شنبه ۰۳ مهر ۱۴۰۰

نکاح (سال 78-77)


جلسه94 – مستثنیات از حرمت نظر به اجنبی – 78/1/23

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه94 – مستثنیات از حرمت نظر به اجنبی – 78/1/23

نظر کردن به عورت ممیزین-نظر کردن به بدن ممیزین-پوشاندن غیر عورت از نظر دختر بچه ممیز-پوشاندن سر از نظر پسر بچه ممیز

خلاصه درس قبل و این جلسه

بحث در جلسات گذشته پیرامون حکم نگاه کردن بچه ها به دیگران و نگاه کردن دیگران به آنهاست. در این مسأله پنج فرع را باید بررسی کنیم.

فرع اول: مکلفین باید عورت خود را از نگاه بچه‏های ممیّز بپوشانند. این فرع در جلسه گذشته بحث شد. در این جلسه چهار فرع دیگر را بررسی می‏کنیم.

فرع دوم: نگاه کردن به عورت بچه‏های ممیّز جایز نیست.

فرع سوم: نگاه کردن به بدن بچه‏های ممیّز مانعی ندارد.

فرع چهارم: بر مردان لازم نیست که اندام خود را ـ به استثناء عورت ـ از نگاه دختربچه ممیّز بپوشانند.

فرع پنجم: بر زنان لازم نیست سر خود را از نگاه پسربچه ممیّز بپوشانند. اما موظفند سایر بدن خود را از نگاه پسربچه ممیّز نامحرم بپوشانند.

ادامه بحث جلسه گذشته

بحث در مستثنیات حرمت نظر بود. آخرین مستثنی نگاه کردن صبی و صبیّه به دیگران و نگاه کردن اشخاص به آنهاست. در ابتدای بحثِ امروز دو نکته را درباره کلام مرحوم سیّد متذکّر شده بحث را پی می‏گیریم.

نکته اول: مرحوم سید می‏فرمایند صبی و صبیّه بر دو قسمند: ممیّز و غیر ممیّز.

در مورد بچّه‏های غیر ممیّز می‏فرمایند: نگاه کردن به صبی و صبیّه غیرممیّز مانعی ندارد و چون در نگاه کردن آنها به دیگران مفسده‏ای نیست، بر اشخاص دیگر نیز لازم نیست خود را از نگاه آنان بپوشانند.

درباره بچه‏های ممیّز می‏فرمایند: «بل الظاهر جواز النظر الیهما قبل البلوغ اذا لم یبلغا مبلغاً یترتّب علی النظر منها او الیهما ثوران الشهوه».[1]

در این عبارت سقطی واقع شده است، هر چند نسخه اصلی عروه به همین شکل است و هیچ کدام از محشین و شرّاح عروه متعرض سقط نشده‏اند.

õ توضیح مطلب: از ذیل عبارت عروه «یترتب علی النظر منهما او الیهما» استفاده می‏شود که ایشان در این مورد نیز می‏خواهند دو فرع را متعرض شوند. فرع اول: نگاه کردن بالغین به بچه‏های ممیّز. فرع دوم: پوشش بالغین از نگاه بچه‏های ممیّز، در حالی که در صدر عبارت به فرع دوم اشاره نکرده‏اند و صحیح آن است که چنین می‏فرمودند: «بل الظاهر عدم وجوب التستر منهما و جواز النظر الیهما اذا لم یبلغا مبلغاً یترتب علی النظر منهما او الیهما ثوران الشهوه».

2 ) نکته دوم: مرحوم سیّد می‏فرمایند: در صورتی که زمینه تحریک شهوت نباشد، بر مکلفین لازم نیست که اندام خود را از صبی و صبیّه ممیّز بپوشانند، ظاهر عبارت هر چند مطلق است لکن منظور جواز ابداء غیر از عورت است و مرحوم سیّد پوشاندن عورت را از نگاه صبی و صبیّه ممیّز واجب می‏دانند[2]. خلاصه اینکه فرع اول را در جلسه گذشته بحث کردیم و به این نتیجه رسیدیم که مکلفین موظفند عورت خود را از نگاه بچه‏های ممیّز بپوشانند.

