سه شنبه ۰۶ مهر ۱۴۰۰

صوم 87-86


58. کتاب صوم/سال‏ اول 86/11/20

باسمه تعالی

کتاب صوم/سال‏ اول : شماره 58 تاریخ : 86/11/20

بحث در جمع بین روایات ناهیه و مجوزه روزه یوم الشک شعبان المعظم بود و وجه جمع منسوب به مرحوم شیخ مفید اشارتاً ذکر شد که روایات آمره را در مقام ترخیص، و ناهیه را در مقام نهی تنزیهی دانسته و حمل به کراهت نموده است.

ولی در مقنعه مرحوم شیخ مفید چنین وجه جمعی ذکر نشده است و اینطور در ذهنم هست که روزه یوم الشک شعبان المعظم را مستحب می‏داند، نقداً رسائل دیگر چاپ شده مرحوم شیخ مفید در نزد من نبود، به مختلف که اقوال را نقل می‏کند، مراجعه کردم، دیدم از یکی از رساله‏های شیخ مفید مطلبی نقل کرده که با آنچه به مرحوم شیخ مفید نسبت داده می‏شود، تفاوت دارد. نام آن رساله به اشتباه غریه چاپ شده و در بعضی کتب نیز اشتباه ذکر می‏کنند، نام صحیح آن رساله عزیه است، سابقاً مراجعه کرده‏ام و گمان می‏کنم رساله‏ای است که برای عز الدین بختیار از آل بویه نوشته است، کتاب ذریعه نیز در باب عین، عزیه نوشته و در باب غین به نام غریه نیاورده است. به هر حال، عبارت این رساله در مختلف جلد 3 صفحه 503 این است: «و قال المفید فی الرساله الغریه: یکره صوم یوم الشکّ إذا لم یکن هناک عارض، و تیقن أول الشهر، و کان الجو سلیما من العوارض، و تفقّد الهلال و لم یر مع اجتهادهم فی الطلب، و لا یکون هناک شکّ حینئذ، و یکره صومه حینئذ‌ إلّا لمن کان صائما قبله شعبان أو أیاما تقدمته من شعبان، بذلک جاءت الآثار عن الأئمه- علیهم السلام»[1]. ایشان در یک موردی صوم یوم الشک را قائل به کراهت است و آن در جائی است که هوا صاف است و استهلال و مراجعه شده و ماه دیده نشده و قهراً شکی وجود ندارد، صدر و ذیل این مطلب چگونه با هم جمع می‏شود؟ فرض مسئله، صوم یوم الشک است و بعد که تفسیر می‏کند، می‏گوید صوم غیر شک، این چه تفسیر و تفصیلی در مسئله است؟ احتمال زیاد می‏دهم که مراد از این یوم الشک، شک بالفعل نیست و شک نوعی است که در بعضی از کتب فقهی همینطور عنوان شده است که مراد روز سیم گذشته از هلال ماه شعبان که شأنیت دیده شدن یا نشدن هلال را دارد، ایشان می‏فرماید در این روز اگر هوا صاف بود و ماه دیده نشد، روزه کراهت دارد.

غیر از ایشان، مرحوم مجلسی اول در روضه المتقین همین مطلب را دارد و می‏گوید از بعضی از روایات، کراهت روزه در صافی هوا استفاده می‏شود.

