جمعه ۰۱ بهمن ۱۴۰۰


42. كتاب صوم/سال‏ اول 86/10/03

باسمه تعالي

كتاب صوم/سال‏ اول : شماره 42 تاریخ : 86/10/03

مرحوم آقاي حكيم، وجه حكم بسياري از اين مسائلي كه راجع به نيت است، اجماع قرار داده است و به اجماع استناد مي‏كند و ساير ادله را براي مختار خود كافي نمي‏داند.

ولي پس از مراجعه معلوم مي‏شود كه ادعاي اجماع در تمام اين موارد بسيار مشكل است. حالا يك مقداري اقوال را نقل مي‏كنم.

درباره وقت نيت صوم واجب معين، به مرحوم ابن جنيد نسبت داده‏اند كه ايشان مخالف در مسئله است و تا قبل از غروب را كافي مي‏داند.

منتها به نظر آمده بود كه مرحوم ابن جنيد اين مطلب را راجع به واجب معين نفرموده است و ممكن است ايشان راجع به واجب معين با تفصيل مشهور بين معذور و غير معذور و يا با مرحوم ابن ابي عقيل كه مي‏گويد نيت در معذور و غير معذور بايد در شب انجام گيرد و نيت بعد از طلوع فجر موجب صحت صوم نيست، موافق باشد، و ايشان در واجب غير معين با ديگران مخالف باشد و مي‏گويد تا قبل از غروب فرصت نيت وجود دارد. پس از مراجعه ديدم مرحوم محقق اردبيلي نيز به اين مطلب توجه نموده است، البته به اين مطلب تصريح نكرده، بلكه واجب معين را كه عنوان مي‏كند، مرحوم ابن جنيد را از مخالفين بشمار نمي‏آورد، ولي در واجب غير معين ايشان را به عنوان مخالف ذكر مي‏كند و خود ايشان نيز با نظر مرحوم ابن جنيد موافقت مي‏نمايد. و مرحوم صاحب مدارك نيز كه شاگرد مرحوم محقق اردبيلي بوده، صريحاً مي‏گويد ظاهراً مرحوم ابن جنيد در واجب معين مخالفتي ندارد، البته هيچكدام توضيح نداده‏اند. مرحوم سبزواري صاحب ذخيره و كفايه نيز كه نوعاً تابع اينها مي‏باشد، مانند مرحوم محقق اردبيلي، مرحوم ابن جنيد را در واجب معين به عنوان مخالف ذكر نمي‏كند و در واجب غير معين ذكر مي‏كند.

عبارت مرحوم ابن جنيد كه در مختلف نقل شده، اين است: «و قال ابن الجنيد: و يستحب للصائم فرضا و غير فرض أن يبيّت الصيام من الليل لما يريد به، و جائز أن يبتدئ بالنية و قد بقي بعض النهار، و يحتسب به من واجب إذا لم يكن قد أحدث ما ينقض الصيام، و لو جعله تطوعا كان أحوط»[1].

«قال ابن الجنيد: و يستحب للصائم فرضا و غير فرض أن يبيت الصيام من الليل لما يريد به، و جائز أن يبتدئ بالنية و قد بقي بعض النهار و يحتسب به من واجب إذا لم يكن أحدث ما ينقض الصيام، …» تا اينجا ممكن است همين فهميده شود كه آقايان گفته‏اند كه ايشان در صوم واجب و مستحب مي‏گويد كه تا قبل از غروب فرصت نيت وجود دارد، ولي از ادامه عبارت، همان كه به نظر آمده بود و فقهاء فوق الذكر فهميده‏اند، استفاده مي‏شود، مي‏گويد «و لو جعله تطوعا كان أحوط»، اين در واجب موسع درست است كه وقت معيني ندارد، احوط اين است كه اين روز را نيت نكند و روز ديگري را با نيت از ابتداي طلوع فجر و ابتداي نهار به عنوان واجب روزه بگيرد، و چنين مطلبي در رابطه با واجب معين كه فرصت ديگري ندارد، متصور نيست[2].

كسي كه صريحاً مخالف در مسئله است، مرحوم فيض در مفاتيح است كه گمان نموده كه مرحوم ابن جنيد نيت تا قبل از غروب را در واجب معين جايز مي‏داند و فرموده كه كلام مرحوم ابن جنيد قوي است.

