یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

بیانات


ماجراى توسّل و پیدا شدن قبض پرداخت بدهی


ماجراى توسّل و پیدا شدن قبض پرداخت بدهی

آیت الله آقاى حاج سید نصرالله بنى صدر (ره) مى‏گفت:

شخصى پیش من آمد و گفت: من از فلانى ‏طلبى داشتم و قبض رسیدش هم نزد من است. اکنون او وفات کرده و ورثه او طلب مرا نمى‏دهند. به آسید عبدالکریم لواسانى (رئیس امنیه آنجا) هم مراجعه مى‏کنم، او هم دائماً پشت گوش مى‏اندازد و ترتیب اثر نمى‏دهد. آقاى بنى صدر مى‏فرمود: من به آسید عبدالکریم گفتم: شما چرا اقدام نمى‏کنید؟

ایشان گفت: من همسر شخص متوفّا را مى‏شناسم. زن بسیار صالحى است. او مى‏گوید: شوهر من طلب او را پرداخت کرده، ولى قبض رسیدش گم شده است.

من گفتم: اینکه نمى‏شود، الآن در دست او مدرک هست. مرحوم لواسانى گفته بود: من چون به حرف این زن صالحه اطمینان دارم، تا هستم، اقدام نمى‏کنم. بعد از من اشخاص دیگرى که اطمینان ندارند، مطابق حکم قضایى اقدام کنند. من به علم خودم عمل مى‏کنم.

بعد از چند روز آسید عبدالکریم پیش من آمد و گفت: قبض پیدا شده است!

گفتم: چطور پیدا شد؟

گفت: این زن به حضرت زهرا علیهاالسلام یا حضرت ولىّ‏عصر علیه‏السلام (تردید از بنده است) توسّل پیدا مى‏کند و شوهرش را درخواب مى‏بیند و گلایه مى‏کند که این چه وضعى است؟ شما قرض را پرداخت کردى و نگفتى قبض کجاست و ما هم اطلاع نداریم کجاست و طلبکار هر روز ما را تعقیب مى‏کند و ما آسایش نداریم!

شوهرش مى‏گوید: قبض الآن لاى فلان کتاب است که به فلان‏کس فروخته شده است و خانه‏اش هم در فلان‏جا منزل چندم است و کتاب در بالاى راهرو در فلان جاى منزل قرار دارد. مطابق همان نشانى مى‏روند و قبض را پیدا مى‏کنند! این قضیه را مرحوم والد ما از آقاى بنى‏صدر نقل مى‏کرد. یادم نیست که خودم هم از آقاى بنى‏صدر شنیدم یا نه.