سابقاً روایت معمر بن خلاد را خواندیم که معمر می‏گوید در عصر روز سیم از هلال ماه شعبان المعظم خدمت حضرت أبا الحسن که گویا حضرت رضا علیه السلام است، رفتم و دیدم ایشان روزه نبودند و مرا به تناول غذا دعوت نمودند و من گفتم روزه‏ام و حضرت فرمودند برای چه روزه گرفتی؟ و من عرض کردم از آباء شما رسیده که در یوم الشک سزاوار است که روزه گرفته شود که اگر شعبان المعظم باشد، روزه مستحبی گرفته شده و اگر رمضان المبارک باشد، روزه واجبی ادا شده است، و حضرت می‏فرمایند این در جائی است که هوا ابری و مانعی باشد و در هوای صاف اینطور نیست. سابقاً عرض کردم که یکی از روایاتی که بین شیعیان آن دوران مطرح بوده، درباره اصحاب العدد بود که می‏گفتند همیشه رمضان المبارک سی روز و شعبان المعظم بیست و نه روز است و قهراً بنابر مبنای عددیه، اگر هوا صاف هم بود، روز بعد از اتمام بیست و نه روز، اول ماه مبارک رمضان است، حالا اگر کسی شک می‏کند که آیا باید چنین محاسبه کند یا نکند که نوعاً نیز مورد شک است، در روزه اینطور موارد، عملاً شبهه یک بدعت باطلی است، کسی که روزهای قبل روزه نبوده و فقط همان روز را می‏خواهد روزه بگیرد، موهم این است که این به اعتقاد امر باطل این روزه را می‏گیرد، لذا حضرات معصومین علیهم السلام نمی‏خواستند چنین روزه‏ای گرفته شود، حرام نیست ولی مایل نبودند که چنین روزه‏ای گرفته شود، نماز در مقابل آتش کراهت دارد، این به این خاطر است که نوعی تشبیه به آتش پرستی است. اهل تسنن نیز مانند مضمون همین روایت فتوا دارند و مرحوم شیخ مفید نیز بر اساس برخی روایات امامیه که می‏فرماید وردت آثار أئمه علیهم السلام این مطلب را فرموده است.

این از قبیل سخنانی نیست که شخص را از شهر بیرون کنند، ممکن است الآن که این شبهه مرتفع شده، چنین کراهتی نداشته باشد، ولی در محیط صدور روایات، ممکن است گفته شود که این مطلب مطرح بوده و زمان مرحوم شیخ مفید نیز مطرح بوده، امروزه دیگر این مطلب عددیه از بین رفته است، ولی در آن محیطها که این مطلب بوده، أئمه علیهم السلام نمی‏خواستند این را امضا کنند، چندان نمی‏توان حکم به بطلان آن نمود.

حالا در روایات مفصله در اینکه به نیت شعبان المعظم روزه بگیرد، ترغیب شده، و به نیت رمضان المبارک منهی است. بعضی از مصادیق مورد بحث قرار گرفته، بعضی از فروع در کمتر کتابی از کتب سابقین عنوان شده است و بعضی از فروض را نوعاً دارند.

حالا فروض مسئله را مورد بررسی قرار دهیم. یک مرتبه شخص یوم الشک شعبان المعظم را به قصد شعبان المعظم روزه می‏گیرد و یک مرتبه به قصد رمضان المبارک روزه می‏گیرد و یک مرتبه می‏گوید اگر امروز آخرین روز شعبان المعظم است، این روزه مستحب باشد و اگر رمضان المبارک است، این روزه واجب باشد که بسیاری از کتب این فرض را ذکر کرده‏اند، و یک فرض دیگر این است که بگوید فردا روزه باشم ولی این در گوشه ذهن او هست که شاید شعبان المعظم و روزه مستحب باشد و شاید رمضان المبارک و روزه واجب باشد، و یک فرض هم این است که رجاءاً بجا می‏آورد و صوم او منجزاً نیست. و این نیت رجائی نیز دو صورت دارد ؛ یکی به رجاء رمضان المبارک است که چون احتمال می‏دهد رمضان المبارک باشد، به این احتمال روزه می‏گیرد، حالا گاهی چندان اهل روزه گرفتن در شعبان المعظم نیست و از ترس رمضان المبارک روزه ماه رمضان المبارک را می‏گیرد، و گاهی اگر رمضان المبارک نباشد، مشروعیت ندارد. یک وقتی در مورد اینکه روزهای آخر ماه مبارک رمضان مشکوک می‏شود که آیا هلال دیده شده و به خاطر این شک گاهی اشخاص به مسافرت می‏روند، به ذهن من آمده بود که لازم نیست به مسافرت بروند و روزه رجائی بگیرند که اگر رمضان المبارک است، روزه این ماه باشد و اگر نیست، صرف الامساک باشد، چون روزه از عناوین قصدیه است، بگوییم علی ای تقدیر، اینکه رمضان المبارک باشد قصد صوم می‏کند، امساک در روز عید اشکال ندارد و بما انه صائم اشکال دارد. این به نظر می‏آمد اما بعد البته به این مطلبی اشکالی به ذهنم آمد. یک فرض دیگری نیز هست که این دیگر بسیار نادر است که به رجاء شعبان المعظم روزه بگیرد، اینها فروض مسئله است.

