سه شنبه ۰۶ مهر ۱۴۰۰

ویژه نامه


«…فَکَاَنّ الدّنیا لَم تَکُن وَکَاَنّ الاخِرَهَ لَم تَزَل…»

«…فَکَاَنّ الدّنیا لَم تَکُن وَکَاَنّ الاخِرَهَ لَم تَزَل…»

دنیا و مذمت دلبستگی به آن از نکاتی است که در قرآن و روایات مورد تاکید می باشد. به طور کلی متون اسلامى، جهان را منحصر در حیات زودگذر و ناپایدار مادى نمى‌دانند، با اعتراف به عظمت این دنیا پیوسته حیات دیگرى را که بسى عظیم‌تر است گوشزد مى‌کنند. در احادیث اسلامى درباره وضع دنیا، تعبیرات مختلفى آمده چنانچه قرآن کریم در آیات فراوانى دنیا را به شدت سرزنش کرده و از آن به عنوان یک زندگانى فانى و ناپایدار یاد کرده است. چیزى که از نظر اسلام «نبایستنى» است و اسلام در تعلیمات خود مبارزه‌اى بى‌امان با آن دارد، «وابستگى» و «رضایت دادن» و «قانع شدن» به دنیا و آن را منتهاى آرزو قرار دادن است، نه «علاقه» و ارتباط داشتن با دنیا. بنابراین رابطه انسان و دنیا اگر به صورت وابستگى انسان و طفیلى بودنش درآید، موجب محو و نابودى تمام ارزش‌هاى عالى انسان مى‌گردد و پیامدهاى شوم و ناگوارى را هم در جنبه فردى و هم از جنبه اجتماعى در پى دارد.

در همین رابطه امام حسین (علیه السلام) در ضمن نامه اى براى محمد بن حنفیه چنین می فرماید:

«بسم الله الرحمن الرحیم؛ من الحسین بن على الى محمد بن على و من قبله من بنى هاشم، اما بعد فکان الدنیا لم تکن و کان الاخره لم تزل و السلام»[1]

«نامه اى است از حسین بن على به محمد بن على و دیگر بنى هاشم . اما بعد، مثل این که دنیا اصلا وجود نداشته و آخرت همیشگى و دائم بوده و هست»

براساس روایت فوق انسان مومن باید یقین داشته باشد که دنیا نابود شدنی و آخرت دائمی است. به عبارت دیگر مومن از همان اول باید در بینش و روش خود به نحوی باشد که هیچ گونه وابستگی و تعلق خاطر به آن نداشته باشد.یعنی چنان نباشد که حضرت علی علیه السلام فرمود :

یَقُولُ فِی اَلدُّنْیَا بِقَوْلِ اَلزَّاهِدِینَ وَ یَعْمَلُ فِیهَا بِعَمَلِ اَلرَّاغِبِینَ «در دنیا چونان زاهدان سخن می گوید، اما در رفتار همانند دنیا پرستان است»[2]

در روایتی دیگر از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین می خوانیم: کُنْ فِی الدُّنیا کَأنَّکَ غَریبٌ وَ کَأَنَکَ عَابِرُ سَبیلٍ»

در دنیا نسبت به دنیا مثل مسافرانی باشد که از یک شهری عبور می کنند، نگاهی می کنند و عبور می کنند. هیچ گاه نگاهت، نگاه ماندگار و مستمر نباشد.[3]


[1] -(کامل الزیارات / 75)

[2] -حکمت 150 نهج البلاغه

[3] -بحارالانوار، ج 68، ص 175.