اقدام علمای تهران
اقدام علمای تهران
آسید صادق طباطبایی عِدل و رقیب حاج ملّا علی کنی بود. وی در سال ۱۳۰۰ و حاج ملّا علی در سال ۱۳۰۶ از دنیا رفت. از نظر خانوادگی آسید صادق از خانوادهای بسیار محترم (از خانواده صاحب ریاض) بود ولی حاج ملّا علی روستایی و ساده بود. حاج میرزا فخرالدین جزایری میگفت: آسید صادق رابطهاش با حاج ملّا علی خوب نبود.
این قضیه را از حاج میرزا فخرالدین جزایری و حاج میرزا محمود روحانی شنیدم: یک بار حکومت، حاج میرزا محمود صاحب مواهب – عمّ اعلای آقای بروجردی – را از بروجرد به تهران احضار کرد. حاج ملّا علی کنی که هیچگاه جایی نمیرفت و نقل میکنند: فقط در ماه رمضان برای نماز جماعت به مدرسه مروی میرفت و مسجد پر از جمعیت میشد، و با آسید صادق هم رفت و آمدی نداشت، نیمه شب با نوکرش از منزل خارج شد و به منزل آسید صادق رفت و در زد. نوکر آسید صادق نزد آسید صادق رفت و گفت: حاج ملّا علی آمده است. آسید صادق پابرهنه دم در آمد. حاج ملّا علی گفت: من و شما اگر گلهمندیهایی از یکدیگر داریم، به جای خودش، امّا الآن میخواهند مجتهد و عالم جلیل القدری را به سبب نهی از منکر جلب و اهانت کنند و ما نباید اجازه بدهیم چنین شود. آسید صادق گفت: من در اختیار شما هستم، هر چه شما بفرمایید. با هم تعارف میکنند که حاج میرزا محمود به منزل کدامیک وارد شود. در اینجا نقل حاج میرزا فخرالدین با نقل حاج میرزا محمود اختلاف دارد که در منزل کدامیک وارد شده است. علی القاعده باید به منزل حاج ملّا علی وارد شده است. چون امکانات و نفوذ حاج ملّا علی بیشتر بود. به هر حال طرفین توافق میکنند که حاج میرزا محمود به منزل یکی از آنها وارد شود.
حاج ملّا علی از آنجا با نوکرش که فانوس در دست داشت، به منزل عالم متنفّذ دیگری میرود و قضیه ورود حاج میرزا محمود را مطرح میکند. آن عالم هم اعلام آمادگی میکند. حاج ملّا علی آن شب شخصاً به منزل تمام معارف تهران رفت و همه آنها اعلام آمادگی کردند.
فردا حاج میرزا محمود وارد تهران شد و به منزل حاج ملّا علی یا آسید صادق وارد شد. فردای ورود حاج میرزا محمود، مردم میبینند فلان عالم متنفّذ با چند نفر از مریدانش راه افتاده است. میپرسند: کجا میروند! میگویند: مجتهد بروجرد به منزل حاج ملّا علی آمده است و برای دیدار ایشان میرویم. مردم محلّ مغازهها را تعطیل کرده، دنبال آن عالم راه میافتند. به همین صورت وقتی عالم هر محلّی به سمت منزل حاج ملّا علی راه میافتاد، آن محل تعطیل میشد. در مدّت کوتاهی شهر تعطیل شد و جمعیت عظیمی به سمت منزل حاج ملّا علی حرکت کردند.
نقل شده است: نماز جماعت خیلی عظیمی هم برپا شد و حاج ملّا علی و همة علمای تهران به حاج میرزا محمود اقتدا کردند. و ظهر هم تمام علمای شهر ناهار مهمان حاج ملّا علی بودند.
وقتی ناصرالدین شاه وضع را چنین دید، پسرش کامران میرزا را فرستاد. کامران میرزا سلام شاه را ابلاغ کرد و به حاج میرزا محمود گفت: اگر شما میخواهید به ارض اقدس مشرف شوید، در خدمت هستیم. کامران میرزا به عنوان تشرف به ارض اقدس اعلام کرد تسلیم هستیم که هر امری داشته باشید، انجام دهیم.