شنبه ۰۳ مهر ۱۴۰۰

بیانات


اخلاق کم نظیر شیخ بهایی


اخلاق کم نظیر شیخ بهایی

مجلسی اوّل در روضه المتقین (شرح عربی‌اش بر کتاب من لا یحضره الفقیه) در شرح مشیخه ذیل عنوان «عمر بن توبه أبو یحیی الصنایعی» به تناسب اینکه وی کتابی در فضیلت سوره قدر دارد و شیخ طوسی از وی در باب زیارات روایاتی نقل کرده است که مشتمل بر ثوابهای فراوان است، از استادش شیخ بهایی به عظمت یاد می‌کند و می‌گوید: زمانی که من در درس شیخ بهایی شرکت می‌کردم، یک روز در باره روایات ثواب الاعمال اشکال کرد که اگر مثلا فلان عمل ثواب هزار حج داشته باشد، برای خود حج قدر و منزلتی نمی‌ماند. من از آن روایات دفاع کردم و شیخ بهایی در آن مجلس هیچ پاسخی نداد، بلکه تا آخر عمر هم راجع به اشتباه و نظائر این روایات مطلبی نگفت. با اینک من در آن موقع اصغر شاگردان شیخ بهایی بودم و ظاهراً به بلوغ هم نرسیده بودم و در مجلس درس شیخ غالب فضلای عصر حاضر بودند و شیخ چون به تمام علوم احاطه داشت، به راحتی می‌توانست مرا اسکات کند ولی انانیت به خرج نداد و حرف مرا پذیرفت. ما چنین فردی را به چشم دیدیم که در اخلاق نظیر نداشت و الآن هم «تشاهد فی أبناء هذا الزمان ما تشاهد»![1]


[1]. عبارت مجلسی اوّل در روضه المتّقین ج۱۴، ص 404-405 این است:

و اعلم أنّ الأئمّه ع یتکلّمون فی کلّ شیء سیّما فی المثوبات و العقوبات علی حسب عقول الرجال، کما ورد فی الزیارات، ففی بعض الأخبار: أنّ له ثواب عمره، و فی بعض، حجّه، و فی بعضها: حجّه و عمره، و فی بعضها: عشرون حجّه و عمره… و فی بعضها: ألف ألف حجّه، و فی بعضها ضعفها، و هو بحسب اختلاف الأشخاص فی النیات و العقائد و المعارف غالبا، و کثیراً ما یکون به حسب احوال المخاطبین فإنّهم سمعوا المثوبات کثیره لبادر عقلولهم بالإنکار و هو کفر و هو فی اکثر العالمین کذلک، فیتکلم الأئمّه ع بحسب عقولهم الضعیفه و یقولون لهم اقلّ مراتبها و هو حقّ، فیقع اکثر الأخبار هکذا، فإذا سمع المشایخ من جماعه من الخواصّ المثوبات العظیمه فإن لم یکن لهم قوّه التمیز بادروها بالإنکار و الغلوّ و العلوّ، کما وقع لی مع بعض المشایخ الأجلّاء فی مثوبات اطعام مؤمن. فإنّه قال فی الدرس: انّا نعلم قطعاً أمثال هذه الأخبار کاذبه، فإنّه ورد أنّ ثواب اطعام المؤمن ألف ألف حجّه، فحینئذٍ لایبقی للحجّه مقدار! فذکرت أنّه لا یمکن أنکار أمثال هذه الأخبار، فإنّها متواتره معنیً، و قلت أنتم ترون: أنّ ضربه علیّ ع أفضل من عباده الثقلین إلی یوم القیامه، و تعتقدونه و لا شک أنّ ذلک بسبب علوّ شأنه ع بل کلّ فعل من أفعاله ع کذلک، و کذلک کلّ واحد من الأئمّه ع بالنظر إلی غیرهم. فأیّ استبعاد فی أن یکون ثواب خلّوص اولیائهم کذلک کما وقع فی إطعام المسکین و الیتیم و الأسیر هذه المثوبات العظیمه و کانت فضّه الخادمه فیهم مع أنّه فرق بین الثواب الأستحقاقی و التفضّلی کما تقولون دائماً، فاستحن کلامی و لم یتکلّم بعده بما کان یتکلّم قبله.

و هو شیخنا الأعظم بهاء الملّه و الدین (رضی الله عنه) و کان إنصافه فوق أن یوصف، مع أنّی حینما تکلّمت بذلک کنت اصغر تلامذته و أحقرهم، و مظنونی أنّی لم أکن إذ ذاک بالغاً و کثیراً ما کان یرجع اعتقاده بقولی و قول أمثالی، و فی ذلک الزمان کان یحضر أکثر فضلاء العصر فی مجلسه العالی، مع أنّ إسکاتی کان غایه السهوله لکثره تبحّره فی جمیع العلوم، و تشاهد فی أبناء هذا الزمان ما تشاهد! أصلح الله أحوالنا و أحوالهم بجاه محمّد و آله الطاهرین.