دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۰

ویژه نامه


پیامبر رحمت

پیامبر رحمت

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِلْإِسْلَامِ وَ عَلَّمَنَا الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَیْنَا بِمُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)

بدون شک شناخت ابعاد شخصیت عظیم و آسمانی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هرگز برای ما آسان نیست.شخصیتی که خداوند متعال او را در کلام خویش به «خُلق عظیم» می ستاید: «و انّک لَعلی خُلُقٍ عظیم».

از سوی دیگر نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (‏صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) ‏معصومین علیهم السلام می باشند بنابراین بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم‏(صلی الله علیه و آله) ‏مراجعه به سخنان گهربار حضرات معصومین علیهم السلام می باشد. در این نوشتار به اختصار به برخی از فرازهای نورانی صحیفه سجادیه در رابطه با توصیف شخصیت پیامبر ‏(صلی الله علیه و آله) ‏ می پردازیم.

امام سجاد علیه السلام در دعای دوم صحیفه می فرماید:‏

‏« وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِی مَنّ عَلیْنَا بِمُحَمّدٍ نَبِیّهِ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَهِ وَ الْقُرُونِ السّالِفَهِ»‏

حمد مخصوص خدائی است که به وسیله پیامبر اکرم بر ما امت منت گذاشته، احسان کرده. چقدر افتخار کنیم ‏که امت این پیغمبریم، درست است در امم گذشته انبیاء بودند، انبیاء همه شان عزیزند، عظیم اند، بزرگوارند، اما ‏پیغمبر ما آقای پیامبران و سید انبیاست.‏

در دعای دوم چنین می خوانیم:

«اللّهُمّ فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ أَمِینِکَ عَلَى وَحْیِکَ، وَ نَجِیبِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ صَفِیّکَ مِنْ عِبَادِکَ، إِمَامِ الرّحْمَهِ، وَ قَائِدِ الْخَیْرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَکَهِ. کَمَا نَصَبَ لِأَمْرِکَ نَفْسَهُ‏ وَ عَرّضَ فِیکَ لِلْمَکْرُوهِ بَدَنَهُ‏». خدایا، بر محمد صلى الله علیه و آله و سلم درود فرست که امین وحى و نجیب ترین و برگزیده ترین بندگان تو است .او که پیشرو در رحمت و رأفت و خیر، و کلید برکات و خیرات بود و تن و جان خود را در راه اوامر و فرمان تو به رنج انداخت .

در این فراز، امام سجاد علیه السلام پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم را به چند صفت توصیف فرموده که هر یک نکته اى جالب و قابل توجه به شمار مى آید :

– پیامبر امین در وحى الهى است ؛ یعنى آنچه را از خداوند متعال گرفته ، با دقت تمام در چهار مرحله حفظ کرده و به طور صحیح و بدون کم و کاست به مردم تحویل داده است اولا : آنچه حضرت از جبرئیل دریافت نمود، تمام آن چیزى بود که جبرئیل باید تحویل مى داد. ثانیا : آنچه را که دریافت نمود، با دقت تمام حفظ کرد، به طورى که هیچ چیز از آن کم نگردید. ثالثا: آنچه را که به مردم ابلاغ فرمود، تمامى آن چیزى بود که ماءموریت به ابلاغ آن داشت . رابعا : آن گاه که رسالت خود را مى رساند، به بهترین و عالى ترین نوع تبلیغ متوسل گشت و هنرمندانه ترین روش را در دعوت از مردم به کار گرفت .

– دومین صفات رسول گرامى اسلام این بود که ایشان نجیب ترین فرد در بین مردم بود و جملگى او را به این کمال مى شناختند و هیچ گونه نقطه ضعفى در تاریخ زندگى او سراغ نداشتند.

– در بین آن مردم ، او براى رسالت برگزیده شده بود. او هرگز از خود حرفى نداشت و به خودى خود دست به این کار نزد، بلکه مأموریتى الهى داشت . پس آنچه را که حضرت به آن امر فرموده یا از آن نهى کرده، جملگى متن دستور حضرت حق بوده است .

– ایشان امام الرحمه بود؛ یعنى مردم باید به این نکته آگاهى پیدا کنند که آنچه را پیامبر اسلام براى آنان آورده ، تحمیل و بار و مزاحمت نیست ؛ زیرا احکام اسلام هدیه اى عظیم از جانب حضرت حق است که بر مردم نازل گردیده است. پس مردمى که در این جهان و عرصه وسیع هستى قدم گذارده اند، باید توجیه شوند که چگونه در این عالم زندگى کنند و براى ابدیت خود چه فکرى نمایند. شارع مقدس اسلام ، چراغى در ظلمات جهان است و طبیبى است که دارو و درمان خود را به همراه دارد و به هر جا که وارد شود، مرهم جان هاى مریض و خسته است ، و پیامبر اسلام کسى است که مردم را به صلاح دعوت مى کند. خداوند متعال در قرآن کریم آیه ى 107 سوره انبیا فرموده : و ما أرسلناک الا رحمهً للعالمین : و ما نفرستادیم تو را، مگر براى این که رحمت براى اهل عالم باشى .

– قائد الخیر است . قائد به کسى مى گویند که جلودار کاروان است ، راه رفته و مقصد شناس است و در این امر اشتباه نمى کند؛ از پیچ و خم ها آگاه است و در این امر دچار خطا نمى شود. آرى، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله داراى آن چنان عظمتى است که مى تواند کاروان هستى را به منزلگاه حقیقى خود هدایت کند.

