چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰


تظافر امت رسول بر هضم دختر رسول!!

تظافر امت رسول بر هضم دختر رسول!!

سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا

در روایت چنین نقل شده است که حضرت امیرالمؤمنین على عليه السلام، پس از فارغ شدن از مراسم تشييع و دفن حضرت فاطمه عليهاالسلام، رو به مزار پيامبر صلى الله عليه و آله نمود و عرض كرد:

« السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا رَسُولَ‏ اللَّهِ‏ عَنِّي‏؛ و السَّلَامُ عَلَيْكَ عَنِ ابْنَتِكَ وَ زَائِرَتِكَ و الْبَائِتَةِ فِي الثَّرى‏ بِبُقْعَتِكَ‏ و الْمُخْتَارِ اللَّهُ لَهَا سُرْعَةَ اللِّحَاقِ بِكَ، قَلَ‏ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ‏ صَبْرِي، و عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي‏ إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي‏ بِسُنَّتِكَ فِي فُرْقَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ، فَلَقَدْ و سَّدْتُكَ‏ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ، وَ فَاضَتْ نَفْسُكَ بَيْنَ نَحْرِي و صَدْرِي.

بَلى‏ و فِي كِتَابِ اللَّهِ لِي‏ أَنْعَمُ الْقَبُولِ‏ «إِنَّا لِلَّهِ‏ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»، قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ، و أُخِذَتِ‏ الرَّهِينَةُ، و أُخْلِسَتِ‏ الزَّهْرَاءُ، فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ و الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ؛ و أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ، و هَمٌ‏ لَايَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ، كَمَدٌ مُقَيِّحٌ‏، و هَمٌّ مُهَيِّجٌ، سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا، و إِلَى اللَّهِ أَشْكُو، و سَتُنْبِئُكَ‏ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلى‏ هَضْمِهَا، فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ، و اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ، فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ‏ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلى‏بَثِّهِ‏ سَبِيلًا، و سَتَقُولُ، و يَحْكُمُ اللَّهُ و هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ‏.

سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَاقَالٍ‏ و لَاسَئِمٍ‏، فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ، و إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا و عَدَ اللَّهُ الصَّابِرِين‏.»


ترجمه:

سلام بر تو اى رسول خدا، از من و از دخترت كه اينك به زيارت تو آمده و در جوار تو زير خاك آرميده است. خواست خداوند چنين بود كه زودتر از همه به تو بپيوندد.

اى رسول خدا بعد از او شكيبائى من كم شده و خويشتن داريم از دست رفته، اما چاره اى ندارم جز آن كه به پيروى از صبر خود بر مصيبت فراق تو، در فراق دخترت نيز صبر پيشه كنم كه شكيبائى بر مصيبت سنت است.من بدست خويش پيكر تو را در خاك نهادم و بر روى سينه ى من جان به جان آفرين سپردى. آرى! اين كلام خداوند است در كتابش كه مى فرمايد: «همه از خدائيم و باز گشتمان به سوى اوست».

اكنون امانت به صاحبش بازگشت و پس گرفته شد، و زهرا از دست من رفت. اى رسول خدا! چه بسيار بعد از او آسمان و زمين زشت جلوه مى كند. بعد از وفات زهرا عليهاالسلام اندوهم هميشگى و شبهاى من پيوسته به بيدارى خواهد گذشت تا اينكه خداوند مرا در كنار تو ساكن گرداند.

دريغا كه مرگ زهرا عليهاالسلام قلبم را آزرد و رنجم را افزود، چه زود جمع ما پريشان شد. شكايت خود را به خدا مى برم. و دخترت به زودى خواهد گفت كه امت در حق او چه ستمها روا داشتند.

آنچه خواهى از او بپرس و هر چه خواهى به او بگو، زيرا زهرا عليهاالسلام درد دلها دارد كه نتوانست براى كسى بازگو كند، ولى بزودى همه را خواهد گفت، و خداوند داورى خواهد كرد كه او بهترين داوران است.

سلام بر هر دوى شما باد! سلامى از روى وداع نه از روى ملالت و خستگى. اگر از كنار شما مى روم نه آن كه ملول و خسته ام و اگر مى مانم نه از آنروست كه به وعده ى خداوند بدگمانم.

او به صابران وعده داده است [1] صبر و شكيبائى مبارك و نيكو است. اگر بيم چيرگى ستمكاران نبود، براى هميشه در كنار آرامگاهت مى ماندم و بر اين مصيبت بزرگ چون مادرى كه فرزندش مرده باشد جوى اشك از ديدگانم مى راندم.

خدا گواه است كه دخترت زهرا عليهاالسلام مخفيانه و در تاريكى شب به خاك سپرده مى شود، هنوز چند روز از مرگ تو نگذشته ونامت فراموش نشده كه حق مسلّمش پايمال مى گردد و ميراثش به تاراج مى رود. اى رسول خدا! من شكوه به خدا مى برم و دل را به ياد تو خوش مى دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا به فاطمه عليهاالسلام. [2]

در رابطه با تبیین این فقره از کلام حضرت علی علیه السلام، بیان شارح معتزلی در شرح خویش خواندنی به نظر می رسد:

«لا یخفى ما فی هذه العبارة من حسن البیان مع بدیع الایجاز فانّ التظافر بمادّته التی هى الظفر و هو الفوز على المطلوب یدلّ على أنّ هضمها كان مطلوبا لهم لكنهم لم یكونوا متمكّنین من الفوز به ما دام كونه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم حیا بین أظهرهم، فلما وجدوا العرصة خالیة من وجوده الشریف فازوا به…. و ان كان مأخوذا من أظفر الصقر الطائر من باب افتعل و تظافر أى أعلق علیه ظفره و أخذه برأسه فیدلّ على أنهم علقوا أظفارهم على هضمها قاصدین بذلك قتلها و إهلاكها.»

« تظافر از ماده ظفر بوده و به معنای فوز و پیروزی و نائل شدن بر امری است که مطابق با میل و خواسته فرد می باشد. بنابراین هضم و حذف نام و یاد پیامبر و اهل بیت ایشان، خواسته و هدف اساسی منافقان صدر اسلام بود. از این رو تا زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله در قید حیات بودند از عهده این کار برنیامده اما بعد از رحلت ایشان صلی الله علیه و اله عرصه را مهیا دیده و اقدام بر آنچه خواستند، انجام دادند .

فرض دیگر آن است که «تظافر» از ماده اظفار و اظفر باشد. در استعمالات عرب «اظفر الصقر الطائر» به این معنا است که عقاب، پنجه های خود را در سر پرنده فرو برده تا او را به قتل برساند. براساس فرض دوم بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و اله برخی از مدعیان اسلام پنجه های نفاق و کفر خود را بر خاندان اهل بیت فرو برده و امحاء و نابودی یاد و نام ایشان را قصد کرده بودند.»

اللَّهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ كُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ أَوْلَادِهَا


[1] -[ر- ك: ترجمه و شرح نهج البلاغه، فيض الاسلام- صص 653- 652.]

[2] – ر. ك: فاطمه عليهاالسلام از ولادت تا شهادت، صص 611- 610، مجموعه مقالات الزهراء، ج اول، صص 202- 201. زندگانى فاطمه زهرا عليهاالسلام، جعفر شهيدى، صص 160- 159.]