دوشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده «الکلام …»؛ اتحاد پسندیده و اتحاد ناپسند

این همه تشتّت که در فِرَق اسلام شده، از جدایى انداختن بین کتاب و عترت شده که هر کس قرآن را براى خود تفسیر کرده، بدون مراجعه به عترت طاهره علیهم السلام.

حالا با این تشتّت، جمعى به نام اتّحاد، اسلام را از افراد شیعه و سنّى با هم صلح و مصالحه نموده، از فروع مذهب خود به همدیگر می بخشند و گمان می کنند اتّحاد اسلام، با این صلح و مصالحه صورت می گیرد. اینها تقریباً چاکِ جامه را گذاشته، وصله را به جاى سالم آن می زنند.

احزاب سیاسى ممکن است این طور با هم سازش نمایند. یکى از احزاب از چند مادّه از مرام خود صرف‏ نظر نماید، دیگرى نیز از چند ماده، چون مرام آنها واقع محفوظى ندارد، بلکه امرى است جعلى، می توانند جعل بکنند و می توانند حلّ بکنند. بستن و باز کردنش، دست خودشان است.

امّا فروع مذهب، واقع محفوظى دارد؛ نظیر دفینه [گنج] که در جاى معیّنى مدفون است. پس اگر کسى را اعتقاد شد که جاى دفینه، در جانب شرقى فلان شهر یا قصبه است؛ لهذا به کندن آنجا مشغول شد و دیگرى را عقیده شد که جاى آن، در جانب غربى آن است؛ آن هم به کندن آنجا قیام نمود، آیا ممکن است این دو نفر با هم صلح نمایند که هر دو از عقیده خود صرف‏نظر نمایند و بیایند جایى را در وسط انتخاب نموده، به حفر آن قیام نمایند؟

نه! چون زمام امر دفینه، در دست اینها نیست که هر جا را که اینها پسندیدند، از آنجا پیدا بشود.

احکام شرعیّه هم همین‏طور. پس با مصالحه و قرارداد آقایان مصلِحین -که اسم شریف خودشان را هم منوّرالفکر گذاشته‏ اند- حلال شرعى، حرام و حرام شرعى، حلال نمی شود. پس زحمت ‏کشیده، بی خود به یکدیگر نبخشند؛ مانند حافظ که سمرقند و بخارا را می بخشد، و حکیم هیدجى، اردبیل و خلخال را. سمرقند و بخارا صاحب دارد؛ اردبیل و خلخال هم زمامدار دارد. در دست اینها نیست که ببخشند.

پس اتّحاد اسلام به این معنى که اینها می گویند، جز اینکه چاک جامه را گشاد نموده، وصله را به جاى سالم آن بزنند، حاصلى نخواهد داشت.

و امّا اتّحاد اسلام به این معنى که مسلمین با اختلاف مذاهب‏شان، باید دستگیرى از یکدیگر نموده، در حفظ اساس دیانت که مشترک بین همه فِرق اسلام است، معاضد و کمک همدیگر باشند، البتّه لازم است. نگارنده یکى از لبّیک گویان این دعوتم که نه با پا، بلکه با سر، به جانب این دعوت رهسپار می گردم.