سه شنبه ۰۶ مهر ۱۴۰۰

ویژه نامه


با جاری فرات

با جاری فرات

السلام علیک یا اباعبدالله ع و علی الارواح التی حلت بفنائک

باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‏

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است

باز محرم فرا رسید ، صدای روضه های ارباب بی کفن به گوشمان می رسد. شهر لباس سیاه به تن کرده است؛ خیابان ها بوی عزا گرفته اند. هیات های عزاداری سرورمان برپا شده است؛ پرچم های یا حسین و یا ابالفضل خود نمایی می کنند.

آری ماه عزا و ماتم و غم ، فرا رسید؛ لباس عزا به تن می کنیم، شال سیه به گردن می آویزیم و با یک سلام برحسین علیه السلام و فرزندان واصحابش ، با منتقم خونش ، بقیه الله الاعظم (عج )، هم ناله شده و قدم درماه محرم می گذاریم:

سلام بر آن آغشته به خون، سلام بر آن که حُرمَتِ خیمه گاهش دریده شد، سلام بر پنجمینِ اصحابِ کساء، سلام بر غریبِ غریبان، سلام بر شهیدِ شهیدان، سلام بر مقتولِ دشمنان، سلام بر آن کسى که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند، سلام بر آن کسى که خاندانش پاک و مطهّرند، سلام بر پیشواى دین، سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده، سلام بر آن لب هاى خشکیده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار، سـلام بر آن ارواحِ از کالبد خارج شده، سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف، سلام بر آن خون هاى جارى، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته بر نیزه ها، سلام برآن بانوانِ بیرون آمده از خیمه ها، سلام بر حجّتِ پروردگارِ جهانیان، سلام بر آن کسى که پرده حُرمَت اش دریده شد، سلام برآن کسى که خونش به ظلم ریخته شد، سلام بر آنکه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد ، سلام بر آنکه از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید، سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید، سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد، سلام بر آن که اهل قریه ها دفنش نمودند، سلام بر آنکه شاهرَگ اش بریده شد، سلام بر آن مدافعِ بى یاور، سلام بر آن مَحاسنِ به خون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاک آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده، سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته ، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عریانى که در بیابان کربلاء گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و بر فرشتـگانى که بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى کِشند و اطرافِ تُربـت ات اجتماع کرده اند…

…اگر چه زمانه مرا به تأخیر انداخت( و من نتوانستم در کربلا در رکاب تو باشم ) و مُقدَّرات الهى مرا از یارىِ تو بازداشت و نبودم تا با آنان که با تو جنگیدند بجنگم ، درعوض، صبح و شام برای تو گریه می کنم ، و به جاى اشک براى تو خون گریه می کنم از حسرت و تأسّف و افسوس بر مصیبت هائى که بر تو وارد شد، تاجائى که از فرط اندوهِ مصیبت و غم و غصّه ی شدّتِ حزن، جان بسپارم … گواهى میدهم که تو ( با قیام و شهادت مظلومانه خود) نماز را بپا داشتى و زکات دادى و امر به معروف کردى و از منکر و عداوت نَهى نمودى و اطاعتِ خدا کردى و نافرمانى وى ننمودى و به خدا و ریسمان او چنگ زدى تا وى را راضى نمودى و از وى در خوف و خشیَت بوده نظاره گر ِاو بودى و او را اجابت نمودى، و سنّت هاى نیکو پدید آوردى و آتشهاى فتنه(علیه دین خدا) را خاموش نمودى و دعوت به هدایت و استقامت کردى و راههاى صواب و حقّ را روشن و واضح گرداندى و در راه خدا بحقّ، جهاد نمودى و فرمانبردار ِخداوند و پیرو جدّت محمّد بن عبدالله بودى و شنواى کلام پدرت على بودى…” (زیارت ناحیه مقدسه )

هزار حیف نبودم به روز عاشورا

که یارى تو کنم من به روز عاشورا

ولى تلافى آن می کنم به صبح و مساء

لاندبنک فى کل حال یا جدا

تو کشته گشتى و بس رخنه‏ ها به ایمان شد

هزار حیف تنت پایمال اسبان شد

سر منیر تو اندر تنور، مهمان شد

لاندبنک فى کل حال یا جدا

(مرحوم غروی اصفهانی )

اصل رضای به فعل قوم:

در قرآن چنین می خوانیم قوم لجوج یهود، براى این که از قبول اسلام، سرباز زنند، بهانه‏هاى عجیبى مى‏آوردند‏ .درآیه 183 آل عمران چنین می خوانیم :

آنها مى‏گفتند:” خداوند از ما پیمان گرفته که دعوت هیچ پیامبرى را نپذیریم، تا براى ما قربانى بیاورد که آتش، آن را بخورد”.

