربلا بین دو برادر نیز مشاهده شده است. آنجا که امام حسین علیه‌السلام قمر بین هاشم را با تعبیری عاطفی و دوستدارانه مخاطب قرار داد. امام حسین برادرش عباس بن علی را بسیار دوست می‌داشت. وقتی نمایندگان عمر بن سعد، برای مذاکره و گفت‌وگو با امام حسین علیه‌السلام آمدند و عباس خبر آمدن آنان را به امام داد، حضرت با تعبیری عاطفی و مهربانانه که حاکی از ابراز محبتی عمیق به برادر خویش بود فرمود: «یا عباس! إرکب، بنفسی أنت یا أخی! حتی تلقاهم فتقول لهم مالک و ما بدا لکم؛ برادرم! عباس جان فدایت شوم! بر اسب بنشین و به سوی آن ها برو و از آن ها بپرس کیستند و برای چه آمده اند؟
تعبیر فدایت شوم که از امام معصوم به برادر خویش صادر شده است، واقعاً حیرت‌انگیز و درس‌آموز است.
همچنین در ابراز محبت شدید امام به برادرزاده خویش در کربلا و در آغوش کشیدن یادگار امام حسن علیه‌السلام تا جایی که طبق نقل برخی مقاتل هر دو غش کردند، از دیگر جلوه‌های محبت و مهرورزی خانوادگی در کربلاست.

نویسنده: محمدجواد نوری