پنجشنبه ۰۱ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام…؛ حال مردمان بخیل


حال مردمان بخیل

واقعاً حال مردمان مُمسِک، تعجّب آور است؛ شب و روز جمع مى‏کنند، امّا اصلاً خرج نمى‏کنند، حتّى براى خودشان هم، به طورى که شکم هاشان همیشه در عزاست؛ مگر اینکه در خانه دیگران از عزا بیرون بیاید. زن و بچّه این‏گونه اشخاص همواره چشم به راه انتظار حضرت ملک الموت‏اند که تشریف آورده، روح این ها را قبض فرموده و آن ها را از این بدبختى برهاند و یا آرزوى رسم هنود [سرخپوستان] آمریکا را مى ‏کنند که پدر را زنده به گور نمایند؛ چون مى‏نویسند هنود آمریکا، رسمشان این است وقتى یک نفر پیر شد و از شکار و سفر و رقص باز ماند و بر اولاد و عشیره‏اش، کل شد، او را مى‏برند در دشت، چادر کوچکى برایش مى‏زنند و مقدارى هم آذوقه در آنجا مى‏گذارند و برمى‏گردند. خلاصه، زحمت او را از خود رفع نموده، او را به مقدّرات مى‏سپارند؛ آیا طعمه جانور گردد و یا از بى‏قوتى، تلف شود و یا دچار بلاى دیگر گردد.

این معامله، در نزد آن ها عیب نیست؛ چون رسمشان بر این جارى شده، حتّى خود آن پیر نیز از این پیشامد، وحشت نمى‏کند؛ چون خود نیز با پدر پیرش، همین معامله را کرده؛ امّا در نزد دیگر ملل عالم، این کار، در نهایت زشتى است؛ چون خوبى و زشتى هر چیز در نزد هر ملّت، بسته به مرسوم بودن و نبودن آن است؛ مثلاً در آمریکاى جنوبى، قبایل وحشى[ای] هستند که جسد میّت را در دیگ گذاشته، به زیر آن آتش مى‏زنند. تمام کسان میّت هم باید حضور داشته باشند. وقتى که گوشت آن پخت، بعد از گریه و اظهار تأسّف، آن را بیرون آورده، قسمت کرده، مى‏خورند. استخوان هاى آن هم به وارث مى‏رسد. ورثه هم باید استخوان ها را کوبیده، نرم کرده، داخل شراب نموده، به اهل قبیله بخوراند. این عمل در نزد آن ها، احترام مرده [و] تشریف واردین است؛ ولى در نزد ملل دیگر، زشت و نفرت‏آور است.

و هم چنین، در ازدواج نیز هر ملّت، رسمى دارد. در اروپا، پسر و دختر، مدّتى با هم مى‏باشند و اخلاق یکدیگر را مى‏سنجند؛ آن گاه، عقد زناشویى جارى مى‏نمایند، و امّا در چین مرسوم نیست که آن ها یکدیگر را ببینند جز شب زفاف. ولکن [در] اسلام، قانون متوسّط بین این دو رسم است، نه به آن گشادى است که در خلوت و جلوت، با هم باشند که مبادا معامله خلاف عفّت در بین آن ها واقع بشود، و نه به این تنگى است که اصلاً تا شب زفاف یکدیگر را نبینند؛ بلکه به مرد اجازه دیدن زن را داده تا در معامله، مغبون نباشد.