الاربعاء 08 رَبيع الأوّل 1444 - چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۱


السلام علی المعذب فی قعر السجون و ظلم المطامیر ذی الساق المرضوض

السلام علی المعذب فی قعر السجون و ظلم المطامیر ذی الساق المرضوض

سلام و درود الهی بر موسی بن ‏جعفر (علیهما السلام)آنکه گرفتار شکنجه زندانهای تاریک بود و با پاهایی مجروح از این جهان رخت بربست

دوران 35 امامت امام کاظم علیه السلام یکی از طولانی ترین دوران امامت معصومین علیهم السلام می باشد .در یک نگاه کلی می توان از دوران امامت ایشان به دوران تثبیت استقلال سیاسی و اداری شیعه یاد کرد.به نحوی که حضرت در صدد به رسمیت شناساندن شیعه امامیه به عنوان اقلیت در درون اکثریت جامعه اهل سنت بودند.

موضع گیریهای صریح و اعلان عدم مشروعیت حکومت عباسی از شیوه های مبارزاتی خاص حضرت بود که در این بین می توان به موارد زیر اشاره کرد :

الف) تعیین محدوده فدک:

می دانیم مسئله فدک در تاریخ تشیع روند پرفراز و نشیبی داشته است. در زمان امام کاظم(علیه السلام) به روایتی ‏مهدی عباسی و به گزارشی هارون عباسی، از امام(علیه السلام) می خواهد که امام(علیه السلام) حدود فدک را مشخص کند تا ‏فدک به ایشان واگذار شود. حضرت در پاسخ حدود فدک را به گونه ای مشخص می فرماید که تمام قلمرو ‏حکومت عباسی را دربرمی گیرد. امام می فرماید: یک حد آن سمرقند، یک حد آن دریای سرخ، یک حد آن ‏عدن و یک حد آن شمال آفریقاست. این محدوده که برابر با نقشه حکومت آن روز است می رساند که فدک ‏در نظر امام(علیه اسلام) نه یک مسئله شخصی بلکه نماد حکومت و مشروعیت امامت و عدم مشروعیت مخالفان ‏امامت است.

ب )گسترش نظام وکالت :

گسترش نظام وکالت در زمان امام کاظم(علیه السلام) است که در این زمان به اوج خود می رسد. این شبکه در ‏حقیقت یک سازمان مخفی منظمی است که امام(علیه السلام) در راستای فعالیت های خویش از آن بهره می گیرد. ‏شبکه وکالت در نقاط مختلف جهان اسلام مانند شبه جزیره عربستان، یمن، ایران، خراسان، مصر، شام و… ‏گسترده بوده و امام(علیه السلام) در همه این مناطق «سرگروه وکلا» ونمایندگانی داشتند که از یک سو با امام(علیه السلام) و از سوی ‏دیگر با مردم درارتباط بودند. شبکه وکالت هرچند در ظاهر تنها وجوهات شرعیه را از مردم می‌گرفت و به سوالات ‏شرعی آنان پاسخ می داد اما در باطن یک سازمان گسترده ای بود که برنامه های ویژه ای برای آن در نظر داشتند که در آینده منشأ برکات خاصی برای جامعه شیعی شد

ج) نفوذ یاران حضرت در دستگاه حکومت عباسی:

شاهد دیگر این است که امام(علیه السلام) در ‏دستگاه حکومت، نوعی اشخاص ویژه گماشته بودند و از اخبار درون حکومت مطلع می شدند. نمونه آن، علی بن ‏یقطین است که شیعه خالص امام کاظم(علیه السلام) است. نقل شده است در برخی مواقع که عرصه بر او تنگ می شد ‏از امام درخواست می کرد از حکومت خارج شود، اما امام(علیه السلام) به ادامه کار او در دستگاه حکومت اصرار می ‏ورزیدند تا با حضور خود در حد مقدور حق شیعیان را استیفا کند و احیانا تحولات درون حکومت را به ‏امام(علیه السلام) گزارش دهد

د) نهی صفوان جمال از همکاری با حکومت :

نمونه دیگر روایاتی است که ‏از امام(علیه السلام) درباره حرمت همکاری با سلطان و خلیفه نقل شده است. بعضی از این روایات عام است مانند ‏این که هر کس به اندازه سرسوزنی به حکومت کمک کند، به طاغوت کمک کرده است و بعضی از آن ها ‏خاص است مانند روایتی که درباره صفوان جمال نقل شده است. دراین روایت امام(علیه السلام)، صفوان را از ‏همکاری با حکومت منع می کنند و از او می پرسند: وقتی که شترهایت را به هارون کرایه می دهی آیا دوست ‏داری که او زنده بماند تا کرایه ات را بپردازدیانه؟ و وقتی صفوان پاسخ مثبت می دهد، امام می فرماید: همین ‏اندازه هم کمک به ظلم است و بدین ترتیب امام(علیه السلام) به صورت علنی در میان اصحاب مشروعیت حکومت را ‏زیر سوال می برند.

منابع:

(صدوق، من لا یحضره الفقیه، ترجمه، غفارى، علی اکبر، ج ‏۶، ص ۴۱۰٫)(مستدرکات علم الرجال ج 4 ص 265)(کافی، ج۴، ص۵۲۴).( بحارالانوار، ج 48، ص 144)