جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰


صفویه و فرصت نشر معارف اهل بیت (ع) برای علمای شیعه

شاهان صفوی اگر نبودند، شاید هیچ گاه تشیّع در میان مردم ایران فراگیر و رسمی نمی شد. شاه سلیمان موقوفه ای را برای استنساخ و نشر بحارالأنوار مرحوم مجلسی قرار داده بود  و اینكه كتب مرحوم مجلسی دركشور منتشر و در منازل مردم كتاب های مجلسی وارد شده بود، در سایه حمایت همین شاهان بود و اگر آنها نبودند، این كار عملی نبود.

 در سال 1098 شاه سلیمان تصمیم می گیرد مقام شیخ الاسلامی را به مرحوم مجلسی اعطا كند. در «وقائع السنین والأعوام» خاتون آبادی كه در زمان حیات شاه سلیمان نوشته شده، آمده است كه شاه چند مرتبه كلمه التماس را به زبان خود جاری كرد، با اینكه این گونه تعابیر از زبان شاهان به ندرت خارج می شد. همچنین نوشته است كه هندی ها در دولتخانه شاهی بت می پرستیدند و مجلسی حدود دو ماه بعد از تصدّی شیخ الاسلامی، بتخانه آنها را خراب كرد.

 در آن زمان مقام شیخ الاسلامی مقام اول روحانی كشور بود كه همه تصرّفات مربوط به امور دینی به دستور او بود و مرحوم مجلسی تصدّی این مقام را پذیرفته بود، مشروط به اینكه مظاهر كفر را از بین ببرد و احكام شرع و تشیّع را بر ایران حاكم كند. در آن اوضاع اگر علمای شیعه و از جمله مرحوم مجلسی شاهان شیعی را تقویت نمی كردند، حكومت عثمانی كه متصل به ایران بود، ایران را نابود می كرد.

شهادت ثالثه هر چند جزء اذان نیست، ولی در عین حال چون شعار شیعه شده، این شعار باید محفوظ بماند. ناصرالدین شاه بعد از اینكه با سختی بسیار شهر هرات را گرفت، همان روز اول دستور داد در آنجا اذان شیعی گفته شود؛ زیرا علامت حیازت آن جا همین اذان شیعی بود.

 شاهان قاجار و صفویه، بی دین نبودند و نباید فسادشان سبب شود كه ما بر تمام اعمال آنها خط بطلان بكشیم. در زمانی كه عثمانی می خواست ایران را ببلعد، اگر این علما در صفی، مقابل حكومت قرار می گرفتند یا كوتاه می آمدند و حكومت شیعی را تأیید و تأكید نمی كردند، عثمانی غلبه می كرد. (20 آبان 1383ش)