یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰

اخبار


مرحوم مجلسی خیلی مظلوم واقع شدند

آیت الله العظمی شبیری زنجانی:

مرحوم مجلسی خیلی مظلوم واقع شدند

آیت الله العظمی شبیری زنجانی در دیدار با مسئولان همایش «اصالت میراث حدیثی شیعه»، علامه مجلسی «رضوان الله علیه» را «مظلوم» خواندند و از کسانی که بحارالأنوار این محدّث بزرگ جهان اسلام را تضعیف می کنند، انتقاد کردند.

معظم له در این دیدار که روز سه شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۷ برگزار شد، فرمودند: مرحوم مجلسی خیلی مظلوم واقع شدند و برخی از دانشگاهیان و مدّعیان فکر، متأسّفانه جایگاه ایشان را نمی شناسند، درحالی که آنان که اهلیّت و اعتقاد واقعی دارند، طرز فکرشان نسبت به ایشان متفاوت است.

d78e93c5dbb948c0871698a8d3aacbe8.jpg

مرجع عالی قدر افزودند: از مرحوم حاج آقا نصرالله شاه آبادی شنیدم که می گفت: پدر ما -مرحوم آقای حاج شیخ محمد علی شاه آبادی- خیلی به مرحوم مجلسی معتقد بودند و من وقتی به اصفهان رفتم و برگشتم، گفتند: سر قبر مرحوم مجلسی رفتی؟ گفتم: خیر. گفتند: پس برای چه به اصفهان رفتی؟ ایشان خیلی اعجاب و احترام برای مرحوم مجلسی قائل بود.

معظم له در انتقاد از افرادی که با نقاب روشنفکری و یا عقل گرایی تلاش می کنند احادیث را نفی کنند فرمودند: آن هایی که اهل علم و عمل هستند با عظمت از کتاب علامه مجلسی یاد می کنند، اما متأسفانه امروزه افراد مدّعی و بی مایه زیاد شده اند که ادّعای سواد می کنند و جوامع ما را نیز پر کرده اند. از مرحوم آقای میرزا عبدالله مجتهدی شنیدم که از تقی زاده نقل می کرد که من سه مرتبه از اول تا آخر کتاب «السماء و العالَم» بحار الأنوار را مطالعه کردم. و روشن است که تا عظمت یک اثر نباشد، افراد برای آن وقت نمی گذارند.

آیت الله العظمی شبیری زنجانی افزودند: از آقای سید جعفر شهیدی شنیدم که می گفت با اینکه بحارالأنوار کتاب مفصلی است، اما از اول تا آخر بحار یک دروغ و تحریف از جانب ایشان نیست. مرحوم مجلسى ازنظر وثاقت خیلى محکم بود.

معظم له در ادامه ی سخنانشان به موضوع رجعت در فرهنگ شیعه اشاره کردند و فرمودند: مرحوم والد ما، نسبت به حدیث خیلی اهتمام داشتند و کتابی راجع به رجعت دارند. آقای محدّث ارموی که سالیان متمادی راجع به رجعت می نوشتند، تمام آن کتاب را در کتاب خود وارد کرده اند و می گفتند که تحقیقی ترین مطلبی که در این باره نوشته شده همین کتاب است.

مرحوم آقای خمینی هم در کشف الأسرار گفته اند که برخی از آقایان حوزه در ردّ شریعت سنگلجی کتابی نوشته اند و در آن جا از کتاب والد ما تعریف کرده است.

مرجع عالی قدر به داستانی از مرحوم «سید ابوالحسن مرتضوی اصفهانی» اشاره کردند و افزودند: این داستان را ممکن است افرادی قبول نکنند ولی از آقای سید ابوالحسن مرتضوی -که از علمای تهران و مورد قبول و احترام علما بود- نقل شده است که:

من با آقای سید محمود طالقانی رفیق بودم. ایشان می گفت بیا پای منبر شریعت سنگلجی ولی من مخالف بودم. آقا سید ابوالحسن ولایتی بود و نمی خواست در جلسه شریعت سنگلجی شرکت کند، ولی آقا سید محمود خیلی اصرار کرد که یک مرتبه شما بیا و و ببین، یک مرتبه که ضرر ندارد.

پدر آقا سید ابوالحسن (آقا سید محمد کاظم کَرونی اصفهانی) هم در مسائل ولایت خیلی محکم بود و اصلاً اجازه نمی داد که آقا سید ابوالحسن با افرادی نظیر شریعت سنگلجی معاشرت داشته باشد. آقا سید ابوالحسن به اصرار آقا سید محمود قبول کرد و رفت. سنگلجی بالای منبر مطلبی از مرحوم مجلسی نقل کرد و به سخره گرفت؛ مثلاً نقل کرد که فلان آب چون ایمان آورد، شیرین شد، ولی آب دیگر چون ایمان نیاورد، تلخ گردید. خلاصه شروع کرد به مرحوم مجلسی حمله کرد.

آقا سید ابوالحسن وقتی دید نمی تواند تحمّل کند، بلند شد و اعتراض کرد که این گونه که شما می گویید نیست و با شریعت سنگلجی بحث کرد. بعداً آقا سید ابوالحسن در دلش به مرحوم مجلسی خطاب کرد که ای عالم بزرگوار، چرا این روایات را نقل کردید تا این افراد استهزاء کنند و ما به بحث با آن ها مبتلا شویم؟

آن جلسه سپری شد. آقا سید ابوالحسن گفت: شب در خواب دیدم که در اصفهان هستم و مردم به زیارت قبر مرحوم مجلسی می روند. من هم تصمیم گرفتم آن جا بروم، ولی دیدم کنار درب ورودی، شخصی جلیل القدری ایستاده است و باید او اجازه ی ورود بدهد. وقتی خواستم وارد حرم بشوم، آن شخص جلوی مرا گرفت و اجازه نداد. دیدم دو جوان جلیل القدر از داخل آمدند و آن کسی که بیرون ایستاده بود، به آن دو جوان اظهار لطف کرد. من فهمیدم که آن دو بزرگوار مورد توجّه و عنایت آن شخص هستند، لذا به آن دو متوسّل شدم که شما نزد آقا شفاعت کنید تا اجازه ی ورود بدهند. آن ها وساطت کردند و آن آقا اجازه دادند، ولی فرمود: برو ولی تو چه حقّى داشتى که چنین فکرى کنى و به مرحوم مجلسى اعتراض کنى؟! با اینکه آن اعتراض در ذهنم خطور کرد.

پرسیدم: آن ها که بودند؟ گفتند: آن کسی که اجازه ی ورود می داد، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، و آن دو آقازاده حسنین علیهما السلام بودند.