سه شنبه ۰۷ تیر ۱۴۰۱


السلام عليك أيتها الصديقة الشهيدة

السلام عليك أيتها الصديقة الشهيدة‌السلام عليك أيتها الرضية المرضية‌السلام عليك أيتها الفاضلة الزكية‌السلام ‏عليك أيتها الحوراء الإنسية‌السلام عليك أيتها التقية النقية‌السلام عليك أيتها المحدثة العليمة‌السلام عليك أيتها ‏المظلومة المغصوبة‌السلام عليك أيتها المضطهدة المقهورة‌السلام عليك يا فاطمة بنت رسول الله‌و رحمة الله و ‏بركاته‌

(بحار الأنوار ج 97 ص 195)

یکی از نکات قابل توجه در مورد وقائع صدر اسلام، وجود فضای خفقان بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بود که توسط عده ای برنامه ریزی شده بود.

به عنوان مثال این عده میخواستند که با مجموعه ترور و تهاجم، به حريم امن و خانه هاى مردم و اهل بيت، و كشتار و زنده زنده سوزاندن مخالفان ‏مى خواستند مردم را ساكت و منزوى نمايند .در ادامه به برخی از این موارد به صورت اجمال اشاره می شود:

‏1. حباب بن منذر، مجاهد بدرى را با آن همه فضل و بزرگوارى كشتند و مخفيانه جنازه او را دفن نمودند ‏زيرا شمشير كشيد و ابابكر را تهديد كرد كه چرا خلافت را غصب كردى؟ اصابه، ج1، ص302؛ كامل، ج3، ص77

2. سعد بن عبادة بزرگ قبيله ‏خزرج كه عمر را تهديد كرد، شبانه در تاريكى كشتند و اعلان نمودند كه جن او را با تير زد و همه شنيده ‏بودند كه عمر مى گفت سعد را بكشيد، سعد را بكشيد، خدا او را بكشد (شرح ابى الحديد ج 2 ص 826. ‏نهاية الأرب ج 4 ص 35 – قاموس الرجال ج 4 ص 328‏)

‏3. خالد بن وليد را براى قتل بزرگ صحابى پيامبر (ص) مالك بن نويرة اعزام ‏كردند در بين راه بين لشگر اعزامى اختلاف افتاد اما خالد به پيش تاخت، با اينكه قبيله مالك شهادت دادند، ‏اذان گفتند، نماز مى خواندند خالد از بهانه جوئى دست برنداشت و سرانجام مالك را كشت و به همسر او ‏تجاوز كرد اين جنايت بزرگ بين اصحاب ابابكر و عمر اختلاف ايجاد نمود ابابكر از خالد دفاع كرد ولى ‏عمر نيز با او به مخالفت پرداخت كه به زشتى و رسوائى تجاوز به همسر مالك، اعتراف داشت.‏

‏1. نهاية الأرب ج 4 ص 72 2. البدء والتاريخ ج 5 ص 160‏

‏3. الغدير ج 1 ص 179 4. شرح ابى الحديد ج 1 ص 179‏

‏5. تاريخ طبرى ج 4 ص 1410 6. اسدالغابة ج 4 ص 259‏

‏7. تاريخ ابن أثير ج 3 ص 149 8. تاريخ ابن عساكر ج 5 ص 105‏

‏9. بيت الاحزان (ترجمه) ص 128. شيخ عباس قمّى

10. سيره ابن هشام ج 4 ص 54‏

‏11. تاريخ الردّة ص 47 و آنگاه كه مالك بن نويره (قبل از شهادت) به اعتراض بپا خواست و ابابكر را تهديد ‏نمود كه چرا خلافت اسلامى را غصب كردى، عمر و خالد و قنفذ او را به شدت كتك زدند و زير دست و ‏پا لگدكوب نمودند كه بدن خونين او را از مسجد بيرون بردند

4. مقداد آن صحابى بزرگ رسول خدا را پس ‏از اعتراض، كتك زدند و اعتراض سلمان فارسى با خشونت عمر سركوب شد كه با دخالت امام على (ع) ‏دست از سر سلمان برداشتند -. بيت الاحزان (ترجمه) ص 123‏