در مقنع مرحوم صدوق عبارتي هست كه در آن هم اين احتمال هست كه ايشان نيز با مشهور مخالف باشد، و در فقيه نيز روايتي نقل نموده كه ظاهر نقل ايشان نسبت به روايات در فقيه، اين است كه مفاد همين روايت فتواي ايشان است، عبارت مقنع اين است «و إذا أصبح الرجل و ليس من نيته أن يصوم، ثمَّ بدا له، فله أن يصوم»[3] و همين به عنوان روايت در فقيه نيز ذكر شده است.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): اگر خصوص آن باشد بايد تذكر بدهند، اگر خصوص آن باشد كه ماه رمضان عنوان شده باشد و بگويد كه اگر اول تصميم نداشت و بعد تصميم گرفت، اما اگر كلي باشد كه بگويند نيت تا اول وقت جايز است، ملازمه ندارد. و ممكن هم هست كه نسبت به ماه مبارك رمضان به وضوح واگذاشته شده باشد. مانند اينكه در مسائل ابن طي كه از شهيد اول سؤالاتي كرده است، راجع به نيت روزه ماه مبارك رمضان مي‏گويد تا ظهر فرصت هست منتها اينكه تا طلوع فجر نيت نكرده، معصيت كرده است، وضع را صحيح مي‏داند و تكليفاً حرام مي‏داند، همانطور كه از بسياري از عبائري كه مي‏خوانم، اين معنا كاملاً محتمل است، البته شايد ظاهر كلام مرحوم سيد مرتضي اين باشد كه تأخير وضعاً و تكليفاً جايز است، غير از كلام ايشان، اين احتمال يا ظهور يا اشعار به تفكيك بين وضع و تكليف در عبائر و كلمات معاريف و بزرگان فقهاء هست.

مرحوم سيد مرتضي در جمل العلم نسبت به فرض كه شامل واجب معين و غير معين است، مي‏گويد كه تا ظهر فرصت نيت وجود دارد.

مرحوم سيد مرتضي در انتصار، و شرح جمل العلم مرحوم ابن براج تعبير «عندنا» دارد كه حاكي از اجماع اماميه در بقاء فرصت نيت تا ظهر است.

مرحوم حلبي در اشارة السبق فقط روزه ماه مبارك رمضان را عنوان نموده و مي‏گويد وقت نيت تا ظهر است كه قدر مسلم آن صحت وضعي است و بلكه ظاهر آن كه تعبير اثم ندارد، جواز تكليفي نيز هست.

مسائل مرحوم ابن طي هم عرض كردم كه مي‏گويد فرصت نيت در واجب معين تا زوال است منتها در تأخير معصيت كرده است.

مرحوم محقق در مختصر نافع و مرحوم علامه در تبصره مي‏فرمايند كه وقت نيت شب است «… و وقتها الليل، و يجوز تجديدها الى الزوال، فإذا زالت الشمس فات وقتها و وجب الإمساك في رمضان و المعين، ثم قضاه»[4]، اينكه مراد از يجوز، جواز اضطراري باشد، بسيار خلاف ظاهر است، اما در اينكه فرموده‏اند كه وقت نيت شب است، دو احتمال هست ؛ يكي اين است كه مي‏فرمايند كه هر جزئي در شب كه نيت شود، كفايت مي‏كند و لزوم ندارد كه متصل به طلوع فجر باشد، استمرار حكمي كفايت مي‏كند و اخطار در اول فجر لازم نيست، ظاهراً مي‏خواهند مانند مرحوم سيد مرتضي اختياراً بگويند كه تا ظهر نيت جايز است. و دوم اين است كه اگر آن احتمال اول را نگوييم، اقلاً بر اين مطلب دلالت مي‏كند كه وضعاً تا ظهر جايز است اما مقتضاي عمل به واجب اين است كه از شب تأخير نيفتد، كه بنابر احتمال دوم، تفكيك بين وضع و تكليف باشد.

در مختلف كلام مرحوم سيد را نقل نموده و «لا يخلو من قوة» فرموده است. ولي به نظر مي‏رسد كه مراد اين نيست كه ايشان نيز به نظر مرحوم سيد تمايل دارد، چون قبلاً فتوا داده كه اقرب اين است كه اختياراً جايز نيست و لعذر جايز است، منتها مي‏خواهد بگويد كه كلام مرحوم سيد لا يخلو من وجه است ولي وجه نظر مقابل قوي‏تر است و اقرب است، لذا مختار ايشان نيز مطابق نظر مشهور است كه اختياراً تأخير نيت از شب جايز نيست.

بله، شهيد اول در بيان ترديد كرده و مي‏گويد اگر عمداً تأخير بيفتد «وجهان». و از مرحوم ابن قطان در معالم استفاده مي‏شود كه ايشان نيز اين احتمال را مي‏دهد.