فرع دوم: نگاه به عورت صبی یا صبیّه ممیّز

از آیات و روایات متعدد استفاده می‏شود که ستر عورت لازم است و کشف آن مبغوض شارع مقدس است و اطلاق عورت، عورت صبی ممیّز را نیز شامل می‏شود و بچه‏ها هرچند خودشان تکلیفی ندارند لکن از مجموعه روایات مطلوبیت ستر عورت استفاده می‏شود و بین مطلبوبیت ستر عورت و مبغوضیت نظر به عورت ملازمه اقتضائی هست که اگر دلیلی بر جواز نگاه نداشته باشیم، همین ادله برای حرمت نظر کافی است.

روایاتی که حرمت را بیان می‏کنند.

1)روایت اول

مرحوم آقای خوئی به روایت حنان بن سدیر استدلال کرده‏اند:

«الکافی: عن علی بن ابراهیم عن أبیه و عن محمد بن یحیی، عن احمد بن محمد عن محمد بن اسماعیل بن بزیع جمیعاً، عن حنان بن سدیر عن أبیه قال دخلت أنا و أبی و جدّی و عمّی حماماً بالمدینه، فاذا رجل فی بیت المسلخ فقال لنا: ممَّنْ القوم؟ … ما یمنعکم من الاُزُر؟! فان رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال: عوره المؤمن علی المؤمن حرام … سألنا عن الرجل فاذا هو علی بن الحسین (علیه السلام»[3].

عوره المؤمن مطلق است و شامل عورت صبی ممیّز نیز می‏شود و چون ممیّز در سنّی است که صلاحیت ایمان آوردن دارد و بر او مؤمن صدق می‏کند.

بررسی این دلیل: به نظر می‏رسد که هر چند «عوره المؤمن» ذاتاً اطلاق دارد و شامل عورت صبی ممیّز نیز می‏شود ولی در این روایت قرینه‏ای است که مانع ظهور اطلاقی آن شده است. توضیح آنکه کلمه «مؤمن» دو بار در این روایت بکار رفته است، منظور از «مؤمن» دوم خصوص مکلفین هستند و این امر اطلاق ذاتی مؤمن اول را نیز تضعیف می‏کند و بعید نیست که بگوییم که مراد از «مؤمن» در صدر و ذیل روایت یک امر است نه دو معنای مختلف.

2)روایت دوم

«محمد بن الحسن: باسناده عن محمد بن علی بن محبوب عن العباس عن حمّاد عن حریز عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: لاینظر الرجل الی عوره اخیه»[4].

3)روایت سوم

«لایدخلنّ احدکم الحمّام الا بمئزر و نهی ان ینظر الرجل الی عوره اخیه المسلم و … نهی المرأه ان تنظر الی عوره المرأه و قال: من نظر الی عوره اخیه المسلم او عوره غیراهله متعمداً ادخله الله مع المنافقین الذین کانوا یبحثون عن عورات الناس و لم یخرج من الدنیا حتی یفضحه الله، الا ان یتوب[5]».

4 ) روایت چهارم

«محمد بن علی ماجیلویه عن عمّه محمد بن أبی القاسم عن احمد بن محمد بن خالد عن محمد بن علی الانصاری عن عبدالله بن محمد عن عبدالله بن سنان عن عبدالله (علیه السلام) قال: من دخل الحمام، فغضّ طرفه عن النظر الی عوره اخیه، آمنه الله من الحمیم یوم القیامه[6]».

5 ) روایت پنجم

«محمد بن یعقوب عن الحسین بن محمد عن معلی بن محمد عن احمد بن محمد بن عبدالله عن محمد بن جعفر عن بعض رجاله عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): لایدخل الرجل مع ابنه الحمام فینظر الی عورته و قال: لیس للوالدین ان ینظر الی عوره الولد … و قال لعن رسول الله (صلی الله علیه و آله) الناظر و المنظور الیه فی الحمّام بلامئزر[7]».

6 ) روایت ششم

«محمد بن یعقوب عن عده من اصحابنا عن سهل بن زیاد رفعه قال ابوعبدالله (علیه السلام): لایدخل الرجل مع ابنه الحمام فینظر الی عورته[8]».

