دوشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۰

ویژه نامه


اخلاق مهرورزی در کربلا (3)


بسم الله الرحمن الرحیم

اخلاق مهرورزی در کربلا (3)

مهرورزی با دشمنان در کربلا

با وجود تفاوت‌هایی که میان انسان‌ها وجود دارد و هر کدام از کیش و آیینی تبعیت می‌کنند، اما نقاط مشترک فراوانی نیز دارند که می‌تواند مبنای مهرورزی و محبت در میانشان باشد و از دریچه نورانی همین مهرورزی‌ها، اختلافات رفته‌رفته به نقاط مشترک بیشتر تبدیل شده همدلی و هم‌افزایی در درک حقایق را منجر شده و در نهایت سعادت را به ارمغان می‌آورد. از دیدگاه اسلام، حتی با مخالفان عقیدتی نیز می‌توان نقاط مشترکی را یافته و بزرگنمایی کرد و با این دید انسانی، زمینه برای رشد و دعوت به حق فراهم آورد.‏[1]

روشن است که مفهوم این رویکرد، عقب‌نشینی از راه درست و کوتاه آمدن و وادادگی از حقیقت نیست بلکه به معنای تمرکز بر عقاید مشترک، در جهت فروکش کردن هیجان‌ها و تقابلات و افزایش درک متقابل و نهایتاً پذیرش حقیقت است. وقتی در روابط انسانی بتوان نقاط مشترکی را مبنایی برای مهرورزی و بهانه‌ای برای محبت به همنوعان قرارداد، در سایر اختلافات که صرفاً جنبه فرهنگی؛ اقتصادی؛ سیاسی و … دارند نیز می‌توان با همین الگو رفتار نمود و اختلافات و تفاوت‌ها را بر محوری مشترک حل‌وفصل نموده پرده از روی نازنین حق برداشت. این رویکرد به‌عنوان یک امر مهم در سیره اولیای الهی فراوان مشاهده می‌شود. البته ناگفته پیداست که اصل اولی با کسانی که به دشمنی با حق و حقیقت می‌پردازند و زمینه گمراهی و ضلالت را در جامعه فراهم می‌کنند، دوری و عداوت و شدت است اما جاییکه بتوان از محبت و مهرورزی به‌عنوان ابزاری برای هدایت دشمنان استفاده کرد زمینه چنین امری فراهم باشد، بر اساس اقتضای فطرت و رحمت باطنی، باید از ابراز محبت و دلسوزی در قالب مهرورزی فروگذار نکرد چنانکه سیره عملی اولیای الهی همین بوده است.

پیامبر اسلام‌ به‌عنوان‌ پیام‌آور وحی‌ الهی‌ و رسول مهر و رحمت برای عالمیان نماد مهرورزی عاقلانه با همگان بوده است. از جمله وقتی‌ در مکه‌ برای‌ دعوت‌ مردم‌ به‌ خداپرستی‌ ظهور کرد، با عکس‌العمل‌ شدید مواجه‌ گشت؛ و قریش‌ از هیچ‌گونه‌ آزار و شکنجه‌ و افترائات‌ و اهانت‌ دریغ‌ نورزیدند و او را فردی‌ کذ‌اب، ساحر، مجنون‌ و… معرفی‌ می‌کردند اما عکس‌العمل‌ مهربانانه و دلسوزانه و خیرخواهانه پیامبر این‌ بود که:

اللهم‌ اغفرلقومی‌ بانهم‌ لایعلمون.[2]؛ بار خدایا! قوم مرا که نادانند، ببخش!

از این‌ مهم‌تر رفتار مهربانانه‌ و عاطفی پیامبر صلی‌الله علیه و آله با مردم‌ در هنگام‌ اقتدار سیاسی‌ است‌ که‌ نمونه‌ای‌ از آن‌ در روز فتح‌ مکه‌ متجلی‌ گشت. در آن‌ روز سرنوشت‌ که‌ پس‌ از سالیانی‌ جهاد و مشقت، مکه‌ را فتح‌ کرد و آنان‌ را به‌ زانو درآورد، می‌توانست‌ انتقام‌ آزارها و اهانت‌ها و قتل‌ و غارت‌ها بگیرد اما فرمان‌ عفو عمومی‌ صادر نمود و از تقصیر همگان، جز چند نفر که‌ بیش‌ از حد، معاند و پلید بوده‌ و از ائمه‌ کفر به‌ حساب‌ می‌آمدند، نگذشت. دلیل اینکه این عفو ریشه در مهر و محبت آن حضرت داشته این است که در روز فتح‌ مکه، هنگام‌ ورود سپاه‌ اسلام‌ با تجهیزات‌ کامل‌ و آرایش‌ خاص‌ به‌ شهر مکه، سعدبن‌ معاذ از بزرگان‌ صحابه‌ و افسران‌ سپاه‌ پیامبر رجزهایی‌ با این‌ مضمون‌ خواند که: «امروز روز نبرد است‌، امروز جان‌ و مال‌ شما حلال‌ شمرده‌ می‌شود.»

