چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

صوم 89-88


کتاب صوم/سال دوم 88/08/04

باسمه تعالی

کتاب صوم/سال دوم: شماره 248 تاریخ: 88/08/04

بحث در مسئله مصرف کفاره اطعام بود. در این جلسه، استاد دام ظله، در مسئله سفر در ماه مبارک رمضان، ابتدا، استدلال مرحوم آقای خوئی به آیه شریفه را مورد نقل و نقد قرار می‏دهند، و سپس، برخی روایات مسئله را نقل می‏فرمایند.

«یجوز السفر فی شهر رمضان لا لعذر و حاجه بل و لو کان للفرار من الصوم لکنه مکروه». مشهور بین امامیه این است که اختیاراً سفر در ماه مبارک رمضان اشکالی ندارد، مرحوم ابی الصلاح حلبی در کافی می‏گوید که اختیاراً جایز نیست، مرحوم آقای حکیم اینجا بحث کرده اما بحث ایشان مقداری اجمال دارد، مرحوم آقای خوئی روشن‏تر بحث کرده و ما مطابق بحث ایشان مسئله را مورد بررسی قرار می‏دهیم.

مرحوم آقای خوئی می‏فرماید درباره جواز یا حرمت مسافرت، باید ببینیم که از نظر آیه شریفه و روایات چه باید بگوئیم، آیه شریفه بعد از اینکه روزه را واجب می‏کند، می‏فرماید : «و من کان مریضاً أو علی سفر فعده من أیام اخر و علی الذین یطیقونه فدیه»، در این آیه معذورین سه دسته شده‏اند و بر عاجز به کلی چیزی نیست، با این که ایشان اینجا درباره و علی الذین یطیقونه فرموده‏اند، نمی‏توانیم موافقت کنیم و این را بعداً بحث می‏کنیم، ایشان می‏فرماید از این تقسیم در آیه معلوم می‏شود که موضوع وجوب قید دارد و آن این است که اگر کسی از این عناوین مذکوره نبود، واجب است که روزه بگیرد، پس، موضوع کسی است که مسافر نباشد، آقایان به تبع مرحوم آقای نائینی می‏فرمایند موضوعات به منزله شرط برای محمولات است، یعنی باید مفروض الوجود باشد تا حکم تعلق بگیرد، وقتی که مسافر نبودن را مفروض الوجود فرض کردیم، قهراً تحصیل آن واجب نیست، شرط در واجب مشروط وجوب تحصیل ندارد. بعد درباره روایات و جمع بین آنها بحث می‏کند.

اینکه می‏فرماید تحصیل شرط در واجب مشروط واجب نیست، با این تعبیر که اینجا شده، یا مسامحه در تعبیر و یا اشکال در تقریر است، بعد از اینکه می‏فرماید این مانند المستطیع یحج است، عبارت این است : «فلا یجب التصدی لتحصیله لعدم وجوب تحصیل شرط الوجوب»، بعد می‏فرماید : «و علیه فیجوز للحاضر السفر و لا یجب علی المسافر الحضر لعدم وجوب تحصیل شرط التکلیف لا حدوثاً و لا بقاءاً، فلو کنا نحن و الایه المبارکه لقلنا بجواز السفر فی شهر رمضان و لو لغیر حاجه لان الواجب مشروط و لا یجب تحصیل الشرط کما عرفت». این فرمایش اشکال روشنی دارد، یکی از شاگردان مرحوم آقای شیخ عبد الکریم حائری می‏گفت که ایشان در درس فرمود که مقدمه واجب نمی‏تواند حرام شود، مرحوم آقای سید محمد تقی خوانساری اشکال کرد که توبه واجب است و مقدمه آن که معصیت است، حرام است، و گویا خنده شاگردان نشانه بجا بودن این نقض بود. من به ناقل گفتم که این چه نقضی است که ایشان کرده، آن که مورد بحث مرحوم آقای حاج شیخ بود، مقدمه واجب مطلق است که نمی‏تواند حرام باشد، به خاطر اینکه شخص در واجب مطلق در مقام تحصیل واجب مطلق آمده و حرام در مقام ردع از آن است، بعث به شی‏ء در مقدمه آن نیز اراده ایجاد می‏کند و این دو با هم متناقض است، اما توبه واجب مشروط است، ان عصیت فتب، اگر کسی را کشتید، او را دفن کنید، شرط همه کفارات حرام است، مقدمات واجب مشروط می‏تواند احکام خمسه داشته باشد. اولاً، اینکه بگوئیم مقدمه در واجب مشروط باید واجب باشد یا واجب نباشد، این هر دو اشکال دارد، اینطور نیست که مرحوم آقای خوئی می‏فرماید به دلیل اینکه واجب مشروط است، مقدمه نباید واجب باشد، در حج واجب از بیست و چند چیز به نحو واجب مشروط به حج بجا آوردن، باید اجتناب شود، مرحوم آقای خوئی به جای اینکه بفرماید مقتضای آیه شریفه جواز سفر است، باید مثلاً می‏فرمود اگر فقط آیه قرآن بود، به وسیله اصل حکم می‏کردیم، به خاطر اینکه وجوب را باید دلیل اثبات کند و در صورت عدم دلیل، مقتضای اصل جواز است. ثانیاً، ممکن است بگوئیم که از آیه واجب مشروط استفاده نمی‏شود و در مورد واجب مطلق است، کسی که به چیزی مأمور شد، باید آن را با شرائطی که دارد، انجام دهد، می‏گوید کسی که ماه مبارک رمضان را درک کرده، وظیفه دارد که روزه بگیرد، و از آنجا که روزه در سفر جایز نیست، وظیفه دارد که مقیم شود و روزه بگیرد، اگر این وظیفه را انجام نداد و به سفر رفت، در سفر روزه نگیرد و در عده من أیام اخر روزه بگیرد، نظیر اینکه برای کسی که در حال اختیار یا اضطرار فاقد آب می‏شود، تیمم تشریع شده، نتیجه تشریع تیمم جواز از دست دادن آب اختیاراً نیست، پس، ممکن است بگوئیم که ظاهر آیه حرمت سفر است، در یکی، دو روایت نیز برای عدم مسافرت به همین آیه استدلال شده، و بر فرض که آیه از این ناحیه ساکت باشد، دیگر این را نمی‏توانیم بگوئیم که از آیه می‏فهمیم که به دلیل اینکه واجب مشروط است، تحصیل شرط آن واجب نیست.