– مفتاح البرکه است ؛ یعنى اگر نبود در ِخیرات به روى مردم بسته مى شد و مردم نمى توانستند خیرات را به دست آورند.

– و سرانجام این که پیامبر در این راه خود را به زحمت و مشقت انداخت و هرگز در انجام وظایف کمترین سستى به خود راه نداد.

« وَ کَاشَفَ فِی الدّعَاءِ إِلَیْکَ حَامّتَهُ‏ وَ حَارَبَ فِی رِضَاکَ أُسْرَتَهُ‏ وَ قَطَعَ فِی إِحْیَاءِ دِینِکَ رَحِمَهُ. وَ أَقْصَى الْأَدْنَیْنَ عَلَى جُحُودِهِمْ‏ وَ قَرّبَ الْأَقْصَیْنَ عَلَى اسْتِجَابَتِهِمْ لَکَ » در راه رسالت ، از حامیان و قبیله خود جدا شد و با آنان جنگید و رابطه خود را با آنان قطع نمود و نزدیکان خود را که شرک مى ورزیدند دور ساخت و آنان را که به ظاهر از اهل و عشیره او نبودند به خود نزدیک فرمود.

شرح :

در این فراز، امام علیه السلام به نکاتى اشاره مى فرماید که لازمه وجود یک راهبر راستین و دلسوز است و با رعایت آن ها، بهتر مى تواند مردم را از کج اندیشى ها و کجروى ها نجات داده و به ساحل رستگارى برساند. او هم چنین مى تواند در رفتار و کردار خود، صداقت و حق خود را به مردم ارایه کند و با عمل نیز آنان را به طرف هدایت بخواند؛و آن مسأله آن است که یک رهبر، پس از عرضه صراط مستقیم به مردم، هیچ چیزى را به غیر از آن راه مورد عنایت قرار ندهد و آنچه را که مانع و مزاحم حرکت اوست از سر راه خود بردارد و با آن مبارزه نماید.

در این فراز، امام سجاد علیه السلام پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را با این صفات معرفى مى کند و به خداى متعال عرض مى کند که خدایا! پیامبر تو در راه تبلیغ دین تو با قبیله و عشیره خود – که نسبت به او عاطفه و احساس شدیدى داشتند، او را حمایت مى کردند و از او دفاع مى نمودند – جنگید و از آن ها جدا شد و هرگز احساس قومى و عصبیت عشیره اى مانع آن نشد که دست از دعوت مردم به طرف تو بردارد؛ مبادا که در صراط مستقیم کمترین خدشه اى وارد شود!

« وَ وَالَى فِیکَ الْأَبْعَدِینَ‏ وَ عَادَى فِیکَ الْأَقْرَبِینَ‏ و أَدْأَبَ نَفْسَهُ فِی تَبْلِیغِ رِسَالَتِکَ‏ وَ أَتْعَبَهَا بِالدّعَاءِ إِلَى مِلّتِکَ. وَ شَغَلَهَا بِالنّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِکَ‏ » آنان را که دور بودند و تحت ولایت دین در آمدند به خود نزدیک کرد و نزدیکان مشرک خویش را از خود دور نمود. در راه ابلاغ رسالت تو، خود را به تعب و رنج انداخت و با دعوت مردم و نصیحت آنان در زحمت و مشقت فراوان قرار گرفت .

شرح :

رنج و تعب عمده پیامبر اکرم از آن بود که دوستان و عشیره خود را به جهت کفرشان از خود دور کرده بود. آن ها نیز با اجانب همدست گشته بودند و مجموعا به مخالفت با او مى پرداختند.

امیرالمؤ منین علیه السلام در نهج البلاغه در این زمینه مى فرماید: «خاض الى رضوان الله کلّ غمره و تجرع فیه کلّ غصه و قد تلون له الادنون و تألب علیه الأقصون و خلعت الیه العرب أعنتها و ضربت الى محاربته بطون رواحلها »(نهج البلاغه صبحى صالح ، خطبه 194) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با تمام قدرت به طرف رضایت حضرت حق حرکت مى کرد و در این زمینه، بس جرعه هاى غصه و غم بود که مى نوشید؛ نزدیکان او ثابت قدم نبودند و خود را مى باختند. بسیارى نیز که از اجنبى ها بودند، بر دشمنى او کمر بسته بودند. جماعت عرب از اطاعت او سرباز مى زد و مرکب هاى خود را به سوى جنگ با او حرکت مى داد.

ولى پیامبر اکرم هم چنان نگران این جریان بود و آسودگى در وجود شریفشان راه نداشت ؛ آن چنان که قرآن کریم در آیه 6 سوره کهف خطاب به او مى فرماید : «فلعلک باخع نفسک على آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث أسفا»: گویا مى خواهى در اثر شدت تأثر، جان خود را به جهت ایمان نیاوردن اینان از دست بدهى؟ و نیز در سوره فاطر آیه 8 فرمود : «فلا تذهب نفسک علیهم حسرات ان الله علیم بما یصنعون»: اى پیامبر، آن قدر حسرت و افسوس به خود راه مده که در مرحله از دست رفتن قرار گیرى، زیرا خداى تو به کردار آنان آگاه است .

منابع: نهج البلاغه. بحار الانوار .شرحی بر دعای صحیفه سجادیه(ممدوحی).