یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰

بیانات


کتاب «الإمامه و التبصره» و نقل بحارالأنوار از آن


کتاب «الإمامه و التبصره» و نقل بحارالأنوار از آن

سید عبد الحجت بلاغی که در صدد تألیف شرح حال جامعی برای مجلسی‌ها بود، نامه‌هایی به مراجع عصرنوشته و از آنها خواسته بود نظرشان را در این باره بنویسند.[1]

مرحوم آقای حجّت در جواب نامه مطالب مفصّل و خوبی در باره خصوصیات بحار الأنوار نوشت. آقای دوانی متن جواب آقای حجت را در مفاخر اسلام (ج۸، ص179-182) نقل کرده است. آقای حجت در آنجا نوشته است: «… و عجیب‌تر از آن کتاب الإمامه و التبصره است که نسبت به علی بابویه داده، با اینکه سند کتاب مساعد نیست، بلکه این کتاب جامع الأحادیث علی بن أحمد بن جعفر قمی مؤلّف کتاب العروس است».

نسخه‌ای که به عنوان الإمامه و التبصره در اختیار مجلسی بوده، به دست آقای آسید محمد علی روضاتی رسیده است و من هم خیلی وقت پیش آن را دیدم. با ملاحظه نسخه مذکور اشکال مرحوم آقای حجت حل می‌شود. نسخه مجلسی در واقع دو نسخه است: یکی نسخه ناقص الآخر الإمامه و التبصره از ابن بابویه و دیگری نسخه ناقص الأول جامع الأحادیث ایلاقی، که به صورت کتاب تجلید شده است.

مرحوم مجلسی به این نکته توجّه داشته است که دو کتاب در یک مجلّد تجلید شده است، لذا در مقدمه بحار الأنوار (ج۱، ص۶) نوشته است:

و کتاب الإمامه و التبصره من الحیره للشیخ الأجلّ أبی الحسن علی بن حسین بن موسی بن بابویه والد الصدوق(طیب الله تربتها) و أصل آخر منه أو من غیره من القدماء المعاصرین له، و یظهر من بعض القرائن أنّه تألیف الشیخ الثقه الجلیل هارون بن موسی التلعکبری(رحمه الله).

مرحوم مجلسی مؤلف و نام کتاب دیگر را نشناخته بود ولی اجمالاً فهمیده بود کتابی است از یکی از قدماء.

در تألیف بحار الأنوار اصحاب مجلسی به وی کمک می‌کردند و او بر کارشان اشراف داشت و دستور می‌داد که چه کنند. چون مرحوم مجلسی به این نکته تفطّن داشت، موقعی که خودش از قسمت دوم نقل می‌کرد، می‌نوشت که در اصلی از اصول قدماء چنین نقل شده است ولی اصحاب مجلسی از آن نقل می‌کردند، چون روی کتاب «الإمامه و التبصره تألیف علی بن بابویه قمی» نوشته شده بود، با این عنوان از آن نقل می‌کردند. پس این تصوّر حاجی نوری،[2] شیخ آقابزرگ[3] و آقای حجت که کتاب الإمامه و التبصره به دست مرحوم مجلسی نرسیده است، اشتباه است. اسناد احادیثی که مجلسی از قمست اولی نسخه‌اش نقل کرده است، با اسناد علی بن بابویه مطابق است و فرمایش آقای حجّت در باره عدم تطبیق اسناد کتاب با مشایخ ابن بابویه در باره قسمت دوم کتاب صحیح است.[4]

البته پس از آن که کتاب جامع الأحادیث ایلاقی به دستور آقای بروجردی تحقیق و چاپ شد، هویت قسمت دوم نسخه مجلسی روشن گردید.[5]

ایلاقی از مشایخ صدوق است. وی به ایلاق می‌رفت و در آنجا از ایلاقی سماع حدیث می‌کرد.

(شب دهم ماه رمضان 1429)


[1]. مرحوم آقای دوانی در باره سید عبد الحجت بلاغی و انگیزه وی از این کار در پانوشت صفحه 182 مجلد هشتم مفاخر اسلام نوشته است: «نظریه مرحوم آیه الله حجت به خط استاد علّامه فقید و فیلسوف شهیر مرحوم سید محمد حسین علّامه طباطبایی ق در کتاب مقامات العرفاء نوشته سید عبد الحجه بلاغی چاپ شده است، یعنی املاء آن از مرحوم آیه الله حجت و نوشته از علّامه طباطبایی است.

