جمعه ۰۸ بهمن ۱۴۰۰


اگر الذريعه نبود


اگر الذريعه نبود

شيخ آقا بزرگ تهرانی خيلى به ندرت مطلبى را از حفظ نقل مى‏ كند. ايشان براى نوشتن الذريعه خيلى زحمت كشيد.

براى مثال، ايشان گزارش مى‏ دهد كه فلان نسخه كه نزد فلان شخص بوده، در پشت آن تاريخى نوشته شده و آن را ضبط و يادداشت كرده و درباره استناد كتاب به مؤلف اظهار نظر كرده و تعيين كرده است كه براى چه زمانى است. اينها كارهاى مهمّى است كه در الذريعه انجام شده است.

محمد خان قزوينى كه افراد با آب و تاب از او نقل مى‏ كنند كه مثلاً مدتها در اروپا بوده و از او به عنوان ملا تعبير مى ‏كنند و انصافاً هم آدم متتبّعى بوده، شرح حال ابوالفتوح رازى را مفصّلاً نوشته و زحمت هم كشيده است، ولى نتوانسته است اصلش را به دست بياورد كه در چه زمانى بوده است، لذا مى ‏گويد كه ابوالفتوح مثلاً بين سالهاى 520 تا 570 بوده است؛ در حالى كه آشيخ آقا بزرگ در كتابش اجازه‏اى از وى در سال 552 نقل كرده است. اين مطالب را آشيخ آقا بزرگ با تتبّع به دست آورده است و آنها نديده بودند. از اين دست مطالب در الذريعه زياد است . اگر الذريعه نبود، انسان مى‏ فهميد كه تحقيق چقدر ناقص است.

شيخ آقا بزرگ در مقدمه تبيان نسخه‏ هاى خلاف را معرّفى كرده است كه در كجا و كجا وجود دارد و در آنجا نوشته است كه كاش آقاى بروجردى به ذريعه مراجعه مى ‏كرد و به زحمت نمى‏افتاد كه منقولات خلاف را از كتب جمع آورى كند و خود نسخه‏ هاى خلاف را ببيند. آقاى بروجردى نمى دانست كه نسخه‏اى از خلاف وجود دارد، لذا مجبور شده بود استنساخ كند كه فلان شخص فلان مطلب را از خلاف نقل كرده و ديگرى هم اين‏گونه نقل كرده است و بعد آنها را با هم تلفيق مى‏ كرد.

كتاب آشيخ آقا بزرگ سبب مى ‏شود عمر اشخاص تلف نشود. اگر الذريعه نوشته نشده بود، تحقيقات ما خيلى كسرى داشت.