البته مسئله رجاء کمتر در کلمات قوم وجود دارد، مرحوم علامه در برخی کتب خود، صوم فرضی تعبیر کرده و اصل صوم قطعی نیست، و در کتب نوعاً صوم قطعی عنوان شده است.

در عروه عبارتی هست که مرحوم آقای حکیم می‏فرماید مراد این عبارت معلوم نیست. و مرحوم آقای خوئی عبارت را معنا می‏کند و فتوای مرحوم سید را تقویت می‏کند، می‏فرماید مرحوم سید در روزه یوم الشک شعبان المعظم بین تردید در نیت و تردید در منوی فرق گذاشته است و در تردید در نیت که اگر شعبان المعظم است، روزه مستحب و اگر رمضان المبارک باشد، روزه واجب باشد، بطلان را تقویت می‏کند، و در تردید در منوی که فردا روزه باشم و احتمال می‏دهد شعبان المعظم است و در نتیجه، روزه متسحب باشد و احتمال می‏دهد رمضان المبارک است و در نتیجه، روزه واجب باشد، صحت را تقویت می‏کند.

مرحوم آقای حکیم می‏فرماید بین تردید در نیت و تردید در منوی فرقی وجود ندارد و در هر دو صورت قصد جزم روزه رمضان المبارک ندارد.

مرحوم آقای خوئی می‏فرماید بین این دو صورت هم موضوعاً و هم حکماً تفاوت وجود دارد. ایشان می‏فرماید تردید در نیت این است که شخص به رجاء اینکه رمضان المبارک است، روزه می‏گیرد، درست است که احتمال شعبان المعظم می‏دهد ولی محرک او در اتیان، احتیاط است و تأثیر گذار، احتمال رمضان المبارک بودن است، این تردید در نیت است و روایات ناهیه، این مورد را شامل می‏شود و متعارفاً نیز اشخاص در آخر شعبان المعظم احتیاطاً نیت روزه می‏کنند و به صورت تشریعی اول رمضان المبارک نیست، پس، تردید در نیت همان نیت احتیاطی است و ادله‏ای که می‏گوید نیت روزه رمضان المبارک نکنید، به این معنا است که این نیت احتیاطی را نداشته باشید. و تردید در منوی این است که خصوص عنوان رمضان المبارک مورد نیت قرار نگرفته است و جامع را که فردا روزه باشم، نیت کرده است، فرد متعارف ادله‏ای که نهی از صوم روزه رمضان المبارک کرده، به رجاء رمضان المبارک است و نیت تشریعی نیز یکی از افراد غیر متعارف آن است، اما جائی را که رمضان المبارک هیچ مطرح نیست و فقط روزه فردا و جامع مطرح است، ادله ناهیه شامل نمی‏شود. منتها ان قلتی دارد که ممکن است از این روایاتی که گفته «إِنَّمَا یُصَامُ یَوْمُ الشَّکِّ مِنْ شَعْبَان»[2] و به شعبان المعظم منحصر کرده، بگوییم به نیت روزه شعبان المعظم منحصر کرده است، کسی که نیت روزه شعبان المعظم را نداشته باشد، خواه نیت جامع و خواه نیت خصوص روزه رمضان المبارک داشته باشد، همه فروض تشریعی و احتیاطی را شامل است، ان قلت که این را چه می‏گویید؟ ایشان در جواب می‏فرماید که این روایات ناظر به فرد متعارف است و بعد برای فرد غیر متعارف اینگونه مثال می‏آورد که کسی بین آخر رجب المرجب و اول رمضان المبارک شک می‏کند، در اینجا بلا اشکال استصحاب عدم حلول رمضان المبارک و استصحاب بقاء رجب المرجب هست و به قصد مستحب روزه می‏گیرد، این اخباری که می‏گوید «إِنَّمَا یُصَامُ مِنْ شَعْبَان» این را نفی نمی‏کند و متعارف را در نظر گرفته است و صورتی که فردا را روزه می‏گیرد، متعارف نیست، متعارف این است که یا رجاءاً و یا تشریعاً روزه می‏گیرند و یا مطابق استصحاب عمل می‏کنند و روزه شعبان المعظم می‏گیرند، صورتی که از هر دو خارج باشد، خارج از متعارف است و روایات حاصره حصر در مقابل فرد غیر متعارف نیست و مقسم فرد متعارف است و قهراً در غیر متعارف، روایات حاصره نیست و اطلاقات ادله مشروعیت صوم، دال بر کفایت موردی است که می‏گوید فردا را روزه می‏گیرم.

