سه شنبه ۰۶ مهر ۱۴۰۰

ویژه نامه


عالمه غیر معلمه

عالمه غیر معلمه

امام علی بن الحسین علیه السلام خطاب به حضرت زینب سلام الله علیها:

أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ فَهِمَهٌ غَیْرُ مُفَهَّمَه‏ (بحار الانوار ج 45 ص 199)‏

بدون شک یکی از مهمترین ابعادی که در تحلیل واقعه عاشورا باید مد نظر داشت نقش موثر زنان در پیشبرد نهضت امام حسین علیه السلام و تبیین اهداف آن می باشد . حضور مستقیم زنان در نهضت حسینی صرفا منحصر به روز عاشورا نبوده بلکه قبل از حادثه کربلا نیز نمونه های متعددی از آن در تاریخ ثبت می باشد .

همسر زهیر بن قین نمونه ای عالی از حضور موثر یک زن است که با کلام به موقع خویش، همسرش را به جانب امام حسین(علیه السلام) رهسپار نمود. آنگاه که زهیر مردد بود که در جواب فرستاده امام که او را به حضور می طلبید چه بگوید. همسرش با ناراحتی به او گفت «سبحان الله! پسر پیغمبر تو را به حضور می طلبد و تو نمی روی؟!…»زهیر تحت تاثیر سخنان همسرش نزد امام حسین علیه السلام آمد و آن تحول روحی در او ایجاد شد و سپس از یاران باوفای امام حسین علیه السلام شد و در کربلا به شهادت رسید.

از سوی دیگر در روز عاشوراء مادر وهب بن جناح را می بینیم که پرورش یافته در مکتب حسینی است . روز عاشورا وهب به میدان رزم رفت و پس از نبردی مردانه به سوی مادر آمد و از او پرسید «آیا از من راضی نشدی؟!»و مادر وهب در پاسخ گفت: از تو راضی و خشنود نمی شوم مگر آنکه در یاری حسین(علیه السلام ) کشته شوی.

امابدون شک درمیان زنان تاثیرگذاردرحادثه کربلا ، نقش محوری واساسی برعهده عقیله بنی هاشم زینب کبری سلام الله علیهابود .ایشان در واقعه ی کربلا هر چند که حضوری فعال داشت و از عناصر مهم و محوری این حماسه ‏ی ‏بزرگ بود اما بخش ‏عمده ی رسالتش زمانی آغاز شد که واقعه ی کربلا به ظاهر با شهادت امام حسین ‏‏(ع) ‏خاتمه می یابد .‏

از تلاش برای جلوگیری از قتل امام حسین علیه السلام در روز عاشورا گرفته[1] تا پرستاری و دلداری امام سجاد علیه السلام بعد از شهادت ابی عبدالله علیه السلام ، سرپرستی کاروان اسرای کربلا و تبیین اهداف قیام برای مردم شام و کوفه نمونه های بارزی از نقش مهم حضرت در این واقعه می باشد .

خطبه های غراء حضرت در کوفه و کاخ یزید( لعنه الله ) به گواه دوست و دشمن ،در خنثی ‏کردن تبلیغات سوء دشمن و تبیین اهداف نهضت عاشورا چنان تاثیری داشت که زمینه قیام های بعدی از ‏جمله توابین در کوفه ، و ابراز ندامت و پشیمانی یزید و خنثی کردن تبلغات او علیه اهل بیت در شام شد ‏‏.خطبه هایی که یاد آور خطبه های پدرش علی علیه السلام بود :‏

أمّا بعد، یا أهل الکوفه، یا أهل الختل و الغدر و الخذل أ تبکون ؟ألا فلا رقأت العبره، و لا هدأت الزفره، إنّما ‏مثلکم کمثل الّتی نقضت غزلها من بعد قوّه أنکاثا…. ألا بئس ما قدّمت لکم أنفسکم أن سخط اللّه علیکم و فی ‏العذاب أنتم خالدون.( بحار:ج 45ص 162 ح 7)‏

اوج عظمت حضرت زینب علیها السلام در حمل ثقل امامت و انتقال آن به امام سجاد علیه السلام می باشد . ‏

مرحوم مامقانی دراین باره چنین می گوید : ‏

و لو قلنا بعصمتها لم یکن لأحد أن ینکر إن کان عارفا بأحوالها فی الطفّ و ما بعده، کیف و لو لا ذلک لما ‏حمّلها الحسین علیه السّلام مقدارا من ثقل الإمامه أیّام مرض السجّاد علیه السّلام، و ما أوصى إلیها بجمله من ‏وصایاه،و لما أنابها السجّاد نیابه خاصّه فی بیان الأحکام و جمله اخرى من آثار الولایه.( تنقیح المقال: 3/ 79)‏

