جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰

نکاح (سال 78-77)


جلسه 37 – جواز نظر به ذمیه – 77/08/23

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه 37 – جواز نظر به ذمیه – 77/08/23

مراد از «مؤمنات» در آیه غضّ- دو قرینه برای اختصاص مؤمنات در آیه غضّ به احرار

خلاصه درس قبل و این جلسه

در جلسات قبل ضمن تفسیر آیه غضّ، تفاسیر مختلف در باره کلمه «نسائهن» را ذکر کردیم، از جمله تفسیر این کلمه به زنان آزاد را یادآور شدیم، و آن را نپذیرفتیم. یکی از وجوهی که برای تفسیر فوق ذکر شده است، آن است که مراد از «هنّ» که مضاف الیه است، خصوص زنان آزاد است، در نتیجه «نسائهن» هم به خصوص زنان آزاد تخصیص می‏یابد، در این جلسه به بررسی اصل این کلام می‏پردازیم که مراد از «مؤمنات» که در آیه غضّ ذکر شده چیست؟ تا مراد از ضمیر «هنّ» که چند بار در آیه از جمله در «نسائهن» بکار رفته، روشن گردد.

در پایان این بحث، مراد از مؤمنات را خصوص زنان آزاد می‏دانیم.

معنای «مؤمنات» در آیه غضّ

حمل کلمه«مومنات» در آیه شریفه بر زنان احرار

در آیه غضّ کلمه مؤمنات طبق قاعده اولیه می‏بایست شامل تمام زنان مؤمن، خواه آزاد و خواه کنیز باشند، گردد، همچنان که کلمه مؤمنین نیز به همین معنای عام میباشد و در آیات دیگر نیز چنین استعمال شده است مثلاً در آیه شریفه ﴿یا أیها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام …﴾[1] امر به صیام متوجه تمام مؤمنان چه آزاد چه برده میباشد و یا در آیه شریفه: ﴿یا أیها الذین آمنوا … و لایغتب بعضکم بعضاً﴾[2] نهی از غیبت شامل تمام مؤمنان بوده و اختصاص به مردان آزاد ندارد، در مورد مؤمنات نیز همین گونه است و اختصاص به زنان آزاد شده به دلیلی نیازمند است که ما را از این قاعده اولیه به دور دارد، چنانچه در برخی از آیات نیز قرائنی وجود دارد که مقصود از مخاطبین فقط احرار است مثلاً در آیه شریفه: ﴿وانکحوا الایامی منکم والصالحین من عبادکم و امائکم﴾[3] به قرینه حکم مترتب شده در می‏یابیم که مخاطب آزادگان می‏باشند زیرا بندگان برای تزویج دیگران اختیاری ندارند تا امر به (انکاح) متوجه ایشان گردد.

قرآئن موجود جهت حمل «مومنات» بر زنان احرار

قرینه اول: عدم ذکر موالی در آیه

قرینه دوم: عدم لزوم ستر مو بر کنیزان

توضیح قرینه اول

در توضیح قرینه اول می‏گوییم که اگر مقصود از مؤمنات در آیه غض معنایی اعم از احرار و اماء بود، لازم بود در آیه مالکین اماء که می‏توانند به کنیزهای خود نظر کنند و کنیزان می‏توانند زینتهای خود را به آنها نشان دهند، نیز استثناء می‏شد، و از آنجا که «موالیهن» در ضمن موارد استثناء از ﴿لایبدین زینتهن﴾ ذکر نشده معلوم می‏گردد که مقصود از ضمیر «هنّ» تنها زنان آزاد می‏باشند.

توضیح قرینه دوم

در توضیح قرینه دوم[4] به ذکر روایاتی چند که از آن عدم لزوم ستر مو بر کنیز استفاده می‏شود، می‏پردازیم.

روایت اول: «صحیحه محمد بن مسلم عن أبی عبدالله علیه السلام قال قلت له: الامه تغطی رأسها؟ فقال: لا، ولا علی أم‏الولد ان تغطی رأسها اذا لم یکن لها ولد.»[5]

روایت دوم: «عن أبی بصیر عن أبی عبدالله علیه السلام أنه قال: علی الصبی اذا احتلم، الصیام و علی الجاریه اذا حاضت، الصیام و الخمار الاّ أن تکون مملوکه فانّه لیس علیها خمار الاّ أن تحب أن تختمر و علیها الصیام.»[6]

روایت سوم: «عن أبی خالد القمّاط قال سألت أبا عبدالله علیه السلام عن الامه، اتقنع رأسهاقال: أن شاءت فعلت و ان شاءت لم تفعل… »[7]

از این روایات که عدم لزوم قناع و خمار بر کنیز را بدون تقیید به حال نماز ذکر کرده، برمی‏آید که کنیزان می‏توانند موی سر خود را پوشیده ندارند.

سیره مستمره نیز بر این بوده است که کنیزان بدون آن که سر خود را بپوشانند در حضور مردان بیگانه حاضر می‏شدند.

