یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

ویژه نامه


نامه امام حسن عسکرى علیه السلام به علىّ بن بابویه‏

نامه امام حسن عسکرى علیه السلام به علىّ بن بابویه‏

شرائط نابسامان سیاسی در روزگار امام حسن عسکری علیه السلام و اختناق شدیدی حکّام وقت، باعث شده بود که امام حسن عسکری علیه السلام بیشتر از طریق مکاتبات و نامه های مختلف، به راهنمایی و رهبری جامعه شیعی بپردازند.برخی از این نامه ها پیرامون تبیین عقائد صحیح و توصیه های اخلاقی به شیعیان بوده، چرا که امام ارتباط حضوری سهل و آسانی با جامعه نداشته تا آنها مسائل دینی و اجتماعی خویش را از حضرت بپرسند و امام به آنها پاسخ دهد. بدین منظور نامه های چندی را امام برای شیعیان ارسال می کردند. به عنوان نمونه می توان به نامه حضرت به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، نامه حضرت به اهالی قم، و نامه ایشان به علی بن بابویه اشاره کرد.

با توجه به نکات ارزشمند و توصیه های اخلاقی مهمی که در این نامه وجود دارد، آن را ذکر کرده و به برخی از نکته های آن اشاره می کنیم :

علىّ بن حسین بن بابویه قمىّ(پدر شیخ صدوق) از برجسته‏ترین علما و فقهاى زمان خود بود. او در بازار، دکّان کوچکى داشت و از طریق کسب و تجارت، در نهایت زهد و عفاف، امرار معاش مى ‏کرد.

همچنین، ساعاتى از روز را نیز در منزل، به تدریس و تبلیغ معالم دین و نقل روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام مى ‏پرداخت.

جلالت شأن و منزلت این فقیه بزرگوار، تا بدان پایه رسید که حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام ، طى نامه‏اى او را با القابى چون «شیخى»، «معتمدى» و «فقیهى» مورد خطاب قرار داد.

همچنین با توجه به این که عمر با برکت علىّ بن بابویه از پنجاه مى‏گذشت و هنوز فرزندى نداشت، لذا نامه‏اى به محضر مبارک حضرت ولىّ عصر علیه السلام نوشت و از آن حضرت درخواست کرد برایش دعا کند تا خداوند به او فرزندى صالح و فقیه مرحمت فرماید.

ابو جعفر بن علىّ الاسود مى ‏گوید: من نامه ابن بابویه را به حسین بن روح، سومین نایب خاصّ حضرت حجّت رساندم. پس از سه روز به من خبر داد که حضرت براى علىّ بن حسین بن بابویه دعا فرموده و «انّه سیولد له ولد مبارک ینفع اللَّه به و بعده اولاد» به زودى خداوند به او فرزند مبارکى عطا مى‏ فرماید و به سبب او [به مردم‏] خیر مى‏رساند و بعد از او (شیخ صدوق) نیز فرزندان دیگرى به او (ابن بابویه) مرحمت مى‏ فرماید.

شیخ صدوق در یکى از کتابهایش به نام «کمال الدین»، ضمن نقل موضوع فوق، اضافه مى‏کند که هر گاه ابو جعفر بن علىّ الاسود مرا مى‏دید که براى طلب علم و دانش به محضر استاد مى‏رفتم، به من مى‏فرمود: این علاقه و اشتیاق تو به علم، تعجّبى ندارد، زیرا تو به دعاى امام زمان علیه السّلام متولّد شده‏ اى.

مرحوم علّامه مجلسى نیز در کتاب ارزشمند «بحار الانوار»، این قضیه را از معجزات حضرت ولىّ عصر علیه السّلام دانسته است. (بحار الانوار، ج 51، ص 335 و 336)

اما متن نامه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ و العاقبه للمتّقین و الجنّه للموحّدین و النّار للملحدین و لا عدوان الّا على الظّالمین و لا اله الّا اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ و الصّلوه على خیر خلقه محمّد و عترته الطّاهرین.

