چهارشنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۰

کتاب الاعتکاف سال 90


کتاب الاعتکاف/ سال اول 90/12/20 وجوب یا عدم وجوب اغتسال معتکف درمسجد

باسمه تعالی

کتاب الاعتکاف/ سال اول: شماره 33 تاریخ: 90/12/20

وجوب یا عدم وجوب اغتسال معتکف درمسجد

مسئله اغتسال معتکفی که جنب شده است، برای اغتسال گفته­اند: در بیرون از مسجد جایز است. فتاوای قدماء هم دراین مطلب زیاد است. در عروه تعبیر این است که احتیاط دراین است که در خود مسجد شخص غسل کند و خارج نشود. آقایان حواشی زیادی در این جا دارند. و ما این را بحث کاملی نکردیم و می­خواهیم یک مقداری بیشتر بحث کنیم. یک مرتبه در مسجد الحرام و مسجد النبی که حتی مرور از آنجا هم در حال جنابت جایز نیست معتکف بوده و جنوب شده است. یک مرتبه فرض مسئله است. یک مرتبه هم در سایر مساجد اعتکاف کرده است. چون بحث اختصاص به این دو مسجد ندارد و روی همه مبانی دو مسجد دیگر یا سه مسجد دیگر یا بیشتر، مساجد دیگری هم هستند.

در مسجد الحرام و مسجد النبی که مرور جنب هم در آن­ها اشکال دارد، در این جا بعضی از آقایان می‌فرمایند: اگر شخص محتلم شد باید فوری تیمم بکند. تیممی که مقدمه برای خروج از مسجد باشد و در بیرون غسل کند. اثر آن فقط مجوز عبور از مسجد است. چون مرور هم مبغوض شرع بوده است نسبت مسجدین، مانند مکثش که در جاهای دیگر هم حرام است. این تیمم مقدمه است برای این که خارج از مسجد غسل کند. این را بعضی از آقایان دارند. البته به نظر ما تیمم با خاک باید باشد وبا سنگ و امثال آن جایز نیست، ولی مشهور می‌گویند: با سنگ هم می‌شود تیمم کرد. ما علی المشهور را بحث می‌کنیم که با سنگ هم بشود تیمم کرد و خارج شد از مسجد الحرام یا مسجد النبی.

فروض ممکن در مسئله تیمم.

فرض اول: این در فرضی است که مقداری که تیمم طول می‌کشد بیشترنباشد از آن مقداری که شخص بی‌تیمم خارج می‌شود. اگر کسی که در آنجا بوده و حالت جنابت برایش حادث شده است و نزدیک در مسجد است، اگر این بخواهد تیمم کند مقدار تیمم‌اش بیشتر از آن است که بی‌تیمم خارج بشود، چون او در مدتی که تیمم می کند، جنب است و وقتی تیمم تمام شد، آن گاه حکم رفع جنابت برای شخص می‌شود کرد. پس اگر زودتر توانست خارج بشود، این مقدم است و مجوزی برای تیمم نیست. مثلا طبق عرض ما که خاک باید باشد وخاک پیدا نمی‌شود _ یا مثل این زمان که همه جا را فرش می کنند و او بخواهد فرش ها را زیر و رو کند طول می کشد _ این گونه مواردی که مقدار تیمم طول می کشد باید دید این تیمم صحیح چه مقدار طول می کشد، آن را باید معیار قرار بدهیم. اگر کمتر باشد، وظیفه تیمم است.

