یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

ویژه نامه


إنی لم أر مثلک (من مانند تو سراغ ندارم)

إنّی لَمْ أَرَ مِثْلَکَ

(من مانند تو سراغ ندارم)

طبق آیات متعدد و روایات فراوانی که از ائمه معصومین(علیهم السلام) به دست ما رسیده است، آنچه در مراتب قرب انسان نسبت به خداوند متعال و اولیای او اهمیت دارد، مقوله «اهلیّت» است نه مقوله «نَسَبیّت» و خویشاوندی. خداوند در قرآن (آیه 46 سوره هود) خطاب به حضرت نوح می‌فرماید: «إنه لیس من اهلک، انه عمل غیر صالح» پسر خطاکار تو جزء «اهل» تو محسوب نمی‌شود چرا که او انسانی خطاکار است و از خطاکاران تبعیت می‌کند. در آیه 36 سوره مبارکه ابراهیم آمده است که حضرت ابراهیم می‌فرماید: «فمن تبعنی فإنه منّی» یعنی هر کس از من تبعیت کند، از من است.

از این آیات و تفاسیر آنها و نیز روایات ائمه علیهم السلام درخصوص آنها، استنباط می‌شود که مقوله «اهلیت» جدای از مقوله فرزندی و نسب است. فرزندی، هیچ کس را حتی فرزندان پیامبر را از عذاب خداوند نجات نمی‌دهد.

در طول تاریخ اسلام افراد بیشماری از مناطق مختلف جهان بعد از آشنایی از مکتب اهل بیت علیهم السلام با تبعیت از آموزه های اهل بیت علیهم السلام به مراتب والای معنوی و اخلاقی رسیده به نحوی که تعابیر بسیار عجیبی در توصیف آنها از سوی حضرات معصومین علیهم السلام صادر شده که نشان دهنده جایگاه والای آن اصحاب می باشد.

علی بن مهزیار یکی از راویان و اصحاب مخصوص اهل بیت علیهم السلام بشمار می رود. این مساله ‏خصوصا در نامه های امام جواد علیه السلام به او آشکار می شود. نامه هایی که بین امام علیه السلام و علی ‏بن مهزیار رد و بدل شده پیرامون مسائل اعتقادی و فقهی بوده که در لابلای این نامه ها تعابیر بسیار قابل ‏توجهی توسط امام علیه السلام ابراز شده است .‏

علی بن مهزیار، نزد اهل بیت علیهم السلام به چنان مقامی رسید که امام جواد علیه السلام وی را این گونه ‏ستود: «لَسْتَ تَدْرِی کَیْفَ جَعَلَکَ اللّهُ عِنْدِی؛ [علی!] تو نمی دانی خداوند برای تو نزد من چه مقامی قرار داده ‏است! و آنگاه در ادامه می فرماید: «من گاهی اوقات با نام و نسب خودت دعایت می کنم. من به تو علاقه و ‏محبت زیادی دارم. جایگاه تو را می شناسم. خداوند، بهتر از این موقعیت برایت روزی کند و به سبب ‏رضایت من، از تو راضی باشد، تو را به خواسته ها و آرزوهایت برساند و در فردوس اعلی به سبب رحمت ‏و مغفرتش به تو منزل عطا کند که او شنوای دعاست. خدا تو را حفظ و پاسداری کند و بدیها را در پرتو ‏رحمتش از تو دور بدارد.»‏

علی بن مهزیار مفسّر کلام خدا، مجتهد متعبد، محدث سرشناس، عالمی نستوه و روایتگری سختکوش بود که ‏رتبه بلند او در میان نخبگان مذهب امامیه، زبانزد فقها و علمای بزرگ است. روایتهای فراوان او همواره مورد ‏توجه فقیهان، محدثان و مفسران است و محققان علوم دینی، هرگز از روایاتش بی نیاز نیستند؛ زیرا از وی ‏بیش از 437 مورد روایت در موضوعات مهم اسلامی و مورد نیاز جامعه، در کتب اربعه دیده می شود.‏

این مقام والای علی بن مهزیار در حالیست که پدر او مسیحی و اهل هند بود که به دین اسلام مشرف شد و ‏بعدا در یکی از روستاهای اهواز سکنی گزید. علی بن مهزیار نیز همراه پدرش، در همان دوران نوجوانی به ‏دین مقدس اسلام گروید و دلش با نور اهل بیت علیهم السلام منور شد.‏

حضرت جواد علیه السلام در تجلیل از علی بن مهزیار اهوازی و تشریح ویژگیهای زیبایش، خطاب به او می ‏فرماید: «ای علی بن مهزیار! خداوند به تو جزای نیک عنایت کند و تو را در بهشت خویش مسکن دهد، از ‏خواری و ذلت دنیا و آخرت رهانیده، با ما خانواده محشور کند. من تو را در خیر خواهی، فرمانبری، خدمت ‏رسانی، وقار، ادب، انجام تکلیف و به جای آوردن وظایف خویش، آزمودم. اگر بگویم که مثل تو را ندیده ام، ‏امیدوارم سخن راستی گفته باشم. خداوند، پاداش تو را سکونت در باغهای فردوس برین قرار دهد. عظمت ‏خدمات تو در گرما و سرما و شب و روز بر من پوشیده نیست. از خداوند مسئلت می کنم که تو را در روز ‏قیامت در پرتو محبت و رحمتش قرار دهد؛ همانا که او شنونده دعاهاست.»‏

با کمی تامل درباره این توقیعات امام جواد علیه السلام پیرامون علی بن مهزیار می توان از جایگاه رفیع و ‏ارزشمند او نزد اهل بیت علیهم السلام آگاه شد . چرا که آن بزرگواران هیچ گاه اهل مبالغه و زیاده روی نبوده اند. نکته مهم که در آیات و روایات بدان تاکید شده تبعیت از آموزه ها و محبت به اهل بیت علیهم السلام می باشد. امری که در مورد علی بن مهزیار بارها مشاهده شد و حضرت بدان تاکید کردند.

در روایت معروفی از امام سجاد علیه السلام در این زمینه چنین می خوانیم: «من أحبّنا بقلبه و أعاننا بلسانه و قاتل معنا بیده فهو معنا فی الجنه فی درجتنا، و من أحبنا بقلبه و أعاننا بلسانه و لم یقاتل معنا أعداءنا فهو أسفل من ذلک بدرجه و من أحبنا بقلبه و لم یعنا بلسانه و لا بیده فهو فی الجنه؛ هر کس ما را در دل دوست داشته باشد و با زبانش یاری کند و با دستش به دفاع از ما برخیزد (یعنی با تمام وجود دلباخته ما باشد)، در بهشت هم درجه و همنشین ما خواهد بود و هر که ما را با دل دوست بدارد و با زبان یاری کند و همراه ما با دشمنانمان نجنگد، یک درجه پایین تر خواهد بود و هر که با قلبش ما را دوست دارد ولی با زبان و دست به یاری ما نشتابد، در بهشت خواهد بود.[1]


[1] -بحارالانوار، ج 10، ص 107