7 ) روایت هفتم

«محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن أبی عمیر عن حماد عن الحلبی عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: اذا اردت غسل المیت فاجعل بینک و بینه ثوباً یستر عنک عورته .. فاغسله من غیر ان تری عورته[9]».

8 ) روایت هشتم

روایت ابوعمرو زبیری که در ذیل تفسیر آیه شریفه غض وارد شده است:..فقال تبارک و تعالی: (قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم)]فنهاهم[ ان ینظروا الی عوراتهم و ان ینظر المرء الی فرج اخیه و یحفظ فرجه ان ینظر الیه و قال (قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن) من ان تنظر احداهن الی فرج اختها و تحفظ فرجها من ان ینظر الیها …[10].

نتیجه بحث

برخی از این روایات از نظر سند معتبر و دلالت آنها نیز برای اثبات حرمت نگاه به عورت تمام است. اطلاق آن شامل صبی و صبیّه نیز می‏شود و بقیه روایات برای تأیید مطلب مفید است.

فرع سوم: نگاه بالغین به بدن بچه‏های ممیّز

آیا مرد می‏تواند به بدن صبیّه ممیّز نگاه کند؟ و بر زن نیز جایز است که به بدن صبی ممیّز بنگرد؟

کلام مرحوم آقای خوئی

مرحوم آقای خوئی می‏فرمایند: مرد می‏تواند به بدن صبیّه ممیّز نگاه کند همچنانکه زن نیز می‏تواند به بدن صبی ممیّز نگاه کند به دو دلیل

دلیل اول: «عدم مقتض للحرمه»

دلیل دوم: «وجود المانع عن الحرمه»[11]

برای توضیح دلیل اول دو مقدمه ذکر می‏کنند.

مقدمه اول: حرمت نظر به جنس مخالف را از ادله لزوم ستر استفاده می‏کنیم و لزوم ستر را از آیه شریفه: «و لایبدین زینتهنّ» به دست می‏آوریم. مقدمه دوم: امر در این آیه شریفه مخصوص بالغین است، پس کودکان وظیفه ستر و پوشش ندارند. بنابر این در مورد کودکان که موظّف نیستند بدنشان را از جنس مخالف بپوشانند، دلیلی نداریم که جنس مخالف نتواند به آنها نگاه کنند. خلاصه آنکه: دلیلی که از آن حرمت نظر به بچه‏های ممیّز استفاده شود نداریم.

بررسی دلیل اول (عدم مقتض للحرمه)

مقدمه اول ایشان مخدوش است زیرا اولاً ادله حرمت نظر به جنس مخالف منحصر به ادله لزوم ستر است، ثانیاً ادله لزوم ستر نیز منحصر به آیه شریفه «و لایبدین» نیست تا بگوییم چون این آیه شریفه شامل کودکان نمی‏شود پس دلیلی بر حرمت نظر به کودکان نداریم.

õ توضیح آنکه: خود ایشان اصل اولی در نگاه به زن را حرمت دانسته‏اند و به ادله‏ای مانند روایاتی که جواز نظر به وجه و کفین زن را فقط به کسی اجازه می‏داد که قصد ازدواج داشته باشد، تمسک می‏کردند و طبق نظر ایشان اطلاق بعضی از این روایات اقتضاء می‏کند که مرد نتواند به بدن صبیّه ممیّز نگاه کند حتی اگر قصد ازدواج با او را هم داشته باشد.

بعلاوه، از صحیحه بزنطی عن الرضا علیه السلام که می‏فرماید «قلت له: اخت امرأه و الغریبه سواء؟ قال نعم» استفاده می‏شود که نگاه به خواهر زن مانند دیگر اجنبیات جایز نیست و «اخت امرأته» مطلق است و شامل صبیّه ممیّز نیز می‏شود، پس نگاه به اجنبیّات مطلقاً ـ صغیرهً کانت أم کبیرهً ـ جایز نیست. الا ما خرج بالدلیل. البته صبیّه غیر ممیّز مانند خواهر زن غیر ممیّز با سیره قطعیه خارج شده است و سؤال سائل به قرینه سیره قطعیه از صبیّه غیر ممیّز انصراف دارد.