فرض دوم: شخص بداند مقدار تیمم بیشتر از این نیست که بی‌تیمم خارج بشود و احتمال می‌دهد که مقدار تیمم کم­تر باشد، در این صورت وظیفه این است که تیمم بکند. برای این که اگر به طور یقین برای انسان اجتناب از مبغوض مولا ممکن نشد احتمال مقدم است بر صورتی که انسان قطع پیدا کند بر این که مبغوض مولا حاصل خواهد شد، چون در این صورت اگر تیمم نکند جنباً خارج شده است؛ اما اگرتیمم بکند احتمال هست که یک مقداری زودتر خارج شده باشد[از مبغوضیت مولا]، و احتمال این که زودتر خارج بشود، منجز است در این گونه مواردی که راجع به مبغوضیت مولا است.فرض سوم: عبارت از این است که هم احتمال می‌دهد مقدار تیمم بیشتر طول بکشد و هم احتمال می‌دهد کم­تر طول بکشد. در این صورت، اگر کم­تر طول کشیدن مظنون باشد و ظنّش این است که اگر تیمم بکند کم­تر طول می‌کشد و مقدار مکث کم تر می‌شود، در این جا ظنّ معتبر است و باید این را اختیار کند. اما اگر چنین ظنّی نداشت یا ظنّ داشت به این که مقدار تیمم بیشتر می‌شود یا این که مساوی باشند از نظر احتمال هر دو طرف، در این صورت اگر هر دو طرف مدتش مساوی باشند، دیگر وجهی برای تیمم نیست. چون تیمم از باب ناچاری بود والا وجهی برای چنین تیممی نیست و باید بی‌تیمم خارج بشود و بعد غسل کند. این فروضی است در این مسئله در باب مسجدین، مسجد الحرام و مسجد النبی.[1][2]

اما درغیر مسجدین _ که آقایان می‌فرمایند لبثش در آنجا حرام است و مرور در آن حرام نیست _ مرور طبق ﴿إِلاّ عابِری سَبیلٍ﴾ که در قرآن هست استثنا شده است. در این جا صور متعددی هست که بعضی از آن­ها مورد شک است که آیا این استثنا شاملش می‌شود و یا نمی‌شود. صورت اول این است که انسان در مسیرش داخل می‌شود و خارج می‌شود. در این صورت مورد استثنا دخول و خروجی است که از یک در می‌آید و از در دیگری خارج می‌شود. صورت دوم این است که از همان یک در وارد می‌شود و از همان در خارج می‌شود. مثلا انسانی که می‌خواهد یک دیدنی از ساختمان مسجد بکند، می‌چرخد و دور می زند مارّاً ومکثی هم نمی‌کند و از همان دری که وارد شده بود خارج می شود. یا مثلا دنبال کسی می‌گردد و می‌خواهد او را در داخل مسجد پیدا کند، می‌چرخد و دور می زند مارّاً و از همان دری که داخل شده است، خارج می‌شود. صورت سوم این است که دخولش در مسجد بود و در مسجد بود تا این که در آن­جا جنب شد و می‌خواهد از مسجد خارج بشود مارّاً. صورت چهارم این است که همان جا مارّاً هست ولی این مرور مقدمه خروج نیست. مرور هست ولی نه مروری که از مسجد خارج بشود. این­ها صور متعددی برای مرور هستند.

اگر گفتیم مرور مطلقا در مقابل مکث است _ در غیر مسجدین _ در همه فروض مرور برای جنب مجاز می شود و مبغوضی برای مولا وجود ندارد. این مطلب اگر مفروض شد، شخص اگر جنب شد اگر بتواند در حال مرور غسل کند غسلش صحیح است؛ چون گاهی ممکن است آبی باشد وانسا ن سریع بتواند از زیرش ردّ بشود وغسل کند _ البته در مرور سرعت به حسب ظاهر معتبر نیست و این از اطلاق آیه شریفه چنین استفاده می‌شود. البته از آرامی غیر متعارف آیه شریفه انصراف دارد و لازم هم نیست سرعت بگیرد که غیر متعارف است _ چنین شخصی قهراً وقتی که غسل انجام داد دیگر از مسجد نمی‌تواند بیرون برود، برای این که مجوز خروج معتکف این بود که برود و غسل کند و او غسل کرده است. در این صورت شخصی که اعتکاف کرده است مرورش مقدمه برای خروج مسجد نیست. اگر ما مطلقا گفتیم بر این که مرور برای جنب مبغوض شرع نیست ولو مروری که مقدمه برای خروج نباشد، قهراً چنین شخصی در حال مرور غسل می‌کند و غسلش هم صحیح است و از مسجد هم خارج نمی‌شود.[3]

