سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

بیانات


نقد تحلیل های کسروی درباره مشروطه

نقد تحلیل های کسروی درباره مشروطه

کتاب کسروی درباره مشروطه، کتاب خوبی است ولی چون طرفدار مشروطه است و به شدت با روحانیت و مخالفین مشروطه مخالف است، تاریخ را به گونه ای روایت و تحلیل می کند که خواننده کتاب، حق را به مشروطه خواهان می دهد و مخالفین را محکوم می کند.

مثلا آخوند ملاقربانعلی زنجانی را به گونه ای معرفی می کند که مخاطب خیال می کند آخوند، شخصی قسی القلب است در لباس روحانیت! وی وقتی قضیه هلاکت سعد الدوله حاکم زنجان را نقل می کند، مخاطب می پندارد کشتن حاکم به دستور آخوند ملاقربانعلی انجام شد و حاکم زنجان را شخص خوب و مظلومی نشان می دهد با اینکه این اتفاق به دستور آخوند نبود و مردم خودسرانه منزل حاکم را غارت کرده بودند. کسروی از ناراحتی آخوند از این اقدام مردم و محکوم کردن عاملین آن سخنی به میان نمی آورد.

مرحوم آقای منذر در کتابش این حاکم را معرفی می کند تا خواننده بداند نه تنها مظلوم نیست بلکه ظالم و قسی القلب او است. می گوید: وقتی سعدالدوله حاکم رشت بود، یکی از علمای موجّه شهر را احضار کرد. وقتی او حاضر شد، دستور داد گوش هایش را به دیوار میخکوب کردند! وقتی حاکم چنین کرد، وضع شهر به هم خورد و حکومت مجبور شد او را عزل کند و برادرش را به جای وی منصوب کند. کسروی این مطالب را نقل نمی کند و فقط مطالبی را می آورد که به نفع او است.

در کلّ مطالبی که کسروی نقل می کند، جعلی نیست و فارغ از تحلیل هایش قابل اعتماد است ولی شیوه نگارش و چینش مطالبش به گونه ای است که اغراض باطلش را به خورد مخاطبش می دهد.