یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰

ویژه نامه


عید قربان ،سالروز حماسه بندگی

و فدیناه بذبح عظیم

عید قربان ،سالروز حماسه بندگی

روز دهم ماه ذی‌الحجه مصادف با عید قربان از بزرگ‌ترین عیدهای مسلمانان است؛ یادآور فداکاری و ایثار ابراهیم در راه رضای معبود و تسلیم و ایمان اسماعیل در قربانگاه عشق.

عیدی که خاستگاه آن رویدادی است که برای حضرت ابراهیم[1] ع و اسماعیل ع رخ داد. در قرآن در سوره صافات از آیه ۱۰۲ تا ۱۰۷ خداوند داستان ذبح حضرت ابراهیم را چنین نقل می‌ کند:

…هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح می‌کنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت! هنگامی که هر دو تسلیم شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد… او را ندا دادیم که: «ای ابراهیم! آن رؤیا را تحقق بخشیدی (و به مأموریت خود عمل کردی)!» ما این گونه، نیکوکاران را جزا می‌دهیم! این مسلّماً همان امتحان آشکار است! ما ذبح عظیمی را فدای او کردیم.

برهمین اساس در منابع روایی از حضرت اسماعیل به ذبیح الله یاد می شود . (من لایحضر ج 2 ص 604).به طور کلی ذبح قربانى برای تقرب به پروردگار، از زمان حضرت آدم(ع) شروع شد وقتی که دو فرزندش؛ هابیل، قوچی و قابیل، مقداری گندم را به‌عنوان قربانى به بارگاه خداوند تقدیم کردند. در قرآن مجید این واقعه تاریخی بازگو شده و آمده است:‌«وقتی که [هابیل و قابیل] قربانى تقدیم کردند، از یکی (هابیل) پذیرفته شد و از دیگری (قابیل) پذیرفته نشد». (مائده: 27)پس از آن، این عمل در تمام ادیان آسمانی به‌عنوان یک عبادت و در مناسبت‌ها و مواقع خاص به‌عنوان یک دستور و آیین برجای ماند.در اسلام نیز، قربانى کردن، از سنت‌های الهی در حج است که موجب تقرب به خداوند می‌شود.مراسم قربانی در حج که در مراحل پایانی اعمال حج انجام می‌ شود، به منزله قبولی اعمال مذکور و اثبات تسلیم بودن شخص در برابر خواست پروردگار است. بنا براین نوعی نظیر سازی بین دو عمل حضرت ابراهیم و حاجی صورت می‌ گیرد و مسلمانان به دلیل موفقیت در این آزمون شایستگی دریافت اجر و پاداش الهی را می‌ یابند. عمل حضرت ابراهیم پیش خداوند چنان زیبا جلوه کرد که او از بندگان خود شبیه چنین عمل را به شکل انجام قربانی در مراسم عبادی حج دستور داد و بدون انجام قربانی، حج مسلمان پذیرفته نیست.

اما همانطور که گذشت ، خاستگاه اصلی عید قربان ، جریانی بود که برای حضرت ابراهمیم ع و فرزندش رخ داد . حادثه ای که از جنبه های مختلف باید مورد بررسی قرار بگیرد . اما نکته اصلی که در این رویداد جلوه خاصی داشته ، آزمون انتخاب میان علایق فردی و تبعیت از اوامر الهی است که در برخی از آیات به این نوع آزمون به طور کلی اشاره شده است .

در سوره مبارکه توبه چنین می خوانیم: {قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَآؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ } «بگو: «اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى که گرد آورده‏اید و تجارتى که از کسادش بیمناکید و سراهایى را که خوش مى‏دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وى دوست‏داشتنى‏تر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به اجرا در] آورد.» و خداوند گروه فاسقان را راهنمایى نمى‏کند.»(توبه/24)

نمونه دیگر آن ، همین جریان ذبح حضرت اسماعیل است که در قرآن از آن به بلاء مبین یاد شده است . (إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِینُ صافات 106) و این بدان معناست که این آزمایش بسیار دشوار بوده که البته حضرت ابراهیم ع از این آزمون سربلند و پیروز بیرون آمد .

نکته دیگر در رابطه با این جریان تقارن این عید با حرکت امام حسین ع به سمت کربلاست . شاید نکته این تقارن این باشد که هر کسی می‌خواهد جزو اصحاب حسین(ع) باشد باید بتواند علایق خود را به مسلخ ببرد و قربانی رمز فداکاری و از خودگذشتگی و دادن جان در راه محبوب و حد نهایی تسلیم در برابر معبود است. بر این اساس بود که امام حسین «علیه السلام» هم وقتی می‌خواستند از مکه حرکت کنند تنها کسانی را شایسته همراهی خود دانستند و دعوت کردند که آماده بودند از همه چیز خود و از همه دلبستگی‌ها و علایق خود به خاطر خدا و در راه رضای او بگذرند. افرادی که در سال 61 هجری حاضر نشدند دست از علایق خود بردارند و به سپاه امام حسین(ع) بپیوندند شاید هیچ گاه تصور نمی‌کردند که روزی از آنان به نیکی یاد نمیشود اما اکنون این اتفاق افتاده است.