õ خلاصه آنکه: دلیل اول ایشان نسبت به نگاه مرد به صبیّه قطعاً تمام نیست و نسبت به نگاه زن به صبی ممیّز مبتنی به بررسی ادله عامه حرمت نظر به جنس مخالف است.

بررسی دلیل دوم (وجود المانع عن الحرمه)

اگر بپذیریم که ادله عامه اقتضاء می‏کند که مرد نتواند به صبیّه ممیّز و زن نیز نتواند به صبی ممیّز نگاه کند، صحیحه عبدالرحمن بن حجاج دلالت بر جواز نظر می‏کند و ادله عامه را تخصیص می‏زند.

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:«سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِیمَ ع عَنِ الْجَارِیَهِ الَّتِی لَمْ تُدْرِکْ مَتَى یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُغَطِّیَ رَأْسَهَا مِمَّنْ لَیْسَ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ مَحْرَمٌ وَ مَتَى یَجِبُ عَلَیْهَا أَنْ تُقَنِّعَ رَأْسَهَا لِلصَّلَاهِ قَالَ لَا تُغَطِّی رَأْسَهَا حَتَّى تَحْرُمَ عَلَیْهَا الصَّلَاهُ. »[12].

مرحوم آقای خوئی می‏فرمایند: «فانها داله بکل وضوح علی عدم وجوب الستر علیها و جواز ابدائها الشعرها ما لم تحض و بثبوت ذلک یثبت جواز النظر الیها بالملازمه العرفیه کما عرفت[13]».

بنابر این ایشان می‏فرمایند چون بر دختربچه ستر رأس واجب نیست و می‏تواند سرش را در مقابل نامحرم باز بگذارد و پس مرد نیز می‏تواند به او نگاه کند ولی به نظر می‏رسد که این ملازمه در چند صورت تمام نباشد.

صورت اول: اگر بر کسی جایز باشد که خود را نپوشاند ولی جواز کشف به این جهت باشد که اصلاً تکلیف ندارد، بین جواز کشف و جواز نظر ملازمه نیست.

مثال اول: صبیّه ممیز و دیوانه تکلیف ندارند و بر آنها ستر عورت واجب نیست ولی از جواز کشف نمی‏توانیم نتیجه بگیریم که دیگران هم می‏توانند به آنها نگاه کنند. همچنانکه خود ایشان در دو صفحه قبل (صفحه 85) فرمودند که نگاه به عورت بچه‏های ممیّز جایز نیست در حالی که آنها مکلف نبوده و موظف به پوشش نیستند.

مثال دوم: مرحوم آقای خوئی در ذیل همین مسأله (ص 89) می‏فرمایند: بر صبی ممیّز نظر عن شهوه حرام نیست ولی زنی که می‏بیند ممیّزی عن شهوه به او نگاه می‏کند، باید خود را بپوشاند. پس بین جواز کشف و جواز نظر ملازمه نیست.

صورت دوم: اگر به عنوان ثانوی بر کسی جایز باشد که خود را نپوشاند، این جواز ملازم با این نیست که دیگران نیز بتوانند نگاه کنند.

مثال اول: زنی است که به جهت شدّت جراحت نمی‏تواند موی خود را بپوشاند، بر او پوشاندن مو واجب نیست ولی این جهت مجوز نگاه کردن اشخاص دیگر نمی‏شود.

مثال دوم: اگر به جهت دفع حرج یا ضرورت اجتماعی بر مردها پوشاندن مو واجب نباشد، نمی‏توانیم نتیجه بگیریم پس زنها نیز می‏توانند به آنها نگاه کنند.

البته در دو حالت نگاه کردن نیز جایز می‏گردد:

اول: اگر عنوان ثانوی در نگاه کردن نیز وجود داشته باشد.

