یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

خارج اصول 97-96


خارج اصول/ برائت /جلسه 91 – 22 / 09 / 96

باسمه تعالی

خارج اصول/ برائت /جلسه 91 22 /09 / 96


تهافت کلمات شیخ ره نسبت به آیه 145 سوره انعام

استدلال به آیه 119 انعام و اشکال بر آن

استدلال بر آیه 42 سوره انفال و ردّ آن

ورود ادله اخباری ها بر آیات

خلاصه: در جلسه گذشته با توجه به آیه 145 سوره انعام، استدلالی بر برائت بیان شد که مورد مناقشه قرار گرفت. در این جلسه حضرت استاد به تهافت کلمات شیخ ره در ذیل این آیه اشاره خواهند کرد. ایشان در ادامه با توجه به آیه 119 سوره انعام و نیز آیه 42 سوره انفال، استدلالی دیگر بر برائت اقامه کرده و در آنها مناقشه خواهند نمود.

تهافت کلمات شیخ ره نسبت به آیه 145 سوره انعام

در آیه ﴿قُلْ لاَ أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ یَطْعَمُه﴾[1] از عمل یهودی ها ردع شده است. یهودی ها علاوه بر اموری که حرمت آنها ثابت بود، تشریع کرده و حلال را حرام می کردند. آنان در احکامی که علم به آن نداشتند، از باب حکم ظاهری حکم به احتیاط نمی کردند، بلکه حکم آنان به نحو حکم واقعی اولی بوده است. باید به این نکته توجه داشت که اصولی ها و اخباری ها متفق بر این مطلب هستند که در محل نزاع نمی توان قولاً و یا فعلاً حکمی را به شرع مقدس نسبت داد. نسبت دادن هر حکمی به شرع، مستلزم احراز آن است و بدون احراز نمی توان هیچ حکمی را به شارع منسوب کرد. نسبت دادن حکمی به شارع به نحو حکم واقعی اولی، در جایی که علم به آن وجود ندارد، به اتفاق همه علماء جایز نیست. بنابراین آیه مذکور به بحث برائت و احتیاط ارتباطی نخواهد داشت.

کلمات شیخ انصاری ره نسبت به این آیه متهافت است؛ ایشان در ذیل آیه 119 سوره انعام یعنی ﴿وَ ما لَکُمْ أَلَّا تَأْکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَکُمْ‏ ما حَرَّمَ‏ عَلَیْکُم﴾[2]، آیه 145 سوره انعام را، به بیان فوق بی ارتباط با بحث برائت دانسته اند اما در تبیین خود آیه 145 سوره انعام آن را مشعر بر برائت می دانند[3]. ایشان می فرماید:

و لعلّ‏ هذه‏ الآیه أظهر من‏ سابقتها؛ لأنّ السابقه دلّت على أنّه لا یجوز الحکم بحرمه ما لم یوجد تحریمه فیما أوحى اللّه سبحانه إلى النبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، و هذه تدل على أنّه لا یجوز التزام ترک الفعل مع عدم وجوده فیما فصّل و إن لم یحکم بحرمته، فیبطل وجوب الاحتیاط أیضا[4].

آیه قبل نسبت به جهت احتیاط ساکت است، اما آیه اخیر التزام عملی بر ترک مشکوک الحرمه، را نیز صحیح ندانسته و از این رو مانع از حکم ظاهری و احتیاط می شود. به همین دلیل دلالت این آیه از دلالت آیه قبل اقوی است. از آنجا که شیخ ره مدلول این آیه را غیر از مدلول آیه سابق می دانند، روشن می گردد که طبق نظر ایشان آیه 45 سوره انعام اشعاری بر برائت ندارد. از این رو عبارت ایشان در ذیل این آیه، با عبارت سابق ایشان منافات خواهد داشت.

استدلال به آیه 119 انعام و اشکال بر آن

لکن نسبت به آیه 119 سوره انعام این سوال مطرح است که این آیه در چه مواردی احتیاط را ابطال می کند؟ آیا این آیه احتیاط را در موارد مشکوک الحرمه و الحلیه ابطال کرده و دلیلی کامل بر برائت است؟ در جواب گفته می شود از تعبیر ﴿وَ قَدْ فَصَّلَ لَکُمْ‏ ما حَرَّمَ‏ عَلَیْکُم﴾ به دست می آید، تنها در مواردی که عدم حرمت ثابت است، احتیاط نفی می شود. گویا بر اساس این آیه، در مساله حذر و اباحه، می توان قائل به اباحه شد؛ یعنی از عدم تحریم شارع، حلیت شیئ استفاده می گردد و بیان مجدد تحلیل، نیاز نیست. به عبارتی دیگر زمانی که خداوند محرمات را کبرویاٌ بیان فرموده باشد و ما احراز کنیم که این شیئ از صغریات آن نیست، در این صورت یقین به حلیت حاصل خواهد شد. با این بیان، این آیه مربوط به مسئله اشتغال و احتیاط نخواهد بود. شیخ انصاری ره در ادامه به این نکته اشاره کرده و می فرماید:

إلّا أنّ دلالتها موهونه من جهه اخرى، و هی: أنّ ظاهر الموصول [ما حرم علیکم] العموم، فالتوبیخ على الالتزام بترک الشی‏ء مع تفصیل جمیع المحرّمات الواقعیّه و عدم کون المتروک منها، و لا ریب أنّ اللازم من ذلک، العلم بعدم کون المتروک محرّما واقعیّا، فالتوبیخ فی محلّه[5].

