دوشنبه ۰۵ مهر ۱۴۰۰

بیانات


پاسبان حریم ولایت


پاسبان حریم ولایت

[به مناسبت هجدهم صفرالمظفر سالروز وفات علامه میرحامد حسین هندی نیشابوری “قدّس سرّه” صاحب کتاب «عبقات الأنوار»(م1306ق)]

نقل کرده‏اند که یک وقت میرحامد حسین مطّلع مى‏شود که در مدینه در کتابخانه یکى از علماى اهل سنّت نسخه منحصر به فرد کتابى که مورد احتیاج ایشان بود، موجود است.

ایشان با اصحاب و مریدهایش به مکّه مى‏رود و پس از انجام مناسک به آنها مى‏گوید که شما مراجعت کنید؛ من باید مدّتى اینجا بمانم. ایشان نزد آن عالم سنّى مى‏رود و نوکر او مى‏شود و به او مى‏گوید که چون من ناراحتى دارم، براى محفوظ ماندن از شرور لازم است که در جایى که قرآن و کتاب قرار دارد، بخوابم. لذا توافق مى‏کنند که ایشان در کتابخانه بخوابد.

در تمام آن مدت میرحامد حسین در نهایت تقیّه رفتار و در حدّ اعلى براى آن عالم سنّى نوکرى مى‏کرد؛ به گونه‏اى که حتى به بچّه آن عالم رسیدگى و او را بغل مى‏کرد و از این قبیل کارها که افراد محترم حاضر به آن نمى‏شوند، منتها وقتى ایشان شبها براى استراحت به کتابخانه مى‏رفت، آن کتاب را که مفصّل هم بوده، جزء جزء استنساخ مى‏کرد. نجّار شیعه‏اى در مدینه بود، او براى میرحامد حسین جعبه‏اى ساخته بود تا ایشان اجزایى را که شبها استنساخ مى‏کرد، در آن قرار دهد. میرحامد حسین هر جزء را که استنساخ مى‏کرد، در آن جعبه قرار مى‏داد. وقتى کتاب تمام شد، از صاحب خانه اجاره گرفت تا به خویشانش سر بزند و او هم اجازه داد.

ایشان آن جعبه را برداشت و سوار کشتى شد. دریا طوفانى بود و جعبه در آب مى‏افتد. میرحامد حسین خودش را در دریا پرت مى‏کند تا جعبه را بگیرد. جعبه را مى‏گیرد و دیگران هم کمک مى‏کنند و ایشان را نجات مى‏دهند. بعداً ایشان به عالم سنّى پیغام مى‏دهد یا به نحوى آن عالم سنّى مطّلع مى‏شود که آن شخص میرحامد حسین بوده و براى به دست آوردن نسخه نوکرى مى‏کرده است عالم سنّى مى‏خواهد میرحامد حسین را تعقیب کند، ولى راجه هندوستان که مرید میرحامد حسین بود، او را حفظ مى‏کند.

سید محمد سعید، نوه میر حامد حسین، یک سفر به قم آمده بود وبا حاج آقاى والد ما دید و بازید داشت. یک بار هم ابتدا به منزل حاج آقاى والد آمده بود. آقاى قوامى، همسایه حاج آقاى ما، میزبان ایشان بود. آقاى قوامى از سید محمد سعید نقل مى‏کرد که الآن همان نسخه موجود است و در گوشه‏هاى آن، اثر آب خوردگى دیده مى‏شود.