سید عبد الحجّه بلاغی نامه‌هایی به مراجع عصر نوشته بود که چون در صدد است شرح حال کامل مجلسی‌ها را بنویسد، هر نظری دارند ابراز کنند. هیچ کدام به وی – که و لو عمامه به سر بود ولی چون بوی درویشی می‌داد و بعدها دعوی قطبیت کرد و خود را حجّت علیشاه نامید – جوابی نداده‌اند که وی بتواند از آن استفاده کند، جز آیه الله حجت که از وضع او خبر نداشته است. او هم زندگی مجلسی‌ها را ننوشت و فقط از این نامه در کتابش که راجع به درویشان است، سوء استفاده کرد».

[2]. عبارت حاجی نوری در خاتمه مستدرک ج۳، ص 282-283، ط جدید این است:

«قال فی البحار فی جمله ما کان عنده من المؤلّفات: « و کتاب الإمامه و التبصره من الحیره للشیخ الأجلّ أبی الحسن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه …» و نحن لم نعثر علی هذا الکتاب، و نقلنا منه جمله من الأخبار بتوسط البحار، و نسبناه إلی إبی الحسن علی تبعاً للعلّامه المجلسی، و لکن فی نفسه منه شیء، فإنّه و إن عد النجاشی و الشیخ ابن شهرآشوب من مؤلّفاته کتاب «الإمامه و التبصره من الحیره» الّا أنّ فی کون ما کان عنده هو الذی عدّ من مؤلّفاته نظر، فإنّه یروی فی هذا الکتاب عن أبی محمد هارون بن موسی التلعکبری – الذی هو من مشایخ المفید – ، و عن أحمد بن علی عن محمد بن الحسن – و الظاهر أنّه ابن الولید – عن محمد بن الحسن الصفار، و عن سهل بن أحمد الدیباجی عن محمد بن محمد الأشعث، إلی غیر ذلک ممّا ینافی طبقته، و إن أمکن التکلف فی بعضها، إلاّ أنّ ملاحظه الجمیع تورث الظن القوی بعدم کونه منه، و الله العالم».

[3]. شیخ آقابزرگ در الذریعه ج2، ص 341، شماره 1360 نوشته است:

الإمامه و التبصره من الحیره: للصدوق الأوّل … و أمّا الإمامه فلم نعثر علیه و هو غیر ما ینقل عنه فی البحار. و در صفحه 342 (رقم 1361) نوشته است:

«الإمامه و التبصره من الحیره: لبعض قدماء الأصحاب المعاصرین للشیخ الصدوق، کانت من نسخه منه عند العلّامه المجلسی، و هو من مآخذ البحار، ینقل عنه فیه. و لم یکن عند شیخنا العلامه النوری، و لذا صرّح فی أوّل خاتمه المستدرک بأنّه ممّا ینقل عنه بالواسطه. و أکثر العلّامه المجلسی من النقل عنه فی مجلّدی السادس عشر و السابع عشر من البحار ناسباً له إلی أبی الحسن علی بن الحسین والد الصدوق الذی مرّ أنّه نسب النجاشی کتاب الإمامه و التبصره إلیه. و لکن بالرجوع الی إلی سند روایات هذا الکتاب التی نقلها العلامه المجلسی عنه فی البحار یحصل الجزم بأنّه لیس هذا الکتاب لوالد الصدوق، لأنّه یروی مؤلّفه فیه عن أبی محمد هارون بن موسی التلعبکری – المتوفّی سنه 385-، و عن أبی المفضّل محمد بن عبد الله الشیبانی – المتوفّی سنه 378-، و عن الحسن بن حمزه العلوی و عن سهل بن أحمد الدیباجی – المتوفّی بعد سنه 370 -، و عن أحمد بن علی الراوی عن محمد بن الحسن بن الولید الذی توفّی سنه 343، فکیف یکون من یروی عن هؤلاء المشایخ المتأخّرین هو والد الصدوق الذی توفّی سنه 329؟ فإنّ روایه المتقدم عصراً من المتأخّر و إن وقعت فی أحادیثنا لکن المقام لیس منها بشهاده أنّ الشیخ الصدوق مع إکثاره فی الروایه عن أبیه فی جمیع تصانیفه بل جلّ روایاته فی تلک التصانیف الکثیره عن والده لم یذکر و لا روایه واحده لأبیه عن أحد من هؤلاء المشایخ الذین مرّ ذکرهم ممّن یروی مؤلف الإمامه و التبصره عنهم غالباً فیه».

[4]. یکی از روایاتی که در بحار الأنوار از بخش دوم نسخه نقل شده و به الإمامه و التبصره اسناد داده شده است، این است:

«کتاب الإمامه و التبصره: عن هارون بن موسی، عن محمد بن علی، عن محمد بن الحسین، عن علی بن أسباط۷ عن ابن فضّال، عن الصادق، عن ابیه، عن آبائه ع عن النبی صلی الله علیه و آله قال: شرار امتی عزّابها»؛ بحار الأنوار، ج100، ص222، ح42.

[5]. نیز رک: مقدمه الإمامه و التبصره، ص101.