قرآن در پاسخ آنها مى‏گوید: قُلْ قَدْ جاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّناتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ:” در پاسخ این بهانه‏جویى‏ها به- آنها بگو، گروهى از پیامبران بنى اسرائیل پیش از من آمدند و نشانه‏هاى روشنى با خود آوردند و حتى چنین قربانى براى شما آوردند اگر راست مى‏گوئید چرا به- آنها ایمان نیاوردید و چرا آنها را کشتید .

نکته مهم در این آیه ، خداوند مخاطبین پیامبر اسلام را قاتل پیامبران معرفی می کند در حالیکه آنها مرتکب جنایت قتل پیامبر نشده بودند بلکه آباءو اجدادشان و اقوام گذشته یهود پیامبران را میکشتند . طبق این حدیث بین قاتلین و قائلین این بهانه ، 500 سال فاصله بوده ولی خداوند قائلین به این بهانه را قاتل خطاب کرده است در ذیل این آیه روایتی از امام صادق علیه السلام در کافی و منابع دیگر نقل شده که این نکته را تبیین می کند . در این روایت چنین می خوانیم:

قال: کان بین القاتلین و القائلین خمسمائه عام، فألزمهم الله القتل برضاهم ما فعلوا،( تفسیر عیاشی ذیل آیه 183 ال عمران )

علت اینست که مخاطبان پیامبر راضی به کار و منش و روش اباء و اجدادشان بودند و این رضایت باعث می شود که در عذاب و عقاب آن کار به همان افراد ملحق شوند که این همان اصل رضا و الحاق به عمل قوم می باشد.

همچنین در روایات متعدد دیگری به این مضمون اشاره شده است که رضایت به فعل قومی ، شراکت در آثار و تبعات اخروی آن فعل را در پی خواهد داشت .

در روایت نوفلی از سکونی چنین می خوانیم :

عن جعفر عن ابیه عن علی (علیهم السلام) قال: قال رسول الله ‏صلى الله علیه وآله من شهد أمرا فکرهه کان کمن غاب عنه- و من غاب عن أمر فرضیه ‏کان کمن شهده ‏.‏

چنانچه در عیون اخبار الرضا از امام رضا علیه السلام منقول است که علت قتل ذراری قاتلین امام حسین علیه السلام توسط حضرت حجت علیه السلام ، رضایت آنها به اعمال اجداد خود می باشد . (وسائل الشیعه ج‌16 ص 139‌‏)

چنانچه در قضیه زیارت قبر امام حسین توسط جابر بن عبداللّه‏ که در خطاب به شهداى کربلا گفت من هم با شما شریک هستم . عطیه اعتراض کرد که آن‏ها نفوس و اموال خود را در راه اسلام صرف کردند، .

جابر در جواب به حدیث ( الراضی بفعل قوم کالداخل معهم ) تمسک کرد برهمین اساسمی توان چنین گفت که در رابطه با جریان کربلا ما سه قسم فاعل داریم : فاعل بالمباشره و فاعل بالتسبیب و فاعل بالرضا.

فاعل بالمباشره کسانی که خود مستقیما در جنگ حاضر بودند ،فاعل بالتسبیب کسانی که هر چند در جنگ شرکت نکرده ولی مقدمات و اسباب آن را فراهم نمودند . مانند بنى امیه و اهل شام و فاعل بالرضا مانند نواصب و امثال آن‏ها که به این ظلم راضى می باشند . «لعن اللّه‏ اُمّه سمعت بذلک فرضیت به».(مصباح المتهجّد: ص549؛ تهذیب الأحکام: ج6، ص126، ح201؛ المزار الکبیر: ص423 و بحار الأنوار: ج98، ص200.)

بنابراین با توجه به این روایات و نمونه های مشابه آن ،که در منابع معتبر تحت عنوان ( الراضی بفعل قوم کالداخل معهم) ذکر شده است ،می توان چنین گفت که رضایت به فعل معروف و انکار فعل منکر از لوازم ایمان بوده و این عامل به نوعی سبب ایجاد وحدت در آثار و تبعات اعمال در طول تاریخ خواهد بود .[1]

براساس این نکته ، اقامه عزا و ماتم و تزین به شعائر حسینی در این ماه شریف و ابراز عدوات از دشمنان و قاتلین حضرت تا روز قیامت ، خود گویاترین نحوه تحقق این اصل مهم می باشد .