اما اگرمطلق مرور را کافی ندانیم و بگوییم: مارّاً مرور می‌کند و از آن طرف مسجد خارج می‌شود ­_ یا از در اول یا در دیگر که مورد بحث است _ و مروری است که مقدمه برای خروج است، دراین صورت قهراً یک چنین غسلی در حال مرور عدم مبغوضیت­اش برای مولا ثابت نیست. اگر غسل هم بکند، چون مقدمه خروج نیست پس مبغوض مولا حاصل است باید این زودتر خارج بشود در بیرون اغتسال انجام بدهد. برای اینکه این اغتسال مانع مبغوض مولا نمی‌شود. آن که مانع مبغوضیت می‌شود، مروری است که مرور کند و خارج بشود­. در حالی که اگر مرور بکندوغسل کند _ اگر صحیح باشد _ نباید خارج بشود. این در صورتی است که مرور علی وجه الاطلاق را نگفته باشیم که مصححی برای غسل نخواهد بود واین شخص باید برود وغسل را در بیرون انجام بدهد.[4][5][6]

کلمات برخی از این بزرگان در این مسئله:

در«و لا یجب الاغتسال فی المسجد»، آقای آل یاسین یک حاشیه‌ای دارد وآقای کاشف الغطاء هم یک حاشیه، لیکن حاشیه آقای آل­یاسین صحیح‌تر است. متن تعبیر می‌کند: اغتسال در مسجد واجب نیست اگر­ چه احتیاط استحبابی در اغتسال در مسجد است: «و لا یجب الاغتسال فی المسجد و إن أمکن من دون تلویث و إن کان أحوط». ایشان واجب نمی‌داند ولی احتیاط استحبابی را قائل است در اغتسال. سید احتیاط کرده است در در اتیان ولی مرحوم کاشف الغطاء می‌فرمایند: «بل و لا یجوز» که این شخص در مسجد بماند جنبا، «إلّا إذا کان زمان الغسل أقلّ من زمن الخروج»: مگر این که زمان غسل کم­تر از زمان خروج باشد. در این صورت باید بماند و غسل بکند تا کم­تر درنگ کرده باشد در مسجد. ایشان دیگر بین مسجدین و غیر مسجدین فرقی ذکر نکرده است. و بسیاری دیگر هم چیزی ذکر نکرده اند.

مرحوم آل یاسین همین مطلب را کاملش را ذکر کرده است. چون مرحوم کاشف الغطاء تعبیر می‌کنند: جایز نیست در این در مسجد بماند و غسل کند مگر زمانی که مقدار غسل اقل از زمان خروج باشد. این تعبیر ایشان کامل نیست چون اگر زمان غسل با زمان خروج مساوی باشند و اقل نباشد، چنین شخص معتکفی مجوز برای خروج از مسجد را ندارد. چون این خروج از مسجد برای این است که مبغوض مولا کم­تر حاصل بشود و برای همین ازاعتکاف خارج می‌شود ولی اگر مساوی باشد، این باید در خود مسجد بماند و غسلش را در مسجد بکند. این کلام آقای کاشف الغطاء است که فقط اقل را استثنا کرده است و درست نیست. ولی مرحوم آقای آل یاسین از این جهت تعبیر خوبی دارد. ایشان دارد: «بل قد یجب». ایشان مرحوم سید احتیاط استحبابی کرده است ولی ایشان می‌فرمایند: در بعضی از موارد فتوا به وجوب ماندن در مسجد است و بعضی از موارد فتوا بر عدم جواز است. می فرماید: «بل قد یجب کما لو کان زمن الاغتسال فیه مساویاً لزمن الخروج أو أقصر منه». اما اگر این زمان اغتسال بیشتر طول می‌شود، وظیفه دارد که زودتر از مسجد خارج بشود و برود غسل را در خارج از مسجد انجام بدهد. این حاشیه مرحوم آل یاسین است که هیچ اسمی از مسجدین در کلام این دو بزرگوار نیست. اما آقای بروجردی بین مسجدین و سایر مساجد فرق گذاشته و می فرماید: «بل و لا یجوز للجنب فی المسجدین مطلقاً»، یعنی کسی که در مسجد الحرام و مسجد النبی جنب شده است، بخواهد در آنجا غسل کند ،چه مستلزم مکث باشد و چه مستلزم مکث نباشد، چون مطلقش مبغوض است جایز نیست غسل کند و باید خارج بشود و در بیرون غسل کند. «و فی غیرهما إذا توقّف علی المکث»: در غیر مسجدین اگر بخواهد غسل بکند، متوقف بر مکث باشد، این جایز نیست. اما اگر بدون مکث بتواند غسل بکند موظف است که این غسل را بکند و خارج نشود.

