سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

بیانات


تاریخ دقیق وفات ابن قولویه قمی


تاریخ دقیق وفات ابن قولویه قمی

وفات جعفر ابن قولویه قمی صاحب کامل الزیارات را برخی 367، برخی 368 و برخی 369 ذکر کرده‌اند. راوندی در خرائج[1]367 و علامه در خلاصه[2]369 و شیخ طوسی در رجال[3]368 را سال وفات ابن قولویه دانسته‌اند. حاجی نوری در خاتمه مستدرک[4] و دیگر متأخرین از جمله آقای امینی و آقای اردوبادی[5] به تبع خرائج، 367 را سال وفات وی ذکر کرده‌اند.

حاجی نوری در خاتمه مستدرک برای روشن شدن سال وفات ابن قولویه این قضیه را از خرائج نقل می‌کند که در سال 337 سالی که قرامطه حجر الاسود را برگرداندند، ابن قولویه تصمیم گرفت به مکه برود تا کسی که حجر را نصب می‌کند، زیارت کند ولی بیمار شد و نتوانست. لذا نائبی فرستاد تا کسی که حجر را نصب می‌کند، سؤالاتی بپرسد، از جمله در باره شفا یافتنش از آن بیماری. آن نائب موفق شد نصب کننده یعنی بقیّه الله (عجل الله فرجه الشریف) را زیارت کند و سئوالات را بپرسد. حضرت در باره مدّت عمر جعفر فرمود که او از این بیماری شفا می‌یابد و سی سال دیگر زندگی می‌کند. دقیقا سی سال بعد جعفر در سال 367 از دنیا رفت.

حاجی نوری این را مبنا قرار داده و «تسع» را که علّامه ذکر کرده است، مصحّف از «سبع» می‌داند که تصحیف شایعی است.

من با خودم گفتم: «سبع» و «تسع» هر دو قابل تصحیف شدن به یکدیگر هستند، چرا که ما «تسع» را مصحّف از «سبع» بدانیم و بر عکس نه؟ یعنی سال 339 سال برگرداندن حجر به وسیله قرامطه باشد نه 337 و بنا بر این، سی سال بعد یعنی 369 سال وفات ابن قولویه باشد، آن چنان که علّامه در خلاصه ذکر کرده است.

به تاریخ ابن اثیر مراجعه کردم. وی ماجرای اعاده حجر الاسود به وسیله قرامطه را ذیل سال 337 و 338 نیاورده بلکه ذیل 339 ذکر کرده است.[6] مسعودی در التنبیه و الإشراف که در سال 345 یعنی قریب به زمان قرامطه از تألیف آن فراغت یافته است، نیز تاریخ اعاده حجر را 339 ذکر می‌کند.[7] بنا بر این سال وفات ابن قولویه 369 است.3


[1]. الخرائج و الجرائح، ج1، ص 476.

[2]. رجال علَامه حلی، ص31، رقم ۶.

[3]. رجال الشیخ، ص 418، رقم 6038.

[4]. خاتمه المستدرک، ج3، ص 247.

[5]. کامل الزیارات، مقدّمه، ص«ز» چاپ نجف، سال 1356.

[6]. الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص 486.

[7]. التنبیه و الإشراف، ص346؛ عبارت وی این است: «أُعید الحجر الأسود إلی موضعه من بیت الحرام فی ذی الحجّه سنه 339 و کان أخذه فی سنه 317 علی ما قدّمناه فی خلافه المقتدر فی هذا الکتاب، و قد ذکرنا فی کتاب مروج الذهب و معادن الجوهر أخبار الحجر فی الجاهلیه و من تداوله من الأمم … و زالت اکثر رسوم الخلافه و الوزاره فی وقتنا هذا و هو سنه 345».