امّا بعد اوصیک یا شیخى و معتمدى و فقیهى ابا الحسن علىّ بن الحسین بن بابویه القمىّ- وفّقک اللَّه لمرضاته و جعل من صلبک اولادا صالحین برحمته- بتقوى اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاهِ وَ إِیتاءِ الزَّکاهِ فانّه لا تقبل الصّلاه من مانع الزّکاه و اوصیک بمغفره الذّنب و کظم الغیظ و صله الرّحم و مواساه الاخوان و السّعى فی حوائجهم فی العسر و الیسر و الحلم و التّفقّه فی الدّین و التّثبّت فی الامر و التّعاهد للقرآن و حسن الخلق و الامر بالمعروف و النّهى عن المنکر، فانّ اللَّه عزّ و جلّ قال: لا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَّاسِ و اجتناب الفواحش کلّها و علیک بصلاه اللّیل فانّ النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اوصى علیّا علیه السّلام فقال: یا علىّ علیک بصلاه اللّیل علیک بصلاه اللّیل علیک بصلاه اللّیل و من استخفّ بصلاه اللّیل فلیس منّا، فاعمل بوصیّتى و أمر شیعتى حتّى یعملوا علیه و علیک بالصّبر و انتظار الفرج فانّ النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم قال: افضل اعمال امّتى انتظار الفرج، و لا تزال شیعتنا فی حزن حتّى یظهر ولدى الّذى بشّر به النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بملاء الارض قسط و عدلا کما ملئت ظلما و جورا. فاصبر یا شیخى یا ابا الحسن علىّ و أمر جمیع شیعتى بالصّبر فانّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ و السّلام علیک و على جمیع شیعتنا و رحمه اللَّه و برکاته و صلّى اللَّه على محمّد و آله».

ترجمه نامه:

امام حسن عسکرى علیه السلام در این نامه، پس از حمد خدا و درود بر پیامبر و عترت طاهرینش مى‏فرماید اى فقیه مورد اعتماد من، على بن الحسین بن بابویه القمى، خداوند تو را به کارهاى مورد رضایتش توفیق دهد و از نسل تو، اولاد صالح بیافریند. تو را به رعایت تقوى و برپا داشتن نماز و اداى زکات وصیّت مى‏کنم، به رعایت تقوى و بر پا داشتن نماز و اداى زکات، زیرا کسى که زکات نپردازد، نمازش قبول نخواهد شد. و نیز تو را سفارش مى‏کنم به بخشایش گناه دیگران، و خویشتن‏دارى به هنگام خشم و غضب، ارتباط با خویشاوندان، تعاون و همکارى با برادران دینى و کوشش در رفع نیازهاى آنها در تنگدستى و گشاده‏دستى، بردبارى و کسب آگاهى و معرفت در دین. در کارها ثابت قدم و با قرآن هم‏پیمان باش، اخلاق خود را نیکو گردان و دیگران را به کارهاى شایسته امر کن و از پلیدى‏ها باز دار، زیرا خداوند فرموده است: «در بسیارى از سخنان آهسته و در گوشى آنها، هیچ خیرى نیست مگر اینکه ضمن آن، به صدقه یا کار نیک و یا اصلاح بین مردم امر نمایند» [و بطور کلّى‏] تو را سفارش مى‏کنم به خوددارى از تمام معاصى و گناهان.

نماز شب را ترک مکن، زیرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم)در وصیّت خود به علىّ علیه السّلام، سه مرتبه فرمود: «بر نماز شب مواظبت نما. و [آگاه باش‏] هر کس نسبت به نماز شب بى‏اعتنا باشد، از ما نیست» پس اى علىّ بن الحسین، تو خود به سفارشات من عمل کن و شیعیان مرا نیز دستور ده تا عمل کنند.

نیز تو را به صبر و پایدارى و انتظار فرج توصیه مى‏کنم، زیرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم)فرمود: «بهترین کارهاى امت من، انتظار فرج است». شیعیان ما همواره در غم و اندوه به سر مى‏برند تا فرزندم ظهور کند،همان کسى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلّم بشارت آمدنش را داده است. او زمین را از عدل و داد پر مى‏کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است.