در چند كتاب مانند الجمل و العقود مرحوم شيخ طوسي و غنيه مرحوم ابن زهره كه ادعاي اجماع كرده و جامع الخلاف مرحوم قمي سبزواري و فخريه مرحوم علامه تعبير اين است كه وقت نيت شب است «و ان فاتته، الي الزوال»، در بسياري از موارد مي‏گويند اطلاق «فاتته» عامد را نيز شامل است و فوت ممكن است اختياري و غير اختياري باشد، منتها اينجا كه اول، تعبير شب شده و بعد تعبير فوت شده كه ظاهر در اين است كه مصلحتي از بين رفته است، محتمل است كه اين چند كتاب بين وضع و تكليف تفكيك قائل هستند.

مسئله دوم كتاب خلاف اين است كه تا ظهر اجماعاً جايز است، كه ظاهر در اين است كه اختياراً نيز جايز است، زيرا تعبير اضطرار ندارد، ولي در مسئله پنجم تعبيري دارد كه از آن معلوم مي شود كه مسئله دوم قصور در تعبير دارد و مراد فقط صورت اضطرار است، در مسئله پنجم مي‏گويد كه غير ذاكر تا ظهر مي‏تواند نيت كند ولي ذاكر بايد در شب نيت كند.

و ظاهر كلام مرحوم ابن ابي عقيل اين است كه مطلقا تأخير از شب جايز نيست. و مرحوم سبزواري در ذخيره و كفايه و مرحوم صاحب حدائق در حدائق شبهه كرده‏اند كه آيا تأخير لعذر جايز است يا بايد بعداً قضا كند؟ مرحوم آقاي خوئي همين را كه بايد قضا كند، اختيار نموده، و نظر مختار نيز تا اينجا فعلاً بر حسب مراجعه به ادله همين است كه دليلي براي كفايت و جواز تأخير از شب وجود ندارد. و روايت در مقنع و فقيه كه مي‏گويد «إِذَا أَصْبَحَ‏ الرَّجُلُ‏ وَ لَيْسَ‏ مِنْ‏ نِيَّتِهِ‏ أَنْ يَصُومَ»[5]، اولاً، اطلاق آن ضعيف است كه شامل واجب معين نيز بشود، و ثانياً، اگر اطلاق آن شامل واجب معين نيز بشود، اطلاق آن را با روايات ديگر كه در واجبات ديگر مي‏گويد تأخير تا ظهر جايز نيست، تقليد مي‏شود، و در مسئله، شهرت قريب به اتفاق نيز هست، لذا نمي‏توانيم مطلقا جايز بدانيم، و براي تفصيل نيز تا اينجا دليلي نيافتيم كه عند العذر تأخير نيت جايز باشد. البته يك مطلبي هست كه فرصت مراجعه نيافتم كه بايد ببينم كه آيا عامه عند العذر اتفاق بر جواز دارند، اگر اتفاق داشته باشند، و فرض هم اين است كه معصومين آن را رد نكرده‏اند، همين براي اثبات تفصيل كفايت مي‏كند و اين تقرير، علامت امضاء است.

اما در واجب غير معين مانند قضاء و نذر غير معين و كفاره غير معين مشهور اين است كه اختياراً نيت تا ظهر جايز است، و در مقابل مشهور، بعضي از اقوال هست كه لعذر تا ظهر جايز است، و قول ديگر اين است كه اختياراً تا عصر يا تا غروب جايز است، اين سه قول در مسئله هست، حالا بايد روايات مسئله را بررسي كنيم.

اقوال فقهاء را كه جمع آوري و نقل مي‏كنم، اولاً، براي اين است كه خود انس و مأنوس شدن با كلمات قوم، امر پسنديده‏اي است، و ثانياً، عقيده ما اين است كه نمي‏شود از انسداد غفلت كرد، كفايت ظنون خاصه براي معظم فقه مشكل است و بايد از جهات ديگر كمك گرفت، لذا اين نقل اقوال براي استنباط و فتوا بي تأثير نيست.