ولی معلوم نیست مراد فرمایش ایشان چیست، و تفسیری که ایشان برای عبارت مرحوم سید و معنای تردید در نیت ارائه نموده، چه دلیلی بر آن قائم است و چطور عبارت ایشان کاشف از این معنا است؟ اگر کسی مقید است که روزهای شعبان المعظم را روزه می‏گیرد، اشخاصی هستند که چند ماه و حتی بیشتر سال را روزه می‏گیرند، آیا در مورد چنین شخصی احتمال یوم الشک هیچ تأثیر در اتیان ندارد؟ با قطع به یوم الشک بودن نیز روزه می‏گیرد، همینجا مرحوم سید می‏فرماید که اگر به قصد شعبان المعظم باشد و بگوید من که روزهای شعبان المعظم را روزه می‏گرفتم، این هم یکی از همان روزها است، و اگر رمضان المبارک است، روزه رمضان المبارک باشد، چرا بگوییم فقط آن صورت در اینکه احتیاط باشد، نقش دارد؟ خود مرحوم سید می‏گوید که به نیت مستحب و یا قضا روزه بگیرد، حالا اگر کسی یک روزه قضا دارد و روز آخر است و فرصت تمام است، اهتمام شخص به روزه قضا از روزه رمضان المبارک بیشتر است، بنابر مشهور و عقیده ما این است که تأخیر به سال دیگر حرام است و حتی نمی‏تواند به مسافرت برود در حالی که سفر در رمضان المبارک بدون اشکال است، و اگر حرام نباشد، کفاره دارد و به خاطر این جهات، اهتمام بیشتری به روزه قضا دارد، ممکن است روزه که می‏گیرد برای خاطر جنبه قضائی باشد، کلام مرحوم سید همه اینها را شامل است، چرا آنطور تفسیر کنیم؟

حالا روایاتی که می‏گوید به نیت شعبان المعظم روزه بگیرید، به چه کسانی می‏گوید؟ به اشخاصی که مسئله می‏دانند نمی‏گوید و در مقام آموزش به اشخاص است که اینطور عمل کنید، اشخاص معمولی که از استصحاب و اینطور مسائل آگاهی ندارند، یا به صورت احتیاطی روزه می‏گیرند و یا همینطور می‏گویند فردا را روزه می‏گیریم حالا بالاخره یا مستحب و یا واجب است، این فرض که فردا را روزه می‏گیرد و بین واجب و مستحب فرقی نباشد، غیر متعارف نیست، کسی که مسئله نمی‏داند، منجزاً قصد روزه شعبان المعظم کند، مانند قصد روزه رمضان المبارک منجزاً هر دو غیر متعارف است، متعارف یا به نحو تردید در نیت و یا به نحو این است که فردا را روزه می‏گیرم، هر دو متعارف است، ایشان فرض اینکه فردا را روزه می‏گیرم، خارج از متعارف گرفته، و به قصد شعبان المعظم را متعارف گرفته است، اینطور که ایشان می‏فرماید، نیست و صغرویاً عکس این است.

