چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

خارج اصول 98-97


جلسه 167 / استصحاب/دوشنبه 5 آذر 1397

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی

سال سوم/ دوشنبه 5 آذر 1397

جلسه 167 / استصحاب

اثبات اصل استصحاب از طریق اخبار

استصحاب از اصول مهم و مورد ابتلاء مسلمین است به نحوی که بسیاری از فروع، بر این اصل مبتنی می باشد. برای اثبات این اصل، راه های مختلفی ذکر شده است. متأخرین (بر خلاف قدماء) این اصل را با استفاده از اخبار وارده از معصومین: اثبات می کنند. بنا بر پذیرش استصحاب، این قانون کلی از روایات به دست می آید که در صورت شک در بقاء موضوع و یا حکمی، باید حکم به بقای آن نمود. قدماء در مقام استدلال به ادله دیگری غیر از اخبار استدلال کرده اند. البته عبارتی از ابن ادریس; وجود دارد که مشعر به این است که ایشان در مقام استدلال همچون متاخرین، به اخبار استدلال کرده اند لکن این عبارت محل مناقشه است و نمی توان اطمینان یافت که دلیل ایشان برای اثبات استصحاب، اخبار و روایات است.

اولین کسی که برای اثبات استصحاب، صریحا به روایات استدلال کرده، پدر شیخ بهایی;، شیخ حسین بن عبد الصمد; معاصر شاه طهماسب است[1]. عبارت ایشان در رساله عقد طهماسبی[2] چنین است:

«الیقین أقوى من الشک فلا یتعارضان بل متى تیقنّا شیئا ثم شککنا فی زواله وجب الحکم ببقائه و إطراح الشک طهاره کان أو نجاسه حلا أو حرمه و قد استفاض النقل عن الأئمّه: بذلک و أجمع علیه جمیع فرق الإسلام. و قد رویت عن الصادق7 أنه قال: «لا ینقض الیقین أبدا بالشک و لکن ینقضه یقین آخر». و رویت عن عبد اللّه بن سنان قال : سأل أبی أبا عبد اللّه7 و أنا حاضر إنی أعیر الذمی ثوبی و أنا أعلم أنه یشرب الخمر و یأکل لحم الخنزیر و یرده علی فأغسله قبل أن أصلی فیه؟ فقال أبو عبد اللّه7: صل فیه و لا تغسله من أجل ذلک فإنک أعرته إیاه و هو طاهر و لم تستیقن أنه نجسه».

و هذا فی الحقیقه راجع إلى أصل بقاء الشی ء على ما کان و هو الاستصحاب کما قدمناه و یتفرع على ذلک کثیر من مسائل الفقه»[3].

همچنین شیخ انصاری; اولین فردی که به اخبار استدلال کرده است را پدر شیخ بهایی; می داند. ایشان بعد از بیان این مطلب عبارت ابن ادریس; را نیز ذکر می کند. عبارت ایشان چنین است:

و أوّل من تمسّک بهذه الأخبار- فیما وجدته- والد الشیخ البهائی1 ، فیما حکی عنه فی العقد الطهماسبی، و تبعه صاحب الذخیره و شارح الدروس، و شاع بین من تأخّر عنهم.‏ نعم، ربما یظهر من الحلّی فی السرائر الاعتماد على هذه الأخبار؛ حیث عبّر عن استصحاب نجاسه الماء المتغیّر بعد زوال تغیّره من قبل نفسه، ب: «عدم نقض الیقین إلّا بالیقین». و هذه العباره، الظاهر أنّها مأخوذه من الأخبار.[4]

شیخ; این عبارت ابن ادریس; را ملخصا نقل کرده است. عبارت ابن ادریس; در سرائر چنین است:

فالکثیر ما بلغ کرا فصاعدا على ما مضى بیانه. فحکم هذا الماء حکم الجاری، لا ینجسه شی ء یقع فیه من النجاسات، إلا ما تغیّر به أحد أوصافه، فإن تغیّر أحد أوصافه بنجاسه تحصل فیه، فلا یجوز استعماله إلا عند الضروره للشرب لا غیر.و الطریق إلى تطهیره أن یطرأ علیه من المیاه الطاهره المطلقه ما یرفع ذلک التغیّر عنه، فحینئذ یجوز استعماله. و إن ارتفع التغیّر عنه من قبل نفسه، أو بتراب یحصل فیه، أو بالریاح التی تصفقها، أو بجسم طاهر یحصل فیه، أو بطروّ أقل من الکر من المیاه المطهره لم یحکم بطهارته، لأنّه لا دلیل على ذلک، و نجاستها معلومه بیقین، فلا یرجع عن الیقین إلا بیقین مثله[5].