چند كتاب در روزه غير معين گفته‏اند كه فرصت نيت روزه تا غروب است ؛ يكي مقنع است، زيرا روايتي در مقنع نقل كرده كه در اين جلسه نيز ذكر شد و گفتيم كه ايشان بر اساس اين روايت احتمالاً قائل به توسعه در وقت نيت است. عنواني كه اين روايت را در آن ذكر كرده، «باب قضاء شهر رمضان» است، در ذيل اين عنوان، رواياتي ذكر شده كه اكثراً مربوط به قضاء روزه ماه مبارك رمضان است، ولي دو روايت مربوط به قضاء ماه مبارك رمضان نيست ؛ يكي راجع به روزه مستحبي است كه بعد از اين روايتي است كه خواندم، و ديگري همين روايت مطلقي است كه خواندم، بر اين اساس، ترديد داشتم كه آيا فتواي مقنع علي وجه الاطلاق هست يا نيست، ولي به قرينه عنوان باب، مسلّماً قضاء را شامل است، لذا نظر ايشان در روزه غير معين اين است كه تا غروب فرصت هست. مرحوم محقق اردبيلي در مجمع الفائده و مرحوم سبزواري در ذخيره و كفايه نيز گفته‏اند كه در واجب غير معين نيت تا غروب صحيح است. مرحوم شيخ طوسي در روايتي كه بعد مي‏خوانيم و مي‏گويد تا عصر مي‏توان نيت كرد، دو احتمال داده است ؛ يكي اين است كه تأخير تا غروب صحيح است و روايات ديگر را كه گفته تا زوال، حمل به استحباب مي‏كنيم كه افضل اين است. و دوم اين است كه مراد از اين روايت، اول وقت نماز عصر است كه بعد از گذشتن مقدار چهار ركعت از اول ظهر است، و از روايات ديگر كه تحديد به زوال كرده، حدود زوال مراد باشد.

در دروس، اول مي‏گويد تا ظهر مي‏توان نيت كرد، و بعد مي‏گويد كه از دو روايت استفاده مي‏شود كه نيت تا بعد از ظهر نيز جايز است، اين لحن شبيه به ترديد در مسئله است.

در حدائق در مورد اينكه با نيت بعد از ظهر، روزه صحيح نيست و باطل مي‏شود، مي‏گويد اين محل اشكال است.

و عده كثيري از بزرگان گفته‏اند كه نيت قبل از ظهر در واجب غير معين در حال نسيان جايز است.

در مورد نظر مشهور كه فرصت نيت در واجب غير معين تا زوال است، غنيه دعواي اجماع كرده و در انتصار و شرح جمل تعبير «عندنا» شده است.

و در مورد نظر مخالفين مشهور، در خلاف و شرايع و قواعد و ارشاد و لمعه گفته‏اند در حال نسيان تا زوال جايز است. در مبسوط و در تلخيص آمده كه لعذر جايز است. مرحوم ابن ابي عقيل عماني مي‏گويد اگر خطا كرد و در شب بجا نياورد، تا ظهر مي‏تواند نيت كند، كه آن هم لعذر است. در اقتصار و جامع الخلاف آمده كه شب بايد نيت كند اما «ان فاتته» تا ظهر جايز است، كه احتمال دارد اين تفكيك بين وضع و تكليف باشد. در نافع و تبصره مي‏گويد كه تا ظهر است منتها شرط آن اين است كه نيت عدم نكرده باشد، كأنه در غافل تا ظهر جايز است اما در عامد دليل بر جواز وجود ندارد.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»


1 . مختلف الشيعة في أحكام الشريعة؛ ج‌3، ص: 365

[2] . ممكن است گفته شود كه منظور مرحوم ابن جنيد اين است كه در جائي كه بشود روزه را تطوعي قرار داد كه آن واجب غير معين است، اين احتياط مستحبي وجود دارد، اما جائي كه ممكن نيست كه آن واجب معين است، ارتكازاً معلوم است كه چنين نمي‏توان كرد، و قهراً نيز چنين احتياط مستحبي وجود ندارد، و در حقيقت، گرچه ابتداي كلام شامل همه مستحبات و واجبات مي‏شود، اما در ذيل كلام، فرض واجب معين، چون معلوم و واضح بوده، به وضوح واگذاشته شده باشد و موضوعاً خارج باشد (مقرر).

[3]. المقنع (للشيخ الصدوق)، ص: 201

[4] . تبصرة المتعلمين في أحكام الدين، ص: 65

[5] . «وَ رَوَى ابْنُ فَضَّالٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْخَثْعَمِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ‏ع عَنِ الرَّجُلِ يَنْوِي الصَّوْمَ فَيَلْقَاهُ أَخُوهُ الَّذِي هُوَ عَلَى أَمْرِهِ‏ فَيَسْأَلُهُ أَنْ يُفْطِرَ أَ يُفْطِرُ قَالَ إِنْ كَانَ تَطَوُّعاً أَجْزَأَهُ وَ حُسِبَ لَهُ وَ إِنْ كَانَ قَضَاءَ فَرِيضَةٍ قَضَاهُ وَ إِذَا أَصْبَحَ‏ الرَّجُلُ‏ وَ لَيْسَ‏ مِنْ‏ نِيَّتِهِ‏ أَنْ يَصُومَ ثُمَّ بَدَا لَهُ فَلَهُ أَنْ يَصُوم».‏ من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 150