امروز وقتی نام عبید الله بن حر جعفی می‌شنویم برایش تأسف می‌خوریم و او را نکوهش می‌کنیم که چرا دعوت امام را قبول نکرد و حاضر نشد از علایق خود بگذرد. البته او می‌دانست که مشکلش چیست و به همین خاطر به امام حسین(ع) گفت: « تو را به خدا سوگند می‏دهم که مرا به این کار وادار مساز چرا که هنوز آماده مرگ نشده‏ ام! »( الاخبار الطوال، ص 251.) و حتی بیشتر برای ضحاک بن عبدالله مشرقی تاسف می‌خوریم که هرچند از صبح عاشورا تا عصر در رکاب امام حسین(ع) جنگیده بود اما عصر عاشورا صرفاً و به خاطر این‌که چند صباحی بیشتر زنده بماند از سپاه امام حسین(ع) خارج شد.(الکامل، ج4، ص 73)

تاریخ تکرار می‌شود و خدا نیز به مردمان این عصر و زمانه وعده نداده است که از آنان چنین آزمون‌هایی نمی گیرد. هر یک از ما ممکن است روزی مجبور شویم که سر این امتحان بنشینیم و بناچار می‌بایست یا خدا را برگزینیم یا علایق و دلبستگی های مادی خود را. ممکن است چون اهل کوفه ساده‌اندیشانه و کوته بینانه منافع عاجل خود را در نظر بگیریم و در این صورت نه تنها بدان منافع نمی‌رسیم بلکه روزگاری سخت‌تر و بدتر در پیش خواهیم داشت و مستحق همان وعید الهی می‌شویم و ممکن است چون اصحاب امام حسین(ع) که به ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) اقتدا کردند حاضر شویم که به خاطر خدا از همه چیز بگذریم و آنگاه است که وعده ی شیرین خدا در موردمان محقق می‌شود و ما نیز چون ابراهیم(ع) مخاطب این نوای دلنشین می‌شویم(إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ مرسلات۴۴ ) ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‏دهیم » و در این صورت است که این روز نیز حقیقتاً برای ما عید خواهد بود.[2]

در پایان توجه خوانندگان محترم را به فرازی از دعای امام سجاد ع در روز عید قربان جلب میکنم :

(اللّهمّ هذا یوم مبارک میمون، و المسلمون فیه مجتمعون فی اقطار ارضک…بدیع السّماوات و الأرض، مهما قسمت بین عبادک المؤمنین من خیر او عافیه او برکه او هدى او عمل بطاعتک، او خیر تمنّ به علیهم، تهدیهم به الیک، أو ترفع لهم عندک درجه، او تعطیهم به خیرا من خیر الدّنیا و الآخره أن توفّر حظّی و نصیبی منه …

خداوندا! امروز روز مبارکى است و مسلمانان در همه جاى عالم در پیشگاهت حاضرند، بعضى از ایشان از تو طلب حاجت مى‏کنند و بعضى خواستار رحمت تو هستند و بعضى مشتاق لطف و کرمت و بعضى ترسان از قهر و غضب، و تو ناظر بر تمام حوایج ایشان هستى ….از تو درخواست مى‏کنم هرگاه خواستى که در میان بندگانت خیر، نیکویى، سلامتى، عافیت، برکت، هدایت و توفیق عمل و طاعت خودت را تقسیم کنى و یا هر خوبى که به ایشان عطا مى‏کنى تا بدان وسیله به سوى تو هدایت شوند و یا آن که درجه و مقام آنان را در نزد خود بالا ببرى و یا آن که بدان وسیله خیر دنیا و آخرت را به ایشان مرحمت کنى، از همه آنها به من بهره کافى و نصیبم را مرحمت فرما.)صحیفه سجادیه دعای 48

………………………………………………………………………………………………………..


[1] -با توجه به آیات ۸۴ تا ۸۶سوره انعام، حضرت ابراهمیم از طریق پسرش اسماعیل، نیای بزرگ عرب و از طریق پسر دیگرش اسحاق، نیای بزرگ بنی‎اسرائیل محسوب می‌ شود و به همین اعتبار او را “ابوالانبیا” دانسته و ادیان یهود، مسیح و اسلام را به او منسوب دانسته‎ا‌ند.

[2] -نقل قول از http://www.khabaronline.ir یادداشتی به مناسبت عید قربان از آقای اشراقی