دوم: در صورتی که اختصاص تشریع جواز به یک طرف مستلزم لغویت باشد. مانند باب معالجه. اگر بر زن بیمار، مراجعه به پزشک جایز باشد ولی بر پزشک معالجه جایز نباشد (چون متوقف بر نگاه کردن به اجنبیه است و هیچ گونه اضطراری هم برای خود طبیب نیست) لغویت جواز مراجعه لازم می‏آید و مشکل مریض با جواز یک طرفه حلّ نمی‏شود. در این حالت نیز نگاه کردن بر دکتر جایز است.

البته در غیر این دو صورت بین جواز کشف و جواز نظر ملازمه اقتضائی هست.

بنابر این هر چند از صحیحه عبدالرحمن بن حجاج استفاده می‏شود که بر دختری که به سن بلوغ نرسیده واجب نیست موی خود را بپوشاند ولی این جواز چون به جهت این است که نابالغ اصلاً تکلیف ندارد (= صورت اول) ملازم با جواز نظر نیست.

نظر مختار

ما در ادله مرحوم آقای خوئی خدشه کردیم ولی در عین حال مدعای ایشان صحیح است و می‏توانیم از صحیحه عبدالرحمن بن حجاج جواز نظر را استفاده کنیم. اما به تقریبی دیگر.

اگر گفتند «الجاریه لاتغطی رأسها من الاجانب حتی تحیض» و وظیفه دیگران را بیان نکردند، عرف می‏فهمد که دیگران نیز می‏توانند به او نگاه کنند، و این مطلب از مدالیل لفظی نیست بلکه از اطلاق مقامی استفاده می‏شود چون موقعی که می‏گویند بر دختربچه لازم نیست موی خود را از نامحرم بپوشاند، اگر نگاه نامحرم حرام باشد باید تذکر بدهند که البته نامحرم موظف است که نگاه نکند زیرا این موضوع برای نوع مردم مورد غفلت قرار می‏گیرد و نیاز به تذکر دارد، پس از تذکر ندادن و اطلاق مقامی استفاده می‏شود که دیگران نیز می‏توانند نگاه کنند.

فرع چهارم: پوشاندن بدن مرد از نگاه صبیّه ممیّز

اگر قائل شویم که پوشاندن بدن از نامحرم بر مردان لازم نیست، نسبت به صبیّه نیز حکم مسأله روشن است. ولی اگر قائل شویم که سیره متشرعه جاری شده که متدینات به بدن نامحرم ـ به استثناء مقداری که متعارفاً باز است ـ نگاه نمی‏کرده‏اند و متدینین نیز در معرض دید بانوان نامحرم لخت نمی‏شده‏اند، می‏گوییم پوشش از نگاه زنهای نامحرم لازم است ولی در مورد صبیّه ممیز هیچ دلیلی نداریم که مردها باید ـ علاوه بر عورت ـ بدن خود را نیز بپوشانند.

بنابر این بر مرد واجب نیست بدنش را از نگاه دختربچه نامحرم بپوشاند. حکم این مسأله روشن است و ظاهراً بین فقهاء در آن اختلافی نیست.

فرع پنجم: پوشاندن بدن زن از نگاه صبی ممیّز

آیا بر بانوان واجب است، در مقابل نگاه پسربچه ممیّز خود را ـ به استثناء وجه و کفین ـ بپوشانند؟

مرحوم آقای خوئی می‏فرمایند: ظاهر آیه شریفه غض این است که تنها طفل غیر ممیّز از ابداء زینت مستثنی است، پس زن حق ندارد که زینت های مخفیه خود را به پسربچه ممیّز اظهار کند ولی در مقابل دو روایت صحیحه هست که صریحاً حکم کرده که تا پسر بالغ نشده، بر زن واجب نیست خود را از او بپوشاند.[14]

صحیحه اول بزنطی

«روی احمد بن محمد بن ابی نصر عن الرضا (علیه السلام) قال: «یؤخذ الغلام بالصلاه و هو ابن سبع سنین و لاتغطی المرأه شعرها منه حتی یحتلم»[15]

صحیحه دوم بزنطی

«روی عبدالله بن جعفر فی قرب الاسناد عن احمد بن محمد بن عیسی عن احمد بن محمد بن ابی نصر عن الرضا (علیه السلام) قال:«لاتغطی المرأه رأسها من الغلام حتی یبلغ الغلام»[16]

