شنبه ۰۷ خرداد ۱۴۰۱


گزیده الکلام …؛ اظهار نعمت، شکرانه ی احسان (حکایت احسانِ جعفر برمکی)

اظهار نعمت، شکرانه ی احسان (حکایت احسانِ جعفر برمکی)

جعفر برمكى در حقّ اصعمى، احسان هاى زياد و بخشش‏هاى بى‏اندازه نموده بود؛ ولى او چون احسان و بخشش وى را به معرض بروز نياورده بود، خاطر جعفر از اين رنجيده گرديده، دست احسانش را از وى نگه داشت؛ چنان كه در كتاب مروج الذهب نوشته:

جعفر به خدمتكارش گفت كه هزار دينار بردار. امروز بر اصمعى گذر خواهم نمود؛ وقتى كه ديدى كه او حكايتى به ميان آورد و من خنديدم، آن را پيش او بگذار. پس جعفر بر اصمعى وارد شد. اصمعى، هر اعجوبه و حكايات نادره به ميان آورد، جعفر نخنديد تا اينكه از نزد او بيرون آمد

انس بن ابى شيخ كه ناقل قصّه است، گويد: من به او گفتم كه از تو، امروز امر عجيبى ديدم كه هزار دينار براى اصمعى امر كردى، برداشتند و آن گاه، او با هر قضيّه مضحكه تو را تحريك كرد، تو نخنديدى. و از عادت تو اين نبود مالى كه از بيت المال تو بيرون آمده باشد، دوباره به خزينه تو برگردد. گفت: از اموال ما صد هزار درهم پيش از اين به دست او رسيده. با وجود اين، هر چه در خانه او ديدم، شكسته و كهنه و چرك و پوسيده بود. من زبان نعت را گوياتر از زبان خود وى مى‏بينم. ظهور عمل در مدح و هجو، بيشتر از مدح و هجو او است. براى چه بدهم در صورتى كه احسان را ظهورى در وى نيست؛ نعمت ما در خانه او، ناطق به شكران نيست.