استدلال بر آیه 42 سوره انفال و ردّ آن

از آیات دیگری که شیخ انصاری ره بیان نموده آیه ذیل است:

﴿لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ یَحْیَى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَه﴾[6]

ایشان این آیه را قابل بحث ندانسته و با جمله و فی دلالتها تامل ظاهر[7]، استدلال بر این آیه را ناصحیح می دانند. اشکال استدلال به این آیه این است که این آیه راجع به آیات جنگ بدر است. در جنگ بدر با اینکه جمعیت مسلمانان کمتر از تعداد کفار بود، و با اینکه کفار از نظر شرایط مکانی و نظامی برتری داشتند، مسلمانان با کمک ملائکه بر آنان غلبه کردند. خداوند سبحان با فراهم کردن این مقدمات، بیّنه را بر آنان تمام کرد. کلمه “بیّنه” ممکن است به معنای معجزه و یا به معنای حجت باشد که حقانیت اسلام با مشاهده بیّنه بر زنده و مُرده آنها روشن شد. آنچه در این آیه بیان شده، قضیه ای شخصیه بوده و راجع به دنیاست. لکن این آیه با آیات سابقی که مربوط به دنیا بود (همانند آیه ما کان الله لیضل قوما بعد اذ هداهم[8])، تفاوت دارد. بسیاری از علماء گفته اند: از کلمه “کان” موجود در آیات چنین استظهار می شود که آیات دلالت بر سیره خداوند دارد، لذا اختصاص به دنیا نخواهد داشت. از آنجا که در آیه 42 سوره انفال از لفظ “کان” استفاده نشده است، سیره ای الهی در مقام ثابت نشده و قضیه شخصیه خواهد بود. به همین جهت این آیه هیچ گونه دلالتی بر مسئله برائت و اشتغال نخواهد داشت.

ورود ادله اخباری ها بر آیات

شیخ ره در ادامه می فرماید: در صورتی که ما هیچ یک از اشکالات سابق را وارد ندانسته و بگوییم آیات دلالت بر این مطلب دارد که با عدم احراز دلیل، اجتناب از مشکوک لازم نیست، اما با این حال انصاف این است که ادله اخباری ها وارد بر این آیات می گردد؛ زیرا طبق نظر اخباری ها نیز در صورتی که نسبت به موارد مشکوک، نهی شارع احراز نشود، ارتکاب آن عقلا بلا اشکال است، لکن از آنجا که طبق نظر اخباری ها، دلیلی شرعی بر لزوم احتیاط وجود دارد، باید به مفاد آن عمل کرد. آیات تنها در صورتی ادعای اخباری را ردّ می کند که مفاد آن چنین باشد: “اگر به عنوان اولی و واقعی، حرمت احراز نشد، ارتکاب مشکوک الحرمه جایز است”، اما اگر مفاد آیات، عدم احراز حرمت، چه به حکم واقعی و چه به حکم ظاهری باشد، چنین استدلالی صحیح نخواهد بود؛ زیرا اخباری ها با استفاده از اخبار، اجتناب از مشکوک الحرمه را به عنوان ثانوی و حکم ظاهری، شرعا لازم می دانند لذا آیات ردّی بر آنها نمی گردد.

عبارت شیخ ره چنین است:

… أمّا الآیات المذکوره فهی- کبعض الأخبار الآتیه- لا تنهض لذلک‏؛ ضروره أنّه إذا فرض أنّه ورد بطریق معتبر فی نفسه أنّه یجب الاحتیاط فی کلّ ما یحتمل أن یکون قد حکم الشارع فیه بالحرمه، لم یکن یعارضه شی‏ء من الآیات المذکوره[9].

یعنی اگر در مقابل این آیات، ادله ای دیگری وجود نداشت، تمسک به این آیات نسبت به مسئله برائت صحیح بود، اما از آنجا که به طریقی معتبر، دلیلی بر احتیاط وجود دارد، آن ادله وارد بر آیات می شود نه مزاحم آیات؛ لذا چنین نیست که آن روایات به جهت معارضه با کتاب کنار گذاشته شوند.

مبحث آیات تمام شد. بعض روایات این مبحث بسیار مهم و تا اندازه ای مشکل است. در جلسات آینده به بحث سنت خواهیم پرداخت.

الحمد لله رب العالمین


[3] فرائد الاصول، شیخ مرتضی انصاری، ج2، ص26. أنّ غایه الأمر أن یکون فی العدول عن التعبیر بعدم الوجود إلى عدم الوجدان إشاره إلى المطلب، و أمّا الدلاله فلا

[6] سوره انفال آیه 42

[8] سوره توبه آیه 115