مرحوم آقای خوانساری، آقا سید احمد خوانساری، عین عبارت آقای بروجردی را بدون یک کلمه کم و زیاد، همان تعبیر را کرده­اند. یکی از علائم وارستگی ایشان همین است که وقتی مطلبی را می‌بیند که در کتاب های دیگر درست نوشته است، عین همان را تعبیر می‌کند. اگر چه دیگران بگویند: از دیگری اخذ کرده و تابع شده است! برای این گونه اشخاص این هواها مانع نیست. ولی بعضی‌ وقتی که مطلبی را از دیگران اخذ می­کنند، عبارت یا لفظ را تغییر می‌دهند تا اشخاص خیال کنند این ابتکار خود او بوده است! ایشان را من در خیلی از موارد دیده­ام که عین تعابیر آقای بروجردی آورده است. این روی وارستگی خاصی که ایشان داشتند بوده است. خلاصه ایشان هیچ تغییری در کلام آقای بروجردی نداده است.

مثل آقای حکیم توجهی به این که گاهی در مسجدین است و گاهی در غیر مسجدین و این که در مسجدین مرور هم اشکال دارد، به این در کلام ایشان توجهی نشده است و این طور استثنا کرده است: «بل لا یجوز فیما إذا لزم اللبث المحرّم»، یعنی اگر بخواهد در مسجد غسل بکند مستلزم لبث است و مستلزم لبث محرم است و این جایز نیست. ایشان دیگر تفکیک نکرده اند بین مسجدین و سائر مساجد. این‌هم حاشیه آقای حکیم است.

آقای گلپایگانی یک حاشیه‌ای دارند که تقریباً اگر درست باشد ردّ این­ها است. هم ایشان و هم مرحوم آقای خمینی (ه) هر دو تیمم را گفته­اند که اگر در مسجدین باشد باید تیمم بکند و خارج بشود. البته تیمم گاهی ممکن است وقتش بیشتر طول بکشد تا این که بی ‌تیمم بخواهد خارج بشود، این تفصیل را این دو بزرگوار قائل نشده اند.

مرحوم آقای خمینی فرموده­اند: «بل لا یجوز فی المسجدین _ یعنی‌ غسل جایز نیست _ و یجب علیه التیمّم». البته این تیمم راما عرض می‌کنیم که باید خاک باشد ممکن است پیدا شدنش گاهی طول بکشد یا پیدا نشود، اما طبق فرمایش دیگران ممکن است تیمم ولو روی سنگ فراهم نشود، روی فرش که پهن شده است در مسجدین، ممکن است تیمم کم­تر وقت ببرد از غسل. در این صورت تیمم باید انجام بدهد. «بل لا یجوز فی المسجدین و یجب علیه التیمّم و الخروج للاغتسال و لا یجوز فی غیرهما مع استلزام اللبث»؛ یعنی در غیر مسجدین غسل جایز نیست اگر غسل مستلزم لبث باشد جایز نیست و باید بیرون مسجد غسل کند.