اما روایات، صحیحه حلبی : «عن الرجل یدخل شهر رمضان و هو مقیم لا یرید براها» قصد مسافرت ندارد، «ثم یبدو له بعد ما یدخل شهر رمضان أن یسافر، فسکت فسألته غیر مره»، این باید مراجعه شود که سنی‏ها چه می‏گویند که حضرت نمی‏حواستند پاسخ دهند، «فقال یقیم أفضل الا أن تکون له حاجه لابد له من الخروج فیها أو یتخوف علی ماله»، کلمه افضل کالصریح در این است که در غیر حاجت، اقامه تعین ندارد.

«صحیحه محمد بن مسلم عن الرجل یعرض له السفر فی شهر رمضان و هو مقیم و قد مضی منه أیام، فقال لا بأس به أن یسافر و یفطر و لا یصوم». این روایت به قوت روایت قبلی نیست اما ظاهر هست.

در مقابل، روایات دیگری هست که از مسافرت نهی شده، «أبی بصیر قال سألت أبا عبد الله علیه السلام عن الخروج اذا دخل شهر رمضان فقال لا الا فی ما اخبرک به، خروج الی مکه أو غزو فی سبیل الله أو مال تخاف هلاکه أو أخ تخاف هلاکه». مرحوم آقای خوئی می‏فرماید از این روایت صحیحه تعبیر شده، اما این ضعیف است، به خاطر اینکه علی بن ابی حمزه از مؤسسین واقفیه است و برای خاطر پول مذهب ایجاد کرده است. ولی همانطور که سابقاً گفته‏ام، از مجموع معاشرت‏هائی که اجلاء روات با او داشتند و اکثار روایاتی که از او شده، استفاده می‏شود که قبل اینکه در امتحان ثروت هنگفتی که در اختیار او قرار گرفته بود، بلغزد، شخص مورد قبولی بوده است. مرحوم سید عبد المجید گروسی یکی از شاگردان مبرز مرحوم میرزای شیرازی است که نبوغ علمی و عقلی و بیانی داشته و در سلوک نیز دارای مقاماتی بوده، شنیدم که کسی به منزل ایشان می‏رود و ایشان می‏گوید آمدی و وضع من را به هم زدی، من با یارو (نفس) مصاحبه می‏کردم و می‏گفتم اگر صد تومان به تو بدهند، شهادت ناحق می‏دهی، گفت نمی‏دهم، همینطور مبلغ را بالا بردم و او می‏گفت شهادت ناحق نمی‏دهم، به ده هزار تومان که رسیدم، مدتی متوقف شده بود و شما آمدی و معلوم نشد چه جوابی می‏خواست بدهد. درجه‏ای کمتر از عصمت، ممکن است به مراحلی برسد که شخص بلغزد. به نظر مختار، اخذ روایات بزرگان از او در ایام استقامت او بوده است.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»