یکشنبه ۰۲ آبان ۱۴۰۰

صوم 89-88


241. کتاب صوم/سال‏ سوم 88/07/25

باسمه تعالی

کتاب صوم/سال‏ سوم : شماره 241 تاریخ : 88/07/25

بحث در مسئله تبرع کفاره از حی و میت بود. در این جلسه، استاد دام ظله، در مسئله مصرف کفاره اطعام، ابتدا، پس از اشاره‏ای گذرا به اتحاد و عدم اتحاد مفهومی یا مصداقی فقراء و مساکین، بنابر قول به تعدد مفهومی و مصداقی، اسوء حال یا احسن حال بودن و مصرف اطعام بودن یکی از دو عنوان را مورد بررسی قرار می‏دهند.

«مصرف کفاره الاطعام، الفقراء» مرحوم سید این قسمت را به طور قطعی و بدون تردید ذکر کرده و آن را مسلم می‏داند، حالا ببینیم همینطور هست یا نیست.

بحثی کلی هست که آیا معنا و مفهوم مسکین و فقیر یکسان هست یا نیست، اگر یکسان باشد، جائی برای بحث جاری باقی نمی‏ماند، به خاطر اینکه للفقراء و المساکین که در روایات در باب کفارات وارد شده، یکی خواهد بود.

کسانی که گفته‏اند معنای فقراء و مساکین یکی است، احتمال زیاد می‏دهم که و لو ترادف در کلمات اطلاق شده اما مراد آنها ترادف مفهومی نیست و تلازم قائل هستند و می‏گویند مصادیق مسکین و فقیر مساوی است و دو عنوان است که معنون خارجی آنها یکی است، نظیر رحمان و خالق موجودات که از نظر مفهوم بین آنها تفاوت وجود دارد اما خارجاً یکی است، وقتی فقراء و مساکین را یکی حساب کردیم و معنون خارجی آنها یکی شد، در مصرف زکات که چند عنوان ذکر شده، مستحقین زکات هفت طایفه می‏شوند. این نظر مرحوم محقق در شرایع است که فرموده اشبه چنین است، و برخی از مفسرین در تفاسیر نیز همین مطلب را دارند که هر دو عنوان یکی است، قائلین به اتحاد، حتی در آیه زکات نیز قائل به اتحاد هستند و می‏گویند در همه حال چه در حالت اجتماع و چه در حالت افتراق، این دو عنوان مصداقاً یکی است.

ولی مشهور و اکثر این است که معنای فقراء و مساکین یکی نیست و مشهور قائل به تعدد هستند و حتی مرحوم محقق، آنطور که در مسالک آمده و ظاهراً نیز همینطور است، از نظر به اتحاد برگشته، در نافع و معتبر مانند مشهور، اصناف مستحق زکات را هشت طایفه ذکر کرده، و اصلاً از امامیه غیر از مرحوم محقق به کسی که قائل به اتحاد مصداقی باشد، تاکنون برخورد نکرده‏ام، مفسرین قائل ذکر کرده‏اند اما در تفاسیر مراد اعم از امامیه و غیر امامیه است، مشهور قائل به تعدد هستند و از روایات نیز تعدد استفاده می‏شود و قول به اتحاد ضعیف است، در این دیگر بحث قابل اعتنائی نیست.

بحث عمده این است که بنابر قول به تعدد مفهومی و مصداقی، کدامیک اسوء حالاً یا احسن حالاً است؟ این مطلب از زمان ابن عباس و معاصرین ائمه علیهم السلام تا زمان حاضر در بین امامیه و عامه و کتب لغت مورد بحث قرار گرفته است.

