یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

ویژه نامه


سیره عبادی امام کاظم علیه السلام

الْمَقْبُورِ بِالْجَوْرِ وَ الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ

سیره عبادی امام کاظم علیه السلام

امام کاظم(علیه السلام) به نماز عشق می ورزیدند و عبادات را باحالتی خاص و با حضور قلب و تضرع و خشوع بجا می آوردند.

شیخ مفید ره می نویسد:

«و کان ابوالحسن موسی(علیه السلام) أعبدَ اهل زمانه و أفقههم و أسخاهم کفّاً و أکرمهم نفساً و رُوی انّه کان یصلّی نوافل اللیل و یَصِلَها بصلوهِ الصبح، ثم یعقّب حتی تطلع الشمسُ».

«امام کاظم علیه السلام عابدترین و فقیه ترین اهل زمانش بود و از همگان بخشنده تر و بزرگوارتر بود. نقل شده است که آن حضرت نافله های شب را تا نماز صبح ادامه می داد، سپس ‍ تعقیبات نماز را تا طلوع آفتاب بجا می آورد.»

ابوعلی شقیق بن ابراهیم ازدی بلخی می گوید:

«… فرأیتُهُ لیلهً إلی جانب قُبّه الشراب نصف اللیل یصلی بخشوع و أنین و بکاء، فلم یزل کذلک حتی ذهب اللیل. فلما طلع الفجر جلس فی مصلاه یسبّح، ثم قام إلی صلاه الفجر…»

«شبى او را کنار ناودان طلا (کنار کعبه) دیدم؛ در آن نیمه شب با خشوع و آه و گریه نماز می خواند، همچنان بود تا شب گذشت و چون فجر طلوع کرد در جاى نمازش نشست و تسبیح می گفت سپس از جا بلند شد و نماز صبح خواند..»

در روایت مفصلی شیخ صدوق ره از عبدالله قروی نقل کرده است که: روزی نزد فضل بن ربیع رفتم. ایشان در یک بلندی نشسته بود و امام کاظم(علیه السلام) را در منزل پایین زندانی کرده بود و حضرت از آن بالا دیده می شد. فضل بن ربیع ضمن بیان برنامه های شبانه روزی امام(علیه السلام) که تماماً به عبادت می پرداخت، در مورد نماز شب حضرت می گوید: «… فینام نومه خفیفه، ثم یقوم، فیجدّد الوضوء، ثم یقوم، فلایزال یصلی فی جوف اللیل حتی یطلع الفجر…» ایشان [امام کاظم علیه السلام] پس از نماز عشاء و صرف شام، اندکی می خوابد، آنگاه بلند می شود، وضو می گیرد و به نماز می ایستد و همواره در دل شب نماز می خواند تا صبح شود. فضل بن ربیع گفت: از زمانی که ایشان به من سپرده شده تا کنون چنین بوده است.

آن حضرت تا بدان جا عاشق نماز و راز و نیاز با خداست که پس از به زندان افتادن برای این که فرصت بیشتری برای عبادت پیداکرده است، خدا را سپاس می گوید. با همه این عبادت ها، شب زنده داری ها و نمازهای شب همواره پس از آن که سر از سجده آخر نماز شب بر می داشت بعنوان اعتراف به تقصیر و کوتاهی به درگاه خداوند عرض می داشت: «هذا مقام مَن حسناتُه نعمهٌ منک و شُکرُه ضعیفٌ و ذَنبُه عظیمٌ و لیس له إلّا دفعُک و رحمتُک فانّک قلتَ فی کتابک المنزل علی نبیّک المُرسل(صلی الله علیه و آله): «کانوا قلیلاً من اللیل ما یهجعون و بالاسحارهم یستغفرون» طال هجوعی و قَلّ قِیامی و هذا السَحَرَ و أنا استغفرک لِذنبی استغفارَ مَن لم یجد لنفسه ضراً و لانفعاً و لاموتاً و لاحیاهً و لانشوراً» «این جایگاه کسى است که حسناتش نعمتى از تو، شکرش ضعیف، و گناهش بس بزرگ است، و براى آن جز نرمى و رحمتت چیزى نیست، به درستى که تو در کتاب نازل شده بر پیامبر مرسلت (درود خدا بر او و خاندانش) فرمودی: «چنین بودند که اندکى از شب را مى خوابیدند، و در سحرها درخواست آمرزش مى کردند» ولى خواب من طولانى بود، و بیدارى شبم کم بود، و این است سحر، و من از تو براى گناهانم آمرزش مى خواهم، آمرزش خواهى کسى که براى خود نمى یابد زیانى و نه سودى، و نه مرگى و نه حیاتى، و نه برانگیختنى.» و بدنبال آن دوباره به سجده می افتاد.

