یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰

مقالات آیت الله شبیری زنجانی


استخدام

استخدام[1]

حضرت آیه الله العظمی شبیری زنجانیدام ظلّه

یک مطلب کلی که آقایان در آیات قرآن و موارد دیگر دارند، مسئله استخدام است که اول یک معنای عامی ذکر می‏شود و بعد ضمیر به معنای دیگری به صورت مباین و یا جزء و کل استعمال می‏شود.

من نتوانستم متقاعد شوم که در لغت عرب یا زبان فارسی مسئله ی استخدام وجود داشته باشد. و به نظر می‏رسد که عرف هم با استخدام مساعد نبوده و آن را اشتباه می داند. لذا مواردی که به صورت استخدام نقل می‏شود، اشتباه است و مرجع ضمیر باید از اول در معنای دیگری استعمال شده باشد.

مثلاً آیه شریفه « وَ الْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَهَ قُرُوءٍ وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فی‏ أَرْحامِهِنَّ إِنْ کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فی‏ ذلِکَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً » ([2]) گفته‏ شده در صدر آیه که اثبات عده کرده، اعمّ از رجعی و بائن است و در ذیل آیه که فرموده «أحقّ بردهنّ» راجع به مطلقات رجعی است، این را گفته‏اند استخدام است که مرجع ضمیر عام است ولی آنچه از ضمیر اراده شده یک قسم خاصّ است.

ولی به نظر ما این مطلب در آیه بسیار بعید است، و مراد از «مطلقات»، متعارف و معمول مطلقات است که مطلقات رجعی هستند. در صدر می فرماید اینها عده دارند و در ذیل می فرماید بعولتهنّ أحقّ بردّهنّ، که هر دو به یک معنا است.

به عبارت دیگر در «مطلقات» مراد طلاق‏های متعارف است؛ طلاق‏های متعارف دو خصوصیت دارند یکی این که بعد از دخول هستند و دیگر این که رجعی هستند، و ضمیر «بعولتهن» نیز به همین متعارف برمی‏گردد. اما این که در صدر، اعمّ از متعارف و غیر متعارف باشد و در ذیل که ضمیر می‏خواهد برگردد، قید بخورد و متعارف شود این خلاف ظاهر است. این که گفته شود از اول متعارف را می‏گوید، روشن‏تر است.

و در آیه ی شریفه، غیر مدخوله و یائسه و صغیره ذکر نشده، به دلیل این که اینها افراد غیر متعارف هستند و آیه در مقام بیان حکم فرد متعارف است؛ منتها برخی از غیر متعارف‏ها مانند خلع و مبارات و مطلقه ثالثه و مطلقه‏ای که عقد او انفساخ یافته یا منفسخ شده، نسبت به عدّه به وسیله ی دلیل خاص به متعارف ملحق شده اند.


[1] – تنظیم شده در مرکز فقهی امام محمد باقر علیه السلام.(صوم44/309)

[2] – سوره مبارکه بقره/228