پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰

بیانات


منشأ اختلاف بین علما در قضیه مشروطه

حاج آقاى ما از مرحوم آقاى بروجردى نقل مى‏کرد که ایشان مى‏فرمود:

وقتى ما در نجف مشغول تحصیل بودیم، از ایران به آقایان نجف خبر رسید که مظفرالدین شاه مکرّر به خارج سفر مى‏کند و از خارجیها قرض می‏گیرد و در مقابل به آنها امتیاز مىیدهد. اگر این کار استمرار پیدا کند، تمام کشور در جریان این امتیازات از دست خواهد رفت و خوب است جماعتى بر کار شاه نظارت کنند تا این‏گونه مسائل سبب سقوط مملکت نشود.

همه علماى نجف حتى مرحوم آسید محمد کاظم یزدى با پیشنهاد نظارت بر اعمال شاه موافقت مى‏کنند. مدتى بعد از سوى مرحوم حاج شیخ فضل‌الله نورى نامه‏ اى مى‏آید که: صحبت است مجلسى درست شود و قوانینى براى آن مجلس تهیه شده است و من مواد آن قوانین را ملاحظه کرده ‏ام و به جز یکى دو ماده، سایر مواد آن خلاف شرع نیست و آن یکى ـ دو ماده را هم اصلاح می کنیم. آقایان امضا کنند تا ما اجرا کنیم.

در اینجا بین مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم سید یزدی اختلاف شد. مرحوم آخوند فرمود: حاج شیخ فضل الله، هم مجتهد است و به مبانى فقهى وارد است و هم عادل است و در جهات دینى قابل اعتماد است و هم خبرویّت دارد و به مسائل روز بصیر است. لذا ایشان به اعتماد حاج شیخ فضل الله امضا می کند.

مرحوم آسید محمد کاظم می ‏فرماید: من باید تک‏ تک این مواد را خودم ملاحظه کنم. اینجا بین عَلَمین تعارضى پیدا می شود. از طرف دربار، اطلاعاتى در اختیار مرحوم آسید محمد کاظم گذاشته مى شود و مخالفان دربار هم اطلاعات دیگرى به مرحوم آخوند مى‏ سپارند و همین سبب شد کم‏ کم فاصله و مشکلات میان عَلَمین زیاد شود.