جمع بین این دو روایت و آیه شریفه اقتضاء می‏کند که اطلاق مفهوم «او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء» را به صراحت این دو روایت تقیید کنیم. چون نگاه طفل غیر ممیّز بر دو نوع است: شهوانی و غیر شهوانی، مفهوم آیه شریفه مطلق است و دلالت می‏کند که زن باید خود را از مطلق نگاه طفل ممیز ـ شهوانی و غیر شهوانی ـ بپوشاند. این دو صحیحه پوشاندن از خصوص نظرهای عادی (= غیر شهوانی) را واجب نمی‏داند بنابر این بر زنان واجب است خود را از نگاه شهوانی پسران ممیّز بپوشانند و نسبت به نگاه غیر شهوانی آنها وظیفه‏ای ندارند.

بررسی فرمایش مرحوم آقای خوئی

جمعی که ایشان بین دو صحیحه بزنطی و آیه شریفه می‏کنند قابل مناقشه است. چون ایشان مفهوم آیه را مطلق می‏دانند و با صحیحه بزنطی تقیید می‏کنند [17]ولی به نظر می‏رسد که مفهوم آیه مطلق نیست بلکه از ابتداء مخصوص نظر غیرشهوانی است، شاهدش این است که روشن است که هیچ یک از طوائفی که در آیه شریفه استثناء شده‏اند ـ بجز ازواجهنّ و ما ملکت ایمانهنّ ـ نمی‏توانند نظر شهوانی بکنند، پس منطوق آیه شریفه خصوص نظر غیر شهوانی را متعرض شده است و مفهوم آن نیز خصوص نظر غیرشهوانی است پس اولاً مفهوم آیه مطلق نیست و ثانیاً اختصاص آیه ـ ولو به قرینه روایات ـ به نظر غیر شهوانی صحیح نمی‏باشد چون مستلزم آن است که فرد قطعی آیه (= نظر غیر شهوانی) را از تحت آن خارج کنیم.

نطر مختار در جمع بین دو صحیحه بزنطی و آیه شریفه ﴿و لایبدین زینتهنّ﴾[18]

مفهوم ﴿او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء﴾ این است که زن حق ندارد زینت‏های مخفی خود را به پسربچه ممیّز نشان بدهد، زینت‏های مخفی مطلق است. صحیحه بزنطی «رأس» را از اطلاق مفهوم آیه شریفه خارج می‏کند، در نتیجه (به مقتضای صحیحه بزنطی) بر زنان لازم نیست که سر خود را از پسربچه ممیّز بپوشانند اما (به مقتضای مفهوم آیه شریفه) موظفند سایر زینت‏های مخفی خود را بپوشانند. والله العالم.

«والسلام»


[1] العروه الوثقى، ج 2، ص: 804

[2] ـ العروه الوثقی، کتاب الطهاره، فصلٌ فی احکام التخلّی، مسأله اول و التنقیح فی شرح العروه، کتاب الطهاره، جلد سوم، ص 351.

[3] الکافی (ط – الإسلامیه)، ج 6، ص: 497 و498

[4] تهذیب الأحکام، ج 1، ص: 374

[5] من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص: 12

[6] وسائل الشیعه، ج1، ص300

[7] الکافی (ط – الإسلامیه)، ج 6، ص: 503

[8] همان، ص: 501

[9] همان، ج 3، ص: 139

[10] همان، ج 2، ص: 35

[11] کلّ ذلک لعدم المقتضی إذ لا تشملهما أدلّه المنع،…. موسوعه الإمام الخوئی، ج 32، ص: 69

[12] الکافی (ط – الإسلامیه)، ج 5، ص: 533

[13] موسوعه الإمام الخوئی، ج 32، ص: 70

[14] هذا کلّه بالنسبه إلى حکم الصبی، و أمّا بالنسبه…. موسوعه الإمام الخوئی، ج 32، ص: 70

[15] من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص: 436

[16] وسائل الشیعه، ج20، ص:299

[17] موسوعه الإمام الخوئی، ج 32، ص: 70

[18] سوره نور، آیه 31