جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰

بیانات


اجازه اجتهاد مرحوم نائینى


اجازه اجتهاد مرحوم نائینى

از آشیخ کاظم دامغانى نقل شده است:

نزد آقاى نائینى رفتم و اجهازه اجتهادى را که آمیرزا محمد آقازاده به من داده بود، به آقاى نائینى نشان دادم. در خاطرم نیست که آیا شخص دیگرى هم آنجا بود یا نه، ولى گمان مى ‏کنم آشیخ محمد على کاظمى و آقاى بجنوردى هم آنجا بودند و آقاى نائینى از آنها پرسیده بود و آنها هم به اجتهاد آشیخ کاظم شهادت داده بودند. آن گاه آقاى نائینى هم به آشیخ کاظم اجازه اجتهاد داد.

آشیخ هاشم قزوینى هم به آشیخ کاظم سفارش کرده بود که شما براى من هم از آقاى نائینى اجازه بگیرید و اجازه اجتهاد آقازاده به آشیخ هاشم را به او نشان داده بود.

شخصى از آشیخ کاظم نقل مى‏کرد: اجازه اجتهاد آشیخ هاشم را به آقاى نائینى دادم. اوقات ایشان تلخ شد و فورى گفت: «تو هم براى ما کار مى‏تراشى!» من گفتم: شما خیال مى‏کنید اجازه‏اى را که به من دادید، اینجا و آنجا مى‏برم؟ و اجازه را روى میزش گذاشتم و گفتم: «آقا، باشد».

آقاى نائینى به فکر فرو رفت و پس از مدتى فکر کردن گفت: شما خودت به اجتهاد ایشان شهادت مى‏دهى؟ گفتم: اجتهاد به چه معنا؟ اگر مراد از اجتهاد این است که فلان عام است و فلان خاص. فلان مطلق است، مفهوم دارد و… ایشان به حدّ کافى از این‏جور چیزها مطّلع است، اما اگر منظور از اجتهاد، «نورٌ یَقْذِفُهُ الله فى قَلْبِ مَنْ یَشآء» و مصونیت از «لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الأَقاویل» است، چه عرض کنم؟

اینها را که من گفتم، آقاى نائینى گریه کرد و به نظرم براى آقاى آشیخ هاشم هم اجازه اجتهاد نوشت.