روضه روز اول :

در مجالس روضه دهه اول محرم چنین رسم است که در روز اول دهه محرم ، روضه حضرت مسلم خوانده میشود ..وجود مبارک مسلم بن عقیل علیه السلام که بسیاری ازآن بزرگوار حاجت گرفته اند امام حسین علیه السلام هنگامی که اورا به عنوان سفیر خود به کوفه فرستاند در نامه ای اینگونه نوشتند: هوثِقَتی من اهل بیتی ،یعنی از جانب من هرچه اوبگوید من گفته ام اومورداطمینان وازخانواده من است.وهنگامی که عزیز زهرا درعصرعاشورانگاهی به چب ونگاهی به راست کرد دیدهمه یارانش به زمین افتاده اندویاوری ندارد.یک به یک آنها راصدازدولی درصدر آنها فرمود:یامسلم بن عقیل یاهانی بن عروه بعد صدا زدند :یامسلم بن عوسجه یاحبیب بن مظاهر چراهرقدرصدایتان می زنم جواب نمی دهید؟واین مطلب نشان می دهدکه مسلم چقدربرای امام حسین علیه السلام عزیز بوده است.

السلام علیک ایها العبدُالصالح المطیعُ لله ولرسوله ولامیرالمومنین والحسنِ والحسین علیه السلام

اهل کوفه همه پیمان شکنند خود نمک خوارونمکدان شکنند

صبح بامن همگی پیوستند اماشب درخانه برویم بستند

فقط پیرزنی به نام طوعه به نماینده عزیز زهراسلام الله علیهاجاداداماطوعه میگویدبرای اوغذابردم دیدم مشغول مناجات است لب به غذانزده عرض کردم آقادیشب نخوابیدیدفرمودند:اندکی خوابیدم درعالم خواب عمویم امیرالمومنین علیه السلام رادیدم به من فرمود:الوحاالوحا العجل العجل، زودنزدمابیامامنتظرت هستیم(4).جهادی بی نظیرکرد وعده ای رابه هلاکت رساند .اما ازبالای بام سنگ میزدند ،تیرمیزدند،بدن زخمی شده،حضرت راگرفتندبه طرف دارالاماره بردندتشنه است اما تا سه مرتبه هرچه خواست آب بنوشد آب پر خون بود.فرمود به این مضمون که گویا مقدر آن است من تشنه با شم دیدند آقا گریه می کند پرسیدند چراگریه میکنی؟فرمود:برای خودم گریه نمی کنم برای عزیز زهرا حسین گریه می کنم که همراه با خانواده اش به سوی شما مردم پیمان شکن می آید.مردم بیرون دارالاماره منتظرندببینند چه می شود؟ناگهان دیدند آه سربریده ای ازبالای دارالاماره به زمین افتاد وبعدازآن بدن بی سروغرق به خونیپایین افتاد،وقتی نگاه کردند ای وای این بدن سفیرامام حسین ،مسلم بن عقیلِ ،دشمن به همین بسنده نکرد دلها بسوزه ،پای مسلم رابه طنابی بستنددرمیان کوچه وبازار می کشانند ،یاحسین چه کردند باسفیرشما .اما وقتی خبربه اردوگاه ابی عبدالله رسید ناله هاشمیان وفاطمیان بلند شد رینب سلام الله علیها گریه می کند واشک از چشمان حسین علیه السلام جاری شد،قربان اشک چشمت آقا جان .حضرت به خانواده مسلم تسلی دادند اما لایوم کیومک یاابا عبدالله عرضه بداریم آقا جان شما رفتید تسلیت گفتید تسلی دادید دل بچه های مسلمُ ،اماکسی نبودبه رینبت به سکینه ات تسلی بدهد آن وقتی که بدن پاره پاره ات در گودی قتلگاه به زمین افتاده بود ،آخ بمیرم ،راوی می گویددیدم فاَجتَمَعَت عدُّهُ من الا عراب حتّی جَرُّها عنه ،عدهای ازاعراب آمدند وسکینه را کشان کشان ازبدن پدرجدا کردند.

منابع روضه : 1.امالی صدوق 2.نفس المهموم 3.قسمتی اززیارت نامه حضرت 4.سوگنامه آل محمد علیهم السلام

……………………………………………………………………………………..



[1] – مساله حرمت شرعی نیت بر فعل حرام بدون این که مرتکب آن شود ، بحثی است که در کتب فقهی مورد توجه فقهاء عظام بوده ولی ظاهرا از نظر عقلی شکی نیست که از لوازم ایمان و علم به حرمت منکر ، وجوب انکار قلبی و عدم رضایت بر آن فعل بوده و برهمین اساس کسی که نیت ارتکاب معصیت را داشته ولی آن را مرتکب نشود ، این کار او قبیح و مستحق عقاب بوده و این نکته در مورد اصول دین و مسائل مهمی چون شهادت امام حسین ع مسلم و قطعی می باشد .