یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱


کتابت حدیث سلسله الذهب بر روی کفن

کتابت حدیث سلسله الذهب بر روی کفن

حديث سلسلة الذهب، حديثى است كه از حضرت رضا (علیه السلام) به هنگام ورود ايشان به نيشابور نقل شده و عده ‏كثيرى آن را براى خود نوشته اند. اين حديث با اختلافات ناچيزى مربوط به شرايط و اوضاع و احوال املاء ‏و استملاى آن، در منابع كهنى چون تاريخ نيشابور و توحيد صدوق، عيون اخبار الرضا، امالى، شيخ مفيد، ربيع ‏الابرار زمخشرى، التدوين رافعى، فصول المهمه ابن صباغ مالكى، كشف الغمه اربلى و منابع جديدتر چون ‏كنزالعمال متقى هندى و بحارالانوار علامه مجلسى نقل شده است.‏

در میان منابع روایی عامه، این حدیث با عنوانین متعدّدی مانند حدیث «حصن» و «ایمان» ذکر شده و نسبت به آن اظهار نظرهای شگفت آمیزی شده است. به عنوان نمونه ابن حجر هیثمی به نقل از احمد می گوید: «لو قرئت هذا الاسناد علی مجنون لبریء من جنته.»(ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه ص 205. الاعتصام بحبل الاسلام ص 205) اگر این سند بر دیوانه خوانده شود همانا بهبود می یابد.

ابو نعیم اصفهانی (430هـ)در یک بیان جامع، پیرامون این حدیث چنین می گوید: «هذا حدیثً ثابتً مشهورً بهذا الاسناد من روایة الطاهرین عن آبائهم الطیبین و کان بعض سلفنا من المحدثین اذا روی هذا الاسناد قال لو قرء هذا الاسناد علی مجنون لافاقَ.»(ابو نعیم اصفهانی، حلیه الاولیاء ج3، ص 192)

علامه مجلّسى(اعلی الله مقامه) پس از نقل حديث نوشته است که استاد ابوالقاسم قشيرى گفته است که چون اين حديث با اين سند به اطلاع يکى از پادشاهان سامانى رسيد آن را به زر نوشت و وصيت کرد که آن را همراه او دفن کنند. چون در گذشت به خواب کسى آمد و از او پرسيدند خداوند با تو چه کرد؟ گفت: خداوند به خاطر اقرار و تلفظم به “لا اله الا الله” و تصديق مخلصانه‏ام به نبوت محمد رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و اين که اين حديث را به قصد احترام و بزرگداشت آن به زر نوشته بودم، مرا بخشيد (بحار الانوار، 49/127).

مرحوم صاحب جواهر (قدّس الله سرّه) بعد از نقل این جریان در جواهر الکلام، به نکته قابل توجهی اشاره کرده و می فرماید :

قلت: …. انى كثيرا ما اكتبه في كأس و أمحوه بماء و أضع عليه شيئا من تربة ‏الحسين (عليه السلام) فأرى تأثيره سريعا و الحمد لله، ولي فيه رؤيا عن أمير المؤمنين (عليه السلام) تصدق ‏ذلك ….( جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌4، ص: 227‌)

…من در موارد بسیار زیادی این روایت را بر روی کاسه نوشته و آن را با آب مخلوط کرده و مقداری تربت امام حسین علیه السلام بر روی آن ریخته و تاثیر آن را بسیار سریع مشاهده نموده ام. همچنین من در عالم رویا از امیر المومنین علیه السلام قضیه ای مشاهده نمودم که این داستان را تصدیق می کند . …

از سوی دیگر همچنین مرحوم صاحب جواهر و برخی دیگر از فقهاء کتابت این روایت شریف بر روی کفن را در بحث مستحبات کفن ذکر کرده اند.(نجاه العباد ص 18)

مرحوم سید محمد کاظم یزدی (قدّس الله سرّه) نیز در «العروه الوثقی» در بخش مستحبات کفن چنین می نویسد :

مناسب است نوشتن سند حدیث معروف به سلسله الذهب (العروة الوثقى، ج‌1، ص: 412)

اما متن روایت :

مرحوم شیخ صدوق این روایت را در کتب مختلف خودشان آورده و برای آن چندین سند ذکر می نمایند. تنها در کتاب توحید برای این روایت سه سند دارند که ما تنها به یکی از آنها اشاره می کنیم:

حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رضی الله عنه ، قال : حدثنا أبو الحسین محمد بن جعفر الأسدی ، قال : حدثنا محمد بن الحسین الصوفی ، قال : حدثنا یوسف ابن عقیل ، عن إسحاق بن راهویه ، قال : لما وافى أبو الحسن الرضا علیه السلام بنیسابور وأراد أن یخرج منها إلى المأمون اجتمع إلیه أصحاب الحدیث فقالوا له : یا ابن رسول الله ترحل عنا ولا تحدثنا بحدیث فنستفیده منك ؟ وكان قد قعد فی العماریة ، فأطلع رأسه وقال : سمعت أبی موسى بن جعفر یقول : سمعت أبی جعفر بن محمد یقول : سمعت أبی محمد بن علی یقول : سمعت أبی علی بن الحسین یقول : سمعت أبی الحسین ابن علی بن أبی طالب یقول : سمعت أبی أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب یقول : سمعت رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم یقول : سمعت جبرئیل یقول : سمعت الله جل جلاله یقول : لا إله إلا الله حصنی فمن دخل أمن من عذابی . قال : فلما مرت الراحلة نادانا . بشروطها وأنا من شروطها .

قال مصنف هذا الكتاب : من شروطها الاقرار للرضا علیه السلام بأنه إمام من قبل الله عز وجل على العباد ، مفترض الطاعة علیهم . (توحید شیخ صدوق .ص 25)

وقتی امام رضا علیه السلام به نیشابور رسیده و خواستند که از آنجا به سوی مامون بروند، اهل حدیث دور ایشان گرد آمده و عرض کردند : ای فرزند رسول خدا ، از اینجا می روی و به ما حدیثی نمی گویی تا به وسیله شما از آن حدیث استفاده ببریم؟ حضرت در عماره( کجاوه شتر) نشسته بودند . پس سر خود را بیرون آورده و فرمودند از پدرم موسی بن جعفر شنیدم که می گفت : از پدرم جعفر بن محمد شنیدم که می گفت : از پدرم محمد بن علی شنیدم که می گفت : از پدرم علی بن الحسین شنیدم که می گفت : از پدرم حسین بن علی بن أبی طالب شنیدم که می گفت : از پدرم امیر مومنان شنیدم که می گفت : از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که می گفت : از جبرئیل شنیدم که می گفت : از خداوند جل جلاله شنیدم که می فرمود : لا اله الا الله دژ مستحکم من است، پس هرکس که داخل آن شود از عذاب من ایمن است. پس وقتی که قافله به راه افتاد، ما را صدا زده فرمودند: البته ( این مطلب و ایمنی از عذاب) با شرائط خودش است و من هم از شرائط آن هستم.

مصنف این کتاب ( شیخ صدوق) می گوید : از شروط ایمنی از عذاب اقرار به این است که حضرت امام رضا علیه السلام ، امام است از طرف خداوند بر بندگانش و اطاعت او بر ایشان لازم است.