حالا بر فرض که بپذیریم که فردا را روزه گرفتن خلاف متعارف است، ایشان برای اینکه غیر متعارف را ناظر نیست، به این شک آخر رجب المرجب و اول رمضان المبارک مثال می‏زند، ما می‏گوییم عرف می‏گوید یعنی جائی که مورد استصحاب است، جائی که استصحاب بقاء دارد، انسان مطابق استصحاب عمل می‏کند و امام علیه السلام فرموده‏اند که «الیقین لا یدخله الشک»[3] و باید مطابق استصحاب عمل نمود، در شک بین آخر شعبان المعظم و اول رمضان المبارک، استصحاب بقاء شعبان المعظم هست، و در شک آخر رجب المرجب و و اول رمضان المبارک، استصحاب بقاء رجب المرجب و یا استصحاب عدم حلول رمضان المبارک هست، اگر تعدی بکنیم، به مورد استصحاب تعدی می‏کنیم و می‏گوییم از باب استصحاب می‏خواهد بگوید که آن مورد یا چیز دیگری باشد، اما اینطور نیست که بگوییم هر غیر متعارفی به دلیل اینکه مورد استصحاب غیر متعارف داریم، آن را ملحق می‏کنیم، و این را شاهد بگیریم که هر غیر متعارف را باید داخل کنیم، این وجهی ندارد. بعضی از روایات مانند صحیحه ابو ایوب خراز که مؤید به مرسله درست بن أبی منصور است، می‏گوید در فریضه شک داخل نمی‏شود و اشباه و نظائر دیگر ابواب فقهی نیز این مطلب را تأیید می‏کند که در واجب باید انسان یقین داشته باشد، و مرحوم صدوق نیز در من لا یحضر به همین فتوا داده است که روزه یوم الشک به قصد شعبان المعظم اشکالی ندارد و منجزاً به قصد رمضان المبارک حرام است و همینطوری هم بخواهد روزه بگیرد، این هم درست نیست، برای خاطر اینکه فریضه با شک انجام نمی‏شود.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): همین استفاده می‏شود که انکشاف هم پیدا کند، مجزی نیست، حرام هم نباشد، بطلان کافی است، در اینجا که نهی می‏کند، بسیاری از آقایان نیز استظهار وضع می‏کنند، این نهی‏ها غیر نهی یوم العید است، اینطور نهی‏ها می‏گوید کار لغوی است، غیر از شعبان المعظم را می‏گوید، اگر تشریع باشد، حرام است، و غیر تشریع باطل است، لسان هم همین است که راجع به تشریع می‏گوید لا یجوز، و راجع به آن می‏گوید لا یقبل.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»


[1] . مختلف الشیعه فی أحکام الشریعه، ج‌3، ص: 503

[2] . «سَمَاعَهَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ صَامَ یَوْماً وَ لَا یَدْرِی أَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هُوَ أَوْ مِنْ غَیْرِهِ فَجَاءَ قَوْمٌ فَشَهِدُوا أَنَّهُ کَانَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ عِنْدَنَا لَا یُعْتَدُّ بِهِ فَقَالَ بَلَى فَقُلْتُ إِنَّهُمْ قَالُوا صُمْتَ وَ أَنْتَ لَا تَدْرِی أَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هَذَا أَمْ مِنْ غَیْرِهِ فَقَالَ بَلَى فَاعْتَدَّ بِهِ فَإِنَّمَا هُوَ شَیْ‌ءٌ وَفَّقَکَ اللَّهُ لَهُ إِنَّمَا یُصَامُ یَوْمُ الشَّکِّ مِنْ شَعْبَانَ وَ لَا یَصُومُهُ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ لِأَنَّهُ قَدْ نُهِیَ أَنْ یَنْفَرِدَ الْإِنْسَانُ بِالصِّیَامِ فِی یَوْمِ الشَّکِّ وَ إِنَّمَا یَنْوِی مِنَ اللَّیْلَهِ أَنَّهُ یَصُومُ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنْ کَانَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَجْزَأَ عَنْهُ بِتَفَضُّلِ اللَّهِ تَعَالَى وَ بِمَا قَدْ وَسَّعَ عَلَى عِبَادِهِ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَهَلَکَ النَّاسُ». الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‌4، ص: 82

[3] . «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِیِّ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَیْهِ وَ أَنَا بِالْمَدِینَهِ عَنِ الْیَوْمِ الَّذِی یُشَکُّ فِیهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هَلْ یُصَامُ أَمْ لَا فَکَتَبَ ع الْیَقِینُ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّکُّ صُمْ لِلرُّؤْیَهِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَهِ». تهذیب الأحکام، ج‌4، ص: 159