آن حضرت چنان محو گفتگوی با پروردگار می گردید و بر زمین به سجده می افتاد که دیگران از بالا که نگاه می کردند، گمان می کردند جامه و لباسی است که در آن جا افتاده است. آن حضرت نماز شب را آن چنان ادامه می داد تا صبح می‎شد و پس از نماز صبح به تعقیبات ادامه می داد تا آفتاب طلوع می کرد و پس از آن به سجده می افتاد و تا ظهر در پیشگاه پروردگار پیشانی بر خاک می گذاشت و مکرر می خواند: «اللهم إنی أسألک الراحه عند الموت و العفو عند الحساب» و یکی از دعاهای آن حضرت این بود که می فرمود: «[الهی] عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک» و از ترس خدا چندان می گریست که محاسنش از اشک چشمانش تر می شد.( الارشاد، 2، صص324-325)

شیخ مفید ره همچنین در رابطه با سیره عبادی حضرت چنین می نگارد:

« فضل بن ربیع، مسؤول زندان امام کاظم(علیه السلام) در بغداد، می گوید: من در زندان مراقب ایشان هستم و همواره ایشان را زیر نظر دارم. از جمله کارهای عبادی او این است که پس از نماز صبح به تعقیبات می پردازد تا آن گاه که آفتاب برآید: «أنه یصلی الفجر فیعقب الی ان تطلع الشمس …»

شقیق بلخی در ضمن روایت طولانی نقل کرده است که امام(علیه السلام) را در نیمه شب در سمت بقعه چشمه آب زمزم دیدم که با خشوع، ناله و گریه نماز می خواند و تا صبح به این کار مشغول بود. با طلوع فجر در مصلای خود نشست و به تسبیح پرداخت. آن گاه نماز صبح را بجای آورد و پس از آن به طواف خانه خدا مشغول شد و پس از طواف از مسجدالحرام بیرون رفت.( مناقب آل ابی طالب، 4/318.)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِیِّ الْأَبْرَارِ وَ إِمَامِ الْأَخْیَارِ وَ عَیْبَهِ الْأَنْوَارِ وَ وَارِثِ السَّکِینَهِ وَ الْوَقَارِ وَ الْحِکَمِ وَ الْآثَارِ الَّذِی کَانَ یُحْیِی اللَّیْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُوَاصَلَهِ الِاسْتِغْفَارِ حَلِیفِ السَّجْدَهِ الطَّوِیلَهِ وَ الدُّمُوعِ الْغَزِیرَهِ وَ الْمُنَاجَاهِ الْکَثِیرَهِ وَ الضَّرَاعَاتِ الْمُتَّصِلَهِ الْجَمِیلَهِ وَ مَقَرِّ النُّهَى وَ الْعَدْلِ وَ الْخَیْرِ وَ الْفَضْلِ وَ النَّدَى وَ الْبَذْلِ وَ مَأْلَفِ الْبَلْوَى وَ الصَّبْرِ وَ الْمُضْطَهَدِ بِالظُّلْمِ وَ الْمَقْبُورِ بِالْجَوْرِ وَ الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ(قسمتی از زیارت نامه آن حضرت)

«خدایا درود فرست بر محمّد و اهل بیتش، و درود فرست بر موسى بن جعفر، جانشین نیکوکاران، و پیشواى خوبان و خزانه انوار، و وارث آرامش و متانت و حکمت ها و آثار، آن که همواره شب را با بیداری تا سحر، با به هم پیوستن استغفار زنده می داشت، هم پیمان سجده هاى طولانى، و اشک هاى سرشار و رازونیاز بسیار، و ناله هاى به هم پیوسته، و قرارگاه خرد و عدالت و خوبى و کرم و بذل، و خوگرفته به بلا و صبر، پایمال شده به ستم، و دفن شده به بی عدالتى و معذّب در عمق زندان ها..»