یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰

بیانات


نفوذ معنوی آخوند ملاقربانعلی زنجانی


نفوذ معنوی آخوند ملاقربانعلی زنجانی

در میان رجال غیرروحانی زنجان دو نفر اهمیت ویژه ای داشتند که هم مالک و هم از رؤسای زنجان بودند: یکی ذوالفقارخان – جدّ ذوالفقاری های زنجان که از زمان آقا محمدخان قاجار تا اواخر در آنجا ریاست داشتند و ذوالفقارخانِ جدّ جنگیده بود و کشته شده بود. آخرینِ ذوالفقاری ها محمودخان ذوالفقاری بود – و دیگری مظفرالدوله که از اعیان رؤسای زنجان و در بین مردم محبوب بود.

مظفرالدوله رئیس قشون بود. جهان شاه خان (رئیس ایل افشار) به سبب تهمتی که بعضی ها به همسرش زده بودند، بدون تحقیقِ درست همسرش را می کشد و این قضیه سبب می شود جنگی طولانی میان دولت و جهان شاه خان رخ دهد. مظفرالدوله – رئیس قشون دولت – چون متدین بود، به قشونش گفته بود که سعی کنید در این قضیه آدم کشته نشود و اگر مجبور شدید تیر هوایی زده شود و اگر مجبور شدید به قسمت های پایین بدن بزنید تا به قتل منتهی نشود. چون قشون جهان شاه خان به این حرف ها مقید نبودند، قشون دولت شکست خوردند. در جهان شاه نامه به این قضیه اشاره شده است:

مظفر همان اصل فتح و ظفر

ز فتح و ظفر کرده صرف نظر

وقتی مظفرالدوله شکست می خورد دولت از تهران قشون می فرستد و جهان شاه خان شکست می خورد و فرار می کند. این قضیه تفصیل دارد. تردید دارم در همین حادثه یا در قضیه دیگری دولت، ریاست قشون را از مظفرالدوله می گیرد و به امیر اشجع تفویض می کند.

مرحوم حاج آقا رضا زنجانی از خود امیر اشجع این قضیه را نقل می کرد. می گفت: امیراشجع برای من نقل کرد: آخوند ملّاقربانعلی مرا خواست و گفت: این مظفرالدوله آدم محترمی است. نباید قبول کنید که ریاست قشون را از او بگیرند و به شما تفویض کنند.

امیراشجع با خود فکر کرد که من چرا از ریاست صرف نظر کنم؟ لذا به فرمایش آخوند توجه نکرد و استعفا نکرد. امیراشجع می گفت:

وقتی من رئیس قشون شدم، به هر یک از قشون تحت فرمانم مراجعه کردم، هیچ یک از من اطاعت نکردند. معلوم شد آخوند ملاقربانعلی به قشون دستور داده است که شما از امیراشجع اطاعت نکنید! امیراشجع هم وقتی دید قشونش از وی اطاعت نمی کنند، استعفا کرد. این را از مرحوم حاج آقا رضا زنجانی شنیدم. حاج آقای والد هم نقل می کرد ولی تفصیل نداد. مرحوم والد می فرمود: وقتی امیراشجع رئیس قشون شد، قشون از وی اطاعت نکردند لذا امیراشجع استعفا کرد ولی علّت عدم اطاعت قشون را نقل نکرد؛ علّت را مرحوم حاج آقا رضا از خود امیراشجع نقل کرد.