فرمایش آقای گلپایگانی یک چیز اضافه­ای که ناظر به این مطالب هم هست دارد: «بل لا یجوز فیتیمّم فوراً و یخرج من المسجدین»؛ یعنی: فوری تیمم ‌کند و از مسجدین خارج ‌شود. ما عرض کردیم: باید مقدار را حساب کرد. گاهی جایی که انسان قرار گرفته است کنار در است مثلا، در این صورت انسان اگر تیمم بکند طول می کشد در حالی که خروج بی‌تیمم زودتر ازآن است، در این­ جا، جای تیمم نیست. «بل لا یجوز فیتیمّم فوراً و یخرج من المسجدین و فی غیرهما یخرج بلا تیمّم و إن تمکّن من الغسل بلا لبث علی الأصحّ»؛ یعنی: این شخص بدون تیمم خارج بشود اگرچه می‌توانست غسل بکند و غسل هم مستلزم لبث نبود و در حال حرکت انجام می گرفت، ولی غسل نکند و بی‌غسل خارج بشود.

علت این را هم خیال می‌کنم شاید این باشد که نظر ایشان همان باشد که ما قبلاً اشاره کردیم. آن این است که اگر شخص بخواهد آن مروری که مجاز است و مقدمه برای خروج است آن را انجام دهد، چون کسی که متمکن از غسل است _ اگر غسلش صحیح باشد _ وظیفه صحیح بوده است و این مقدمه برای خروج نخواهد بود ولو در حال مرور انجام ‌دهد، ولی مروری است که نمی‌تواند بعداً خارج بشود چون غسلش صحیح است. پس ایشان خواسته­اند بگویند: در این جا غسل صحیح نیست، چون به حساب غسلی صحیح است که مقدمه خروج باشد، چون مروری مبغوض مولا نیست که مقدمه خروج باشد و این غسل اگر صحیح باشد مرورش مرور مخرج نیست، بنابراین غسل صحیح نخواهد بود و باید بی‌غسل خارج بشود و دربیرون غسل انجام بدهد. این را ایشان روی این مبنا، «علی الأصح» تعبیر می‌کنند.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»


[1]. (پرسش:…پاسخ استاد:) در این جا روایتی ندارد واین روی قواعد است. ﴿لَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیدًا طَیِّبًا﴾ را می‌گویند: اگر یک چیز لازمی و واجبی از بین رفت، مصداق برای عدم وجدان است و آن را روی این تطبیق می‌کنند.

[2] . (پرسش:…پاسخ استاد:) اصل تیمم چقدر طول می‌کشد و بی‌تیمم بخواهد فوری خارج بشود چقدر طول می‌شود، این دو را باهم مقایسه می‌کنیم. یک مرتبه این است تیمم کم­تر وقت می‌برد یا بیشتر نیست و احتمال کمتر هست یا احتمال طرفینی… و ظنّ داریم بر این که تیمم کم­تر است، در صورت تیمم مشروع است و باید تیمم بکند و خارج شود. اما در غیر این صورت اصلاً تیمم مشروعیت ندارد.

[3] (پرسش:…پاسخ استاد:) البته این حق ندارد که غسل نکند چون جنب شده است وبودنش در حالت جنابت در مسجد مبغوض شرع است. باید اگر مقدور باشد با آب غسل کند واگر آب نباشد باید تیمم بکند

[4] (پرسش:…پاسخ استاد:) به اعتکافش ایرادی وارد نمی کند. آن یک بحث دیگری است. اعتکاف هم چون قصد قربت می‌خواهد اعتکافش هم مشکل می شود مگر غفلت کند که آن یک بحث دیگری است. به مقدار ضرورت اگر البته اشکالی ندارد ولی اگر بخواهد یک مقداری آرام آرام خارج بشود اعتکافش هم باطل است.

[5] (پرسش:…پاسخ استاد:) اما اگرمرور را کافی ندانیم این غسل مقدمه است برای این که در مسجد جنباً نباشد و مبغوض حاصل نشود؛ در اینجا باید حساب بکند ببیند غسل بجا بیاورد زودتر جنابتش رفع می‌شود یا خارج بخواهد برود، چون هر مقداری که شخص در حال جنب بخواهد در مسجد بماند تقلیلش لازم است.

[6] (پرسش:…پاسخ استاد:) مروری که نتیجه اش این است که ما خارج نشویم، چنین مروری فایده ای ندارد و چه بایستد وچه مرور بکند حکم واحد را دارند و تفاوتی ندارند.