از آنجا که عبارت اخیر ایشان عین تعبیر روایت استصحاب است، این احتمال وجود دارد که ایشان این قاعده اصولی را از روایت استخراج کرده باشند. لکن در مقابل این احتمال نیز وجود دارد که ایشان در صدد بیان قاعده اصولی نبوده، بلکه تنها در مسئله فقهی مذکور این عبارت را به کار برده باشند. از این رو نمی توان اصطیاد این قاعده از روایات را به صورت قطعی به ایشان نسبت داد.

اعتبار شک فعلی در استصحاب

مرحوم شیخ قبل از بیان مباحث اصلی، اموری را مقدمهً بیان می کند. امر پنجمی را که ایشان به عنوان مقدمه بیان می کند چنین است: موضوع استصحاب دو رکن دارد: 1- قطع به حالت سابقه 2- شک در بقاء شیئ مقطوع. همچنین مراد از شک، “شک فعلی” است نه شک تقدیری (لو التفت لشک).

تفریع دو مسئله فقهی بر شک فعلی

ایشان در ادامه دو مسئله فقهی را بر “شک فعلی” تفریع می نماید:

مسئله اول: فالمتیقّن للحدث إذا التفت إلى حاله فی اللاحق فشکّ، جرى الاستصحاب فی حقّه، فلو غفل عن ذلک و صلّى بطلت صلاته؛ لسبق الأمر بالطهاره، و لا یجری فی حقّه حکم الشکّ فی الصحّه بعد الفراغ عن العمل؛ لأنّ مجراه الشکّ الحادث بعد الفراغ، لا الموجود من قبل.

مسئله دوم: لو غفل عن حاله بعد الیقین بالحدث و صلّى، ثمّ التفت و شکّ فی کونه محدثا حال الصلاه أو متطهّرا، جرى فی حقّه قاعده الشکّ بعد الفراغ؛ لحدوث الشکّ بعد العمل و عدم وجوده قبله حتّى یوجب الأمر بالطهاره و النهی عن الدخول فیه بدونها. نعم، هذا الشکّ اللاحق یوجب الإعاده بحکم استصحاب عدم الطهاره، لو لا حکومه قاعده الشکّ بعد الفراغ علیه، فافهم‏.[6]

مرحوم آقای داماد بر خلاف شیخ; شک فعلی را معتبر نمی داند. ایشان می فرمود: شیخ; در تنبیه دوازدهم[7] استصحاب فرموده است: «مراد از شک، شک بالمعنی الاخص و مساوی الطرفین نیست. وجوهی بر این مطلب دلالت دارد؛ اولا شک در روایات، بالاجماع به معنای شک به معنای عام است و اختصاص به شک مساوی الطرفین ندارد. ثانیا شک در لغت، به معنای تردید است؛ به همین جهت ﴿أ فی الله شک فاطر السماوات﴾[8] به این معنا است که در این مطلب تردیدی نیست؛ چون در غیر این صورت اگر یکی از طرفین بر طرف دیگر بچربد، باز هم لا شک صادق است و حال آنکه در فرض عدم تساوی طرفین باز هم تردید وجود دارد. ثالثا عبارت «لا تنقض الیقین بالشک بل انقضه بیقین آخر» بر این مدعا دلالت دارد؛ زیرا طبق این عبارت نقض یقین، منحصرا با یقین دیگر صورت می پذیرد.[9]»

آقای داماد; می فرمایند: طبق جمله اخیر، از آنجا که فرد غافل قطع بر خلاف ندارد، مشمول ادله استصحاب می شود[10].

لکن به نظر ما کلام ایشان قابل مناقشه است. در جلسه بعد به این مسئله می پردازیم.

و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

محققین گرامی می توانند همه روزه درس آیت الله العظمی شبیری زنجانی(ادام الله ظله) را در کانال ذیل پیگیری نمایند.

http://t.me/feghshobeyrizanjani

محققین گرامی؛ شما می توانید انتقادات و پیشنهادهای خود نسبت به دروس روزانه را با شماره 09123519358 در میان بگذارید.


[1] شیخ حسین بن عبد الصمد; و شاه طهماسب در یک سال، یعنی سال 984، فوت کردند. شاه طهماسب در طهارت و نجاست به وسوسه مبتلا بود. پدر شیخ بهایی; رساله ای به نام العقد الطهماسبی برای شاه طهماسب می نویسد تا او را از وسوسه نجات دهد. ایشان در رساله مذکور، عبارت صریحی دارد که اصل استصحاب از روایات استفاده می شود.

[2] کتاب مجموعه میراث اسلامی ایران، جلد دهم، مشتمل بر رساله های مختلفی است. از جمله آن رسائل، رساله عقد طهماسبی است.

[7] در دوره صفویه اهتمام خاصی بر عدد 12 وجود داشت و کتاب ها را بر اثنا عشر تنظیم می کردند، مانند اثنا عشریه صلاتی، اثنا عشریه صومی، اثنا عشریه حجی و … . این احتمال وجود دارد که شیخ; به همین سبب این تنبیهات را بر عدد 12 تنظیم کرده باشد.

[8] سوره ابراهیم آیه 10