پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ قضیه محمود افغان و عاقبت ظالمین

قضیه محمود افغان و عاقبت ظالمین

در تاریخ سنه 1135 که محمود افغان بر اصفهان مسلّط شد و شاه سلطان حسین ناچار تاج سلطنت را تفویض او نمود، سه سال او در ایران حکومت کرد. در آخر امر سودا بر مزاجش غلبه کرد که به هر کس گمان بد ببردى و به اندک چیزى از جاى جستى. و اگر یکى از دوستانش نزد وى شدى پنداشتى که اراده قتل او را دارد. در این حالت بود که خبر آوردند که صفى میرزا پسر بزرگ شاه سلطان حسین از اصفهان گریخت. او بدون اینکه به تحقیق مطلب بپردازد حکم کرد جمیع فرزندان خانواده سلطنت را جز شاه سلطان حسین به قتل رسانند. پس جمیع شاهزادگان را در یکى از صحن هاى عمارت جمع کردند. محمود خود با یک دو نفر از خواص خود به قتل ایشان پرداخت.

از شیخ محمّد على حزین نقل کرده‏اند که 39 نفر شاهزاده در آن روز شربت ممات چشیدند. دو طفل که از همه خُردتر بود به شاه سلطان حسین پناه بردند. پدر، فرزندان را در آغوش خود گرفت؛ محمود قدم پیش گذاشت، خنجر بر بازوى سلطان حسین آمد، خون جارى شد. محمود با همه بى‏رحمى، غضبش تسکین یافت و آن دو طفل از چنگ اجل رستند. ولکن محمود از عمرش برخوردار نشد، بلکه در اثر این ستم که بر آن اسیران محترم کرد گرفتار مرضى گردید که بالأخره به دیوانگى سخت کشید، به طورى که گوشت بدن خود را مى‏کند و مى‏خورد.

افغانها که حال وى را بدین منوال دیدند عموزاده او اشرف را به سلطنت اختیار کردند. او نیز در تخت سلطنت ننشست تا اینکه جنازه وى را در پیش او گذاشتند، آنگاه نشست. چون محمود پدر او را به دست خود کشته بود، لهذا عداوت وى را در دل داشت و منتظر فرصت بود. این بود که در تخت ننشست تا اینکه انتقام از او کشید، و بعد حکم کرد که مادر محمود یک شب با همان کشتگان در میدان به سر برد. و آنگاه جسدهاى آنها را با احترام به قم فرستاد که در جوار حرم حضرت معصومه به خاک سپردند.

اشرف نیر چهار سال حکومت کرد. بعد نادر آمد او را از ایران بیرون کرد. او نیز هنگام بیرون شدن از اصفهان، شاه سلطان حسین را کشت آنگاه راه فرار پیش گرفت. نادر بعد از آنکه افغانیها را مستأصل و خاک ایران را از لوث وجود آنان پاک کرد امر کرد که قبر محمود را ویران نموده مزبله‏اش کردند؛ ظالم و مظلوم در همین منزل که منزل اوّل آخرت است راهشان از هم جدا شد.

چنان‏که دیدید که قبر محمود مزبله گردید اما قبور آنها مزار بسیارى از ستمدیدگان از اولاد ائمه علیهم السلام است که خودشان از ترس ستمکاران در گوشه و کنار، متوارى شده نتوانسته‏اند آفتابى بشوند؛ ولکن قبور آنها با قبه و بارگاه چون آفتاب درخشان گردیده [است]. اما از قبور آنهایى که ستم در حق آنها کردند اصلاً خبرى و اثرى نیست.

باز اقبالشان آورده که از قبور آنها خبرى نیست والاّ جز لعن نصیب دیگرى نداشتند. مثلاً هارون الرشید که از جاى قبر وى مردم خبردار شده‏اند این است که در بالاى سر مبارک حضرت ثامن الائمه (سلام الله علیه) یادش مى‏کنند، نه تنها او را بلکه مأمون را هم ردیف وى کرده با صداى بلند مى‏گویند بر هارون و مأمون لعنت. و مخصوصاً این لعنت را در هنگام عبور از تنگناى بالاسر مبارک حواله مى‏دهند چون وسط بقعه را جسد ناپاک هارون اشتغال نموده بود؛ بدین لحاظ قبر شریف در کنار، واقع شده بالا سر تنگ شده این است که هنگام عبور از آنجا بر باعث این تنگى
که هارون و مأمون باشند لعنت مى‏فرستند.

از قضا در قم نیز قبر شریف در کنار بقعه واقع شده، وجه آن هم شاید این باشد که در قدیم، بقعه حضرت معصومه کوچک بوده و در جنب آن نیز به طورى که از تاریخ قم درمى‏آید بقعه دیگرى بوده؛ بعد خواسته‏اند که آن دو قبه کوچک را بردارند و قبه بزرگى روى قبور هر دو بقعه کوچک بنا کنند، و چون بقعه حضرت معصومه در جنوب بوده و بقعه دیگر در شمال، لهذا این قبه را روى قبور هر دو بقعه کوچک قرار دادند؛ بدین لحاظ قبر حضرت معصومه در طرف جنوب این بقعه واقع شد. و چون عمده، قبر حضرت معصومه بود که مورد توجه عمومى بود بقیه در تحت الشعاع بودند، این است که مرور زمان، صورت قبور آنها را از بین برد و همه این بقعه و اوراق، مخصوص قبر مطهر حضرت معصومه گردید. پس بر کنار واقع شدن قبر شریف به نظر نگارنده این است.

حالا بعضى از زوار، نظر به عادتى که در بالاى سر قبر مبارک حضرت رضا علیه‏السلام یادى از هارون و مأمون مى‏کنند در حرم قم نیز در بالاى سر یاد مى‏کنند، به گمان اینکه از آداب عبور از تنگناى هر مزار لعن هارون و مأمون است. این هم از خوشبختى آنها است که مورد یادبود زوار در هر دو بقعه مى‏شوند.

برو بالاتر آثار ظلم یزید و مظلومى حضرت سیّد الشهدا علیه‏السلام را ملاحظه کن. قبر یزید [را] در شام ببین که زباله گاه عمومى گردیده. و آنگاه مرقد پاک حضرت سیّد الشهدا علیه‏السلام به جاى خود که مطاف شیعه و بلکه زیارتگاه همه فرق اسلام گردیده است. مقام رأس مبارک آن حضرت را ملاحظه کن که در چهار نقطه مصر و شام و نجف و کربلا زیارتگاه و محل توجه عموم گردیده [است] با اینکه سر مبارک [حضرت فقط ] یکى از آن امکنه را مشرف فرموده ولى هر چهار نقطه به احتمال اینکه سر مبارک، آنجا دفن شده متبرک گردیده است. آنها نیز به جاى خود که به قول اهل علم هر یک طرف علم اجمالى است.