سه شنبه ۰۶ مهر ۱۴۰۰

ویژه نامه


أکلَتْنِی إذَن السِّباعُ حیّاً إنْ فارَقْتُک

أکلَتْنِی إذَن السِّباعُ حیّاً إنْ فارَقْتُک

در شب عاشورا وقتی به بشیر بن عمرو الحضرمی خبر دادند که فرزندش در سر حد ری اسیر شده است، او در پاسخ گفت: «عندالله احتبسه و نفسی»: این پیش آمد و آنچه را برای خودم اتفاق بیفتد به خداوند واگذار می کنم. یعنی پاداش من در این مصیبت با خداوند است با اینکه مایل نبودم من زنده باشم و او اسیر شود. امام به او فرمود: «رَحِمَکَ اللَّهُ أَنْتَ فِی حِلٍّ مِنْ بَیْعَتِی فَاعْمَلْ فِی فَکَاکِ ابْنِکَ فَقَالَ أَکَلَتْنِی السِّبَاعُ حَیّاً إِنْ فَارَقْتُکَ قَالَ فَأَعْطِ ابْنَکَ هَذِهِ الْأَثْوَابَ الْبُرُودَ یَسْتَعِینُ بِهَا فِی فِدَاءِ أَخِیهِ فَأَعْطَاهُ خَمْسَهَ أَثْوَابٍ قِیمَتُهَا أَلْفُ دِینَار»

رحمت خدا بر تو باد! من بیعت را از تو برداشتم. برو برای آزادی فرزندت اقدام کن.» بشیر عرض کرد: درندگان بیابان مرا زنده زنده بخورند اگر از تو جدا شوم.

امام علیه السلام فرمود: حال که نمی روی این لباس ها را به فرزند دیگرت بده تا در رهایی برادرش از آنها استفاده کند. سپس امام علیه السلام پنج قطعه لباس به ارزش هزار دینار به وی عطا فرمود.»

جادوا بأنفسهم فی حب سیدهم والجود بالنفس أقصی غایه الجود

نکات مهمی که از این ماجرا استفاده می شود، عبارتند از :

1.یگانگی رهبر و مردم: رهبر اسلامی هیچ گاه مشکلات ملت خود را از مشکلات خود جدا نمی داند بلکه پیش از آنکه در فکر علاج و پیدا کردن راه حل برای مشکلات خود باشد، در اندیشه مردم است .

2.توجه به مسائل عاطفی در عین دقت در امور اساسی و ریشه ای. عمل علیه السلام در این زمینه برای همه سرمشق بزرگی است.

3.«ایثار»؛ گذشتن از خود، مال و فرزند برای بقاء دین و امامت.

« السّلام على بِشرِ بن عُمَر الحَضْرمیّ، شکَرَ اللهُ قولَک للحسین ـ وقد أذِنَ لک فی الانصراف: أکلَتْنی إذَنِ السِّباعُ حیّاً إنْ فارَقْتُک وأسألُ عنک الرُّکْبان، وأخْذُلُک مع قلّهِ الأعوان، لا یکونُ هذا أبداً !»

منبع:بجار الانوار.ج 44 ص 394/لهوف.ص 93/مقرم ص 260.