بررسی قرینه اول

در اینجا نخست باید دانست که در این آیه، فقط مالک حذف نشده است، بلکه دو مستثنای نسبی و یک مستثنای سببی هم حذف شده است، یعنی عمو و دایی هم مذکور نیست، برای توضیح این که چرا این سه دسته در آیه حذف شده‏اند، بیانی به ذهن ما می‏رسید که ملاحظه کردیم آقای خویی[8] هم همین بیان را در باره عمو و دایی دارند، حاصل این بیان این است که حکم این سه دسته از برخی از دسته‏های مذکور در آیه به ظهور عرفی فهمیده می‏شود، در توضیح این بیان می‏گوییم که عرف نسبت میان پسر برادر و عمو را یکسان می‏داند، وقتی در آیه ﴿بنی اخواتهن﴾ ذکر شده است، عرف از آن جواز ابداء زینت برای دایی را می‏فهمد، رابطه مادر زن و داماد نیز مثل رابطه زن (عروس) و پدر شوهر است، وقتی در آیه ﴿آباء بعولتهن﴾ استثناء شده، عرف از آن استثناء داماد را هم می‏فهمد.

حال در مورد «مالک» نیز می‏توان گفت که از دو قسمت آیه با بیان بالا «اتحاد نسبت» یا با اولویت عرفی حکم مالک استفاده می‏گردد:

قسمت اول: «بعولتهنّ»؛ عرف رابطه کنیز و مالک را مثل رابطه زن و شوهر بلکه اقوی از آن میداند، زیرا شوهر مالک پاره‏ای از منافع زن است و مولی مالک عین و تمام منافع کنیز. اگر ملکیت پاره‏ای از منافع موجب شود که ابداء زینت برای شوهران جایز باشد، به طریق اولی ملکیت مولی نسبت به عین و تمام منافع کنیز مجوّز آن است.

قسمت دوم: ﴿ماملکت أیمانهن﴾؛ بنابراین که مراد از آن اعم از بندگان و کنیزان باشد، عرف از این که زن میتواند نزد عبد خود مکشوف باشد، می‏فهمد که کنیز هم می‏تواند نزد مولای خود مکشوفه باشد، پس ذکر مولی در آیه لزومی ندارد تا قرینه بر اختصاص مؤمنات به خصوص زنان آزاد بشمار آید.

بررسی قرینه دوم

ادله‏ای که بر جواز کشف رأس أمه ذکر شده، ادله صحیحی است، ولی باید دید که آیا این ادله شاهد بر اختصاص مؤمنات در آیه شریفه به حرائر می‏باشد؟ در پاسخ می‏توان گفت که ممکن است ما کنیزان را هم مشمول آیه شریفه بدانیم با این بیان که مراد از «ماظهر» اعضایی از بدن زن است که در آن زمان نوعاً ظاهر بوده است، و مصداق زینت ظاهره در مورد زنِ آزاد خصوص وجه و کفین و در موردِ کنیز، وجه و کفین و مو می‏باشد، و با اختلاف مصداق، مفهوم زینت ظاهره اختلاف نمی‏یابد پس وجهی ندارد که ما کنیزان را از تحت مدلول آیه شریفه بیرون نسازیم. ولی این پاسخ ظاهراً صحیح نیست[9] زیرا روایاتی که در تعیین مصادیق زینت ظاهره وارد شده و در بحثهای آینده نیز به تفصیل نقل خواهیم کرد، هیچ گونه تفصیلی بین زن آزاد و کنیز نداده و از تمام آنها برمی‏آید که موی زن از زینتهای باطنه است.

نتیجه مختار

بنابراین با توجه به روایات، ظاهراً مراد از مؤمنات در آیه شریفه خصوص حرائر است.


[1]. سوره بقره، آیه183.

[2]. سوره حجرات، آیه12.

[3]. سوره نور، آیه32.

[4]. حضرت استاد در درس به تفصیل کلام مرحوم صاحب جواهر را در مورد جواز نظر به کنیزان بررسی و نقد کردند، ولی از آنجا که در پاره‏ای از مباحث این درس تجدید نظر نمودند، و از سوی دیگر کلام صاحب جواهر مستقیماً مربوط به بحث ستر کنیز نیست، بلکه مربوط به بحث نظر مرد به کنیز است و استفاده حکم ستر از آن نیاز به اثبات ملازمه بین این دو دارد، از این رو در تنظیم مباحث درس از ذکر کلام مرحوم صاحب جواهر خودداری کرده و به ادله روشنتر پرداختیم، گفتنی است که تنظیم مباحث این درس به جهاتی بسیار به تأخیر افتاد، از این رو ما در بحثهای آینده به نکاتی برخورد می‏کنیم که حضرت استاد از آن عدول کرده‏اند و ما در حاشیه این درس بدان اشاره خواهیم کرد.

[5]. الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، ج1، ص390.

[6]. الاستبصار فیما اختلف من الاحکام، ج1، ص123.

[7]. وسائل الشیعه، ج4، ص42.

[8]. موسوعه الامام الخویی، ج32، ص30.

[9]. به این نکته استاد ـ مد ظلّه ـ مدتها پس از تنظیم مباحث آینده اشاره فرمودند و تنها در تنظیم بحث این جلسه از آن استفاده کردیم، از این رو استدلالی که در جلسه گذشته و جلسه آینده در ردّ تفسیر «نسائهن» به حرائر ذکر شده، باید تغییر یابد. همچنین نتیجه این بحث بر بسیاری از مباحث آینده پرتو می‏افکند که تفصیل آن در خور این نوشتار نیست.