جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰


با پیام آوران عاشورا(4)

روح عزت نفس

و أُدْخِلَ عِيَالُ الْحُسَيْنِ علیه السلام عَلَى ابْنِ زِيَادٍ فَدَخَلَتْ زَيْنَبُ أُخْتُ الْحُسَيْنِ فِي جُمْلَتِهِمْ مُتَنَكِّرَةً وَ عَلَيْهَا أَرْذَلُ ثِيَابِهَا فَمَضَتْ حَتَّى جَلَسَتْ نَاحِيَةً مِنَ الْقَصْرِ وَ حَفَّتْ بِهَا إِمَاؤُهَا فَقَالَ ابْنُ زِيَادٍ مَنْ هَذِهِ الَّتِي انْحَازَتْ نَاحِيَةً وَ مَعَهَا نِسَاؤُهَا فَلَمْ تُجِبْهُ زَيْنَبُ فَأَعَادَ ثَانِيَةً وَ ثَالِثَةً يَسْأَلُ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ بَعْضُ إِمَائِهَا هَذِهِ زَيْنَبُ بِنْتُ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ الله

(الارشاد ص 228، لهوف ص 160 ،طبری ج 5 ص 457)

در عبارات فوق دو نکته قابل توجه است:

1-بی اعتنایی بانو عقیله کبری به دشمن. امام علیه السلام به آنان سفارش کرده بود که عزت نفس خود را حفظ کنند. «و لا تقولوا بالسنتکم ما ینقص من قدرکم» (نفس المهموم ص 335 ، معالی السبطین ج2 ص25 (از این رو اهل بیت سعی داشتند با دشمن سخن نگویند و اگر هم در مواردی ناچار به سخن گفتن بوده اند یا به صورت کلام امری یا به عنوان نفرین و یا پاسخ دندان شکن به یاوه های دشمن بوده است.

مرحوم مفید می گوید: «و لم یکن علی بن الحسین علیه السلام یکلم احدا من القوم الذین معهم الراس فی الطریق کلمه حتی بلغوا فلما انتهوا الی باب یزید …» (ارشاد ص 230 )

همچنین ما این روحیه را در برخوردهای دیگر حضرت زینب علیهاالسلام در مقابل ابن زیاد مشاهده میکنیم.

مرحوم مفید چنین نقل می کند:

بعد از این که ابن زیاد لعین، حضرت را شناخت، چنین گفت:

قَالَ لَهَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَحَكُمْ وَ قَتَلَكُمْ وَ أَكْذَبَ أُحْدُوثَتَكُمْ.

اما حضرت در مقابل این زخم زبان چنین پاسخ داد:

فَقَالَتْ زَيْنَبُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا بِنَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ ص وَ طَهَّرَنَا مِنَ الرِّجْسِ تَطْهِيراً وَ إِنَّمَا يَفْتَضِحُ الْفَاسِقُ وَ يَكْذِبُ الْفَاجِرُ وَ هُوَ غَيْرُنَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ.

در ادامه چنین می خوانیم:

فَقَالَ ابْنُ زِيَادٍ كَيْفَ رَأَيْتِ فِعْلَ اللَّهِ بِأَهْلِ بَيْتِكِ.

قَالَتْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَ سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ فَتُحَاجُّونَ إِلَيْهِ وَ تَخْتَصِمُونَ عِنْدَهُ.فَغَضِبَ ابْنُ زِيَاد (ارشاد ج2 ص 116)

این حالت را در بزرگان دیگر نیز مشاهده می کنیم مانند زمانی که مسلم بن عقیل بر عبید زیاد وارد شد و سلام نکرد. نیز هنگامی که یزید بن حصین الهمدانی بر عمر سعد وارد شد و سلام نکرد. وقتی عمر سعد پرسید چرا سلام نکردی، مگر من مسلمان نیستم؟ در پاسخش گفت: اگر مسلمان بودی به جنگ عترت پیامبر صلی الله علیه و آله نمی آمدی و آب را از آنان دریغ نمی کردی. پس اگر در برخی از مقاتل مشاهده شده و با این روحیه اهل بیت مخالف و قابل توجیه نبودنمی توان به آن اعتماد کرد.

منابع: الارشاد، بحار الانوار، لهوف، ثار الله