عده‏ای گفته‏اند اینکه متعدد است و بحث اسوء حالاً هست، تعدد در جائی است که فقراء و مساکین با هم ذکر شود و در حالت اجتماع است که برای هر کدام مفهوم خاصی هست، اما در حالت افتراق مصداق آنها یکی است و در این حالت مسکین و فقیر شخصی است که خرج سال ندارد. اگر این حرف درست باشد، موضوع بحث که در کفارات، اطعام مساکین منفرداً ذکر شده، یعنی شخصی که خرج سال خود را ندارد و دیگر مورد بحث نیست و همان است که در عروه للفقراء ذکر شده و مطلب تمام است. عده‏ای این مطلب را ادعا کرده‏اند که فقراء و مساکین از این قبیل است که اذا اجتمعا افترقا و اذا افترقا اجتمعا. مرحوم شیخ طوسی در زکات مبسوط تصریح دارد که اختلاف در اسوء حالاً در جائی است که با هم جمع شود و اگر به تنهائی ذکر شود، این اختلاف نیست. مرحوم ابن ادریس در سرائر نیز به همین تصریح کرده است. از مرحوم قطب راوندی نیز همین مطلب نقل شده، ایشان معاصر متقدم بر مرحوم ابن ادریس است، وفات مرحوم قطب راوندی در 573 و وفات مرحوم ابن ادریس در 598 است، به دلیل زیادی سن مرحوم قطب راوندی، تقریباً در طبقه اساتید مرحوم ابن ادریس است، اما به جلد اول فقه القرآن مرحوم راوندی در آیه زکات که مراجعه کردم، در آنجا چنین مطلبی نبود، اختلاف در اسوء حالاً را نقل کرده اما متفاوت بودن حالت اجتماع و افتراق را ندارد، شاید در جلد دوم فرموده باشد. مرحوم علامه حلی نیز در منتهی و تحریر و مختلف همین مطلب را دارد. مرحوم یحیی بن سعید که معاصر مرحوم محقق است، تعبیری دارد که از آن استفاده می‏شود که ایشان نیز همین را قائل است، از تظهر الفائده که ذکر می‏کند، استفاده می‏شود که اگر به تنهائی ذکر شود، به دلیل اینکه همه مصادیق آنها یکی است، این اختلاف نیست. شهید ثانی در شرح لمعه دعوای اجماع کرده، و در مسالک دو تعبیر دارد، در تعبیری لا خلاف گفته که از دعوای اجماع کمتر است، و در تعبیری دیگر اتفاق گفته که با اجماع یکی است. و بر اساس این دعاوی این بزرگان، عده دیگری گفته‏اند که اذا اجتمعا افترقا و اذا افترقا اجتمعا، و مرحوم سید نیز این مطلب را مسلم فرض کرده است.

ولی این مطلب مسلم نیست، مرحوم فخر المحققین در ایضاح می‏فرماید اختلاف در اینکه کدام اسوء است، در نذر و وصیت و کفاره ظاهر می‏شود، با اینکه در کفارات به تنهائی ذکر شده، ایشان قائل شده که اختلاف در اینجا هست. شهید اول که شاگرد مرحوم فخر المحققین است، می‏گوید اینها که می‏گویند تنها ذکر شود، اگر مجازاً اطلاق شود، بحث دیگری است، اما اینکه اگر علی سبیل الحقیقه ذکر شود و قرینه‏ای نباشد، بگوئیم اعم است، این ممنوع است. مرحوم فاضل مقداد، شاگرد شهید اول که در تنقیح ثمرات را ذکر می‏کند، مانند ایضاح می‏گوید ثمره ظاهر می‏شود. مرحوم ابن فهد در مهذب البارع و در مقتصر و مرحوم صاحب مدارک و مرحوم سبزواری در کفایه همینطور می‏گویند، مرحوم سبزواری در ذخیره می‏گوید تأمل دارد و گویا تمایل دارد، می‏گوید اگر اجماعی باشد، حرفی نیست و اگر اجماع نباشد کما هو الظاهر، جای تأمل است و نباید این حرف را بزنیم، مرحوم میرزای قمی در غنائم همینطور می‏گوید، بسیاری از بزرگان این مطلب را قبول ندارند.