همچنین مرحوم شیخ صدوق را در کتاب «اکمال الدین» و شیخ طوسى در «غیبت» به صورت مسند از احمد ‏بن ابراهیم روایت مى‏کنند که گفت: در سال ۲۸۲ بر حکیمه دختر حضرت جواد الائمه امام محمّد تقى (ع) ‏وارد شدم و از پس پرده با او صحبت کرده، از دین و آیین او پرسیدم و او نام امام خود را برده، گفت: فلانى ‏پسر حسن. به او عرض کردم: فدایت شوم آیا آن حضرت را به چشم خود دیده‏اید یا این که از روى اخبار و ‏آثار مى‏گویید؟ گفت: از روى روایتى که از حضرت عسکرى (ع) به مادرش نوشته شده است. گفتم: آن مولود ‏کجا است؟ گفت: پنهان است. گفتم: پس شیعه چه کنند و نزد چه کسى مشکلات خود را بازگو نمایند؟ گفت: ‏به جدّه، مادر حضرت عسکرى. گفتم: آیا به کسى اقتدا کنم که زنى وصایت او را بر عهده دارد؟ گفت: به ‏حسین بن على (ع) اقتدا کن که در ظاهر به خواهرش زینب (ع) وصیت کرد و هر گونه دانشى که از ‏حضرت سجّاد (ع) بروز مى‏کرد به حضرت زینب (س) نسبت داده مى‏شد تا بدین گونه جان حضرت سجّاد ‏‏(ع) محفوظ بماند.‏

همه این موارد در شرائطی بود که زنان در حاشیه نگه داشته می شدند و سستی و ناتوانی را بر عقل و ‏روحیه ‏آنها تحمیل می کردند. اما حضرت هر چند که ظاهرا اسیر است اما چنان با شهامت و شجاعت به خطابه ‏پرداخته که گویا یزید در اسارت اوست و او را فرزند مرجانه و زنا زاده می خواند ، آن هم در مقابل همگان . ‏در آن روزگار که یکی از راههای شناخت ‏افراد ، نام پدر آن شخص بود ، زینب سلام الله علیها ، ابن زیاد را با ‏نام مادرش می خواند ، یعنی پدرت نامعلوم است و تو ‏حاصل چنین روابط نامشروعی بوده ای . آیا توهینی ‏بالاتر از این ، آن هم در مقام یک اسیر . واقعا شجاعت ‏او در قالب یک زن ستودنی و قابل تقدیر نیست ‏.؟ ‏در حقیقت او با سخنانش نهضت عاشورا را به بهترین و نیکوترین وجه ممکن به پایان می رساند ‏.از همین ‏رو امام سجاد علیه السلام زینب سلام الله علیها را به عالمه غیر معلمه توصیف کرده که چه بسا این توصیف، ‏حجتی بر محدَث و ملهَم بودن حضرت زینب سلام الله علیها باشد . ‏

این نوشته را با کلام مرحوم خویی (ره) در معجم الرجال به پایان می رسانیم : ‏

إنّها شریکه أخیها الحسین علیه السّلام فی الذبّ عن الإسلام و الجهاد فی سبیل اللّه، و الدفاع عن شریعه ‏جدّها سیّد المرسلین، فتراها فی الفصاحه کأنّها تفرغ عن لسان أبیها، و تراها فی الثبات تنبئ عن ثبات أبیها، لا ‏تخضع عند الجبابره، و لا تخشى غیر اللّه سبحانه، تقول حقّا و صدقا، لا تحرّکها العواصف، و لا تزیلها ‏القواصف.‏

فحقّا هی اخت الحسین علیه السّلام، و شریکته فی سبیل عقیدته و جهاده. معجم رجال الحدیث: 23/ 191.‏

[1]-عصر عاشورا هنگامی که حضرت زینب سلام الله علیها مشاهده کرد. امام حسین علیه السلام روی زمین افتاده و دشمنان جنایت کار اطراف پیکر مطهر وی را با هدف کشتن ایشان گرفته اند، از خیمه بیرون آمد و خطاب به عمر سعد به عنوان سرزنش فرمود: یابن سَعد! اَیُقتَلُ اَبُوعبداللّه وَ انتَ تَنظُرُ اِلَیهِ؟».فرزند سعد! آیا ابوعبداللّه کشته می شود و تو تماشا می کنی؟! او هیچ جوابی نداد و روی از حضرت زینب علیهاالسلام برگرداند، در یک مرحله دیگر زینب تلاش کرد تا شاید از کشته شدن امام حسین علیه السلام جلوگیری نماید. از این رو، خطاب به آن مزدوران نمود و گفت: «اَما فیکم مُسلِمٌ؟