پس بار دیگر اى علىّ بن بابویه، تو را به صبر و استقامت توصیه مى‏کنم و تو نیز به همه شیعیان و پیروان مرا به صبر و استقامت فرمان بده. «به راستى زمین از آن خداست و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث مى‏دهد و عاقبت از آن پرهیزگاران است».

سلام و رحمت و برکت حقّ بر تو و بر همه شیعیان ما، و درود خداوند بر محمّد (صلی الله علیه و آله و سلّم)و آل او.[1]

برخی از نکته های این روایت :

1. قدر و منزلت و علم و ورع ابن بابویه به درجه ای است که امام از او به عنوان مورد اعتماد خویش و بزرگوار و فقیه اهل بیت نام می برد و انصافاً علی بن الحسین القمی از اصحاب جلیل القدر و از رهروان راستین کتاب و عترت است که از ارکان و استوانه های تشیع به شمار می رفت.

2. امام علیه السلام پس از حمد و سپاس الهی این فقیه جلیل القدر را به صبر و تقوا و انجام فرایض و ادای فریضه شب می خواند. ظاهرا حضرت می خواهد به همه شیعیان بفهماند که رهیابی حقیقی در صورتی است که انسان به فرایض الهی چنگ زند و به آنها عمل کند.

3. امام علیه السلام ، علی بن الحسین را دعوت می کند به انتظار فرج و این انتظار را بالاترین کردارهای یک شخص شیعی می داند. البته باید توجه داشت که مراد حضرت صرف انتظار ظهور نیست، چرا که اگر این امر عبادت باشد همگان در انتظار حضرتش به سر می برند. بلکه باید گفت که مراد حضرت از انتظار ممدوح و مطلوب، انتظار انسان راه یافته و متمسک به اهل بیت و انتظار شیعه ای است که با کردارهای صالحه خویش در روی زمین، زمینه و مقدمه ظهور حضرتش را آماده می کند.

4. امام علیه السلام در بخشی از نامه اش برای علی بن الحسین دعا می کند که او توفیق انجام کردارهای مرضی حق را بیابد و فرزندانی صالح به او عطا گردد و این دعای حضرتش متسجاب شد و علی بن الحسین ،ره یافته ای شیفته گشته بود که مأمن و مأوای دیگران بود. خداوند نیز به میانجی دعای حضرت فرزندی صالح و شایسته و با برکت به او عطا کرد فرزندی که چون پدر خویش از درخشانترین علمای شیعی است. او چون پدر خویش با انحرافات و کجرویها به مبارزه پرداخته و مأمنی برای شیعیان گردید. از این انسان والامقام حدود سیصد اثر بر جای مانده است که کتاب من لا یحضره الفقیه او در رأس همه آنهاست. شیخ صدوق بنا به مقتضیات زمان خویش در زمینه های گوناگون به تألیف و تصنیف دست زد. او هیچ گاه از آموزش و پرورش خویشتن و شیعیان غافل نماند. اگر در زمینه فقه و عقاید مذهب تشیع دست به قلم زد همچنین در زمینه تربیت خویش و جامعه به اخلاق علمی نیز توجه داشت و کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شاهد این مدعاست.

………………………………………………..

منابع : بحار الانوار(علامه مجلسی )، صفات الشیعه(ترجمه توحیدی) ،زندگی امام حسن عسکری (جهانی)


[1]– این نامه را اکثر محقّقین و صاحبان تراجم نقل نموده‏اند که از جمله آنها، مى‏توان از علامه بحرانى در« لؤلؤه ‏البحرین»، ص ۳۸۴، محقّق خوانسارى در« روضات الجنّات»، ج ۴، ص ۲۷۳، علامه مجلسى در« بحار الانوار»، ‏ج ۵۰، ص ۳۱۷ و ۳۱۸، محدّث نورى در« مستدرک الوسائل»، ج ۳، ص ۵۲۷، قاضى نور اللَّه شوشترى در« ‏مجالس المؤمنین»، ج ۱، ص ۴۵۳، محدّث قمى در« فوائد الرضویه»، ص ۲۸۱، و علامه شیخ محمّد تقى ‏تسترى در« قاموس الرّجال»، ج ۶، ص ۴۷۴، نام برد.‏