و از طرفی از استدلالاتی که لغویین و غیر لغویین برای اقوی و اضعف اقامه کرده‏اند، استفاده می‏شود که مراد سابقین این است که صورت انفراد داخل است، به خاطر اینکه اکثر قریب به اتفاق استدلالات در زمینه انفراد است، غیر از مرحوم شیخ در مبسوط و آن چند نفر که ذکر کردم، همه می‏گویند معنای فقیر این و معنای مسکین آن است و هیچکدام متعرض نشده‏اند که به تنهائی ذکر شد، چطور است، و ظاهر کتبی که ذکر نشده و فقط تفاوت را ذکر کرده‏اند، همین است که مطلقا است، خلاصه، با مراجعه به مآخذ، حتی به نحو مشهور نیز به طور قاطع نمی‏توانیم نسبت دهیم که اگر به تنهائی ذکر شود، این اختلاف نیست.

استدلال دیگری در مستمسک مرحوم آقای حکیم و مستند مرحوم آقای خوئی هست، و آن روایت اسحاق بن عمار است، مرحوم آقای خوئی موثقه تعبیر می‏کند، اما نظر مختار این است که روایات اسحاق بن عمار از جانب او صحیحه است، به این روایت اینگونه استدلال شده که لازم نیست محتاج اسوء حالاً باشد، از ادله استفاده می‏شود کسی که محتاج است و این بر هر دو قسم صدق می‏کند، در کفارات اطعام عشره مساکین یا ستین مسکیناً، در روایت می‏گوید «قلت فیؤتیه الرجل قرابته ان کانوا محتاجون، قال نعم»، از این استفاده می‏شود که مطلق احتیاج کفایت می‏کند و لازم نیست به مرتبه اعلای احتیاج و اسوء حالاً برسد.

ولی به نظر می‏رسد که استدلال به این روایت محل شبهه است، اگر پرسیده شده بود که مستحق چه کسی است و در جواب گفته شود که محتاج مستحق است یا پرسیده شود که محتاج در باب استحقاق کفایت می‏کند و جواب مثبت باشد، این اطلاق دارد، اما ظاهر سؤال درباره قرابت و خویشاوندان است که اگر محتاج باشند، می‏توان به آنها پرداخت کرد، اینجا مشکل است که از جانب احتیاج اطلاق داشته باشد و اطلاق در جانب خویشان است، این نظیر این است که پرسیده شود که اگر مجتهد سنی نیز باشد، می‏توان تقلید نمود، این در مقام این نیست که در تقلید فقط اجتهاد شرط است، این در مقام این است که آیا ایمان در تقلید شرط هست یا نیست، از آن ناحیه نمی‏توان به اطلاق استناد کرد، در اینجا از احتیاج سؤال نشده و آن را مفروغ عنه گرفته و سؤال از پرداخت به خویشاند است، اگر سؤال از آزاد کردن رقبه با سن خاصی باشد، این اطلاق ندارد که چه مؤمنه و چه کافره باشد.

بنابراین، به نظر می‏رسد که مشکل است از مسکین به موارد دیگر تعدی کنیم، البته در زکات فطره نیز روایاتی هست که مقداری سخت گرفته، کسی است که تقریباً چیزی ندارد و شامل کسی نمی‏شود که خرج سال کافی ندارد.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : آن روایت صحیحه که بین اینها فرق گذاشته، گمان می‏کنم که در تفسیر آیه و معنای فقیر و مسکین است، این به طور ابتدائی نیست که ابتداءاً بگویند، در مورد آیه‏ای که فقیر و مسکین با هم ذکر شده، سؤال کرده‏اند که فرق آنها چیست، احتمال قوی هست که آن تفسیر است، به آن استناد کرده‏اند اما مشکل است، در معنای عرفی نیز بزرگان به مشکل افتاده‏اند، به نظر می‏رسد که در اینجا باید احتیاط وجوبی گفت که نشود به دیگری مراجعه کرد.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»