یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

بیانات


علم‏ دوستى و بیان بى نظیر

علم‏ دوستى و بیان بى نظیر

از مرحوم حاج آقاى والد شنیدم که مى ‏فرمود:

من دو نفر را درک کردم که از نظر بیان نظیرشان را ندیدم: یکى آقا ضیاء الدین عراقى و دیگرى حاج میرزا محمد صادق خاتون آبادى اصفهانى .

آقا ضیاء با مرحوم حاج شیخ عبدالکریم هم‏بحث و متقارب السنّ بود .

شاگردان آقا ضیاء عراقى مرجع شدند، ولى آقا ضیاء مرجع نشد . ایشان حدود شصت سال درس خارج تدرس کرد و در فقه و اصول فوق‏العاده بود . یکى از شاگردان ایشان آقاى حجّت بود که در زمان حیات آقا ضیاء مرجع شد .

آقا ضیاء آدم متفکّر و علم ‏دوستى بود و خیلى اصرار داشت که مطلب را به شاگرد خود یاد بدهد و تا درِ منزل شاگرد مى‏رفت تا مطلب را به او تفهیم کند.

آقاى گلپایگانى مى‏ فرمود: من درس آقا ضیاء رفتم و اشکال کردم، ایشان جواب داد. دوباره اشکال کردم و ایشان جواب داد . بار دیگر اشکال کردم و ایشان جواب داد، منتها هر وقت که ایشان مى ‏خواست عصبانى شود، من کوتاه مى‏آمدم . ایشان چون مى‏ دید که من قانع نشده ‏ام، دنبال مى‏ کرد تا به من تفهیم کند . یکى ـ دو روز این گونه بود . بعد آقا ضیاء به من گفت: این جور که با تو مشى کردم، تاکنون با هیچ کسى این جور معامله نکرده بودم! آقا ضیاء این را از کرامت خودش مى ‏دانست.