قلب‌ عطوف‌ و مهربان‌ پیامبر صلی‌الله علیه و آله از شنیدن‌ این‌ اشعار، سخت‌ غمگین‌ گشت‌ و جهت‌ تنبیه‌ آن‌ افسر، او را از مقام‌ فرماندهی‌ عزل‌ نمود و پرچم‌ را به‌ پسر وی، قلیل‌بن‌ سعد سپرد.[3] این‌ مهربانی‌ برای‌ مردم‌ مکه، که‌ سال‌ها با آن‌ حضرت‌ خصومت‌ ورزیده‌ و با او جنگ‌ها نموده‌ بودند، عجیب‌ می‌نمود و نسیم‌ ملایم‌ عطوفت، آنان‌ را به‌ عفو رهبر بزرگ، امیدوار ساخت‌ و دل‌ها را به‌ پذیرش‌ اسلام، متمایل‌ ساخت.

جالب آن است که نفس خیرخواهی از محبت ریشه می‌گیرد و از سویی خود یکی از مهمترین عوامل ایجاد و تقویت محبت است که زمینه را برای جلب توجه و قرارگرفتن محب در مسیر هدایت و تربیت محبوب فراهم می‌سازد. امام على علیه السلام می‌فرماید:اَلنُّصحُ یُثمِرُ المَحَبَّهَ[4]؛ خیرخواهى محبت‏آور است.

همین سیره خیرخواهانه و مهرورزی به قصد هدایت و تربیت، در کربلا و به ویژه در شخص مبارک امام حسین علیه‌السلام جلوه تابناکی داشت. در موارد متعددی مشاهده شده است که حضرت با دشمنان فاسق و سنگدل خویش از در مهربانی و رحمت و رأفت وارد شده و خیر آنان را به آنان گوشزد نموده است. این رویکرد علاوه بر آنکه در تمامی خطبه‌ها و تذکرات ایشان نمایان است، در رفتار آن حضرت نیز تجلی داشته و از جمله در برخوردهای عاطفی و بزرگوارانه سیدالشهدا علیه‌السلام با سپاه دشمن در قریه «ذوحسم» مشاهده می‌شود.

به نقل تاریخ، کاروان حسینی، شب را در منزلگاه شَراف به سر بردند بامداد، امام علیه‌السلام دستور داد ظرف‌ها و مشک‌ها را پر از آب کرده به راه خود ادامه دهند. هنگام ظهر یکی از همراهان تکبیر گفت. امام علیه‌السلام علّت تکبیر را پرسید، او گفت: «نخلستان‌های کوفه دیده می‌شود.» کسانی که به راه آشنا بودند، گفتند: «اینجا کجا و کوفه کجا؟» با دقت به راه نگاه کردند، دریافتند که لشکر مجهزی غرقِ در اسلحه، پیش می‌آید. امام علیه‌السلام فرمود‌ «آری، سپاه مجهزی به پیش می‌آید.» در این هنگام با اصحاب به مشورت پرداختند که در برابر سپاه دشمن، کجا سنگر بگیرند آن‌ها گفتند: در همین نزدیکی، از ناحیه چپ، قریه «ذو حُسُم» مکان مناسبی است.

کاروان آنجا رفته، خیمه‌ها را برپا کرده و آماده دفاع شدند و طولی نکشید که سپاه هزار نفری به فرماندهی حر بن یزید ریاحی، به آنجا رسید اما معلوم بود که در حال حاضر قصد جنگ ندارند. امام مهربان که آثار تشنگی و رنج فراوان را در چهره‌های سپاه حر مشاهده نمود، به یاران فرمود از آبی که همراه دارند، آن‌ها و حیواناتشان را سیراب کنند به دستور آن حضرت تا آخرین نفر آن‌ها را آب دادند. علی بن طعان محاربی می‌گوید: «من آن روز در لشکر حر بودم و آخرین نفری بودم که دنبال لشکر به آنجا رسیدم. چون حسین علیه‌السلام تشنگی من و اسبم را دید، فرمود: روایه را بخوابان. من شتر را خواباندم، فرمود: از آب بیاشام! من آشامیدم و اسبم را نیز سیراب کردم.»[5]

برداشت پایانی

بر اساس حقایق تاریخ، اولیای الهی بعد از خداوند متعال مهربان‌ترین انسان‌ها نسبت به موجودات دیگر به‌ویژه افراد بشربودند تا جایى که به خاطر محبت به مردم و عشق به آنان از همه چیز حتى جان خود گذشتند تا افراد جامعه را به سعادت ابدى برسانند. از جمله زیباترین و حیرت‌انگیزترین نقوش این تابلوی چشم نواز، در ماجرای کربلا و از سوی سیدالشهدا علیه‌السلام ترسیم شده و به‌عنوان الگویی کامل و تام، پیشکش بشریت گردیده است. در این نوشتار به گوشه ای از زوایای مهرورزی حضرت و یارانش اشاره گردیده تا به عنوان نکات کلیدی راهگشا و نشانه ای برای پیروان حضرت در مسیر زندگی باشد انشاء الله.


.[1] آل عمران: 64.

.[2] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏95، ص: 167.

[3]. فروغ‌ ابدیت، 2/337. عبد الملک بن هشام الحمیرى المعافرى، السیره النبویه، بیروت، دار المعرفه، بى تا، 4/49.

[4] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص224 ، ح4547.

[5]. سوگنامه آل محمد ص، ص 218 به نقل از نفس المهموم ص 93.