چهارشنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۰

کتاب الاعتکاف سال 90


کتاب الاعتکاف/ سال اول 91/02/12 لزوم ضمیمه شدن یک روز در اعتکاف نذری پنج روزه

باسمه تعالی

کتاب الاعتکاف/ سال اول: شماره 54 تاریخ: 91/02/12

لزوم ضمیمه شدن یک روز در اعتکاف نذری پنج روزه

«لو نذر اعتکاف خمسه أیام وجب أن یضم إلیها سادسا‌ً سواء تابع أو فرق بین الثلاثتین». ایشان می‌فرماید اگر کسی نذر کرده بود که پنج روز صحیح را روزه بگیرد، (نه به صورتی که شرط کرده باشد بیشتر نشود و بشرط لا باشد) یک روز دیگر را باید ضمیمه بکند تا شش روز بشود. اینجا دو صورت داریم: یک صورت این است که سه روز را بجا آورد و با فاصله آن دو روز دیگر را بجا بیاورد. (مورد نذر اعم از متصل و منفصل است) در این صورت باید یک روز به آن دو روز ضمیمه بشود. این صورت روشن است، اما صورت دوم این است که پنج روز را به صورت متصل بجا بیاورد که این صورت به وضوح صورت قبلی نیست که لازم باشد یک روز را ضمیمه بکند. ظاهراً مشهور بین آقایان این است که باید یک روز ضمیمه بشود، ولی شهید ثانی در لمعه به «قیل» نسبت می‌دهد که لازم نیست وقتی پنج روز را به صورت متصل بجا می‌آورد، یک روز ضمیمه بشود. ایشان قائل را ذکر نمی‌کند، ولی می‌فرمایند که مصنف ـ شهید اول ـ در بعضی از تحقیقاتش به این مطلب مایل شده است. البته بنده دو کتاب دروس و غایه‌المراد شهید اول را که بررسی کردم، در آنجا این مطلب بیان نشده بود. ایشان ذکر نکرده است که در کدام کتاب شهید اول این مطلب بیان شده است. ایشان می‌فرماید که شهید اول مایل به این شده که بین منذور و مندوب فاصله است. اگر اعتکاف مندوب بود و پنج روز را به صورت متصل بجا آورد، باید یک روز ضمیمه بکند، اما اگر نذری بود لازم نیست که یک روز ضمیمه بشود.

بحث در این است که وجه این مطلب چیست که دراعتکاف منذور ضمیمه کردن یک روز واجب نیست. آقای خوئی هم می‌فرمایند که: «و عن الأردبیلی: عدم وجوب ضمّ السادس لوجهین»، البته این سهو قلم است، زیرا اردبیلی در مجمع‌الفائده فرموده که «لا یبعد وجوب ضم». این نظر محقق اردبیلی است.

در مستمسک این مطلب را از محقق قمی نقل کرده است. (که البته خودش هم ندیده است) این مطلب در کتاب غنائم ـ که مال خود میرزای قمی است ـ بیان شده است. محقق قمی دو وجه برای عدم لزوم ضمیمه کردن روز ششم بیان کرده است: وجه اول اینکه آن دلیلی که قائم بود که اگر اعتکاف پنج روز بود، باید یک روز به آن ضمیمه بکنیم، مخصوص اعتکاف مندوب است، چون می‌گوید که اگر روز پنجم نشده است، می‌تواند خارج بشود و مشکلی هم ندارد، منتهی اگر روز پنجم شد، دیگر حق خروج ندارد. پس معلوم می‌شود که اعتکاف مندوب فرض شده است و اگر مندوب یک حکمی داشت، ما نمی‌توانیم به واجب تعدی بکنیم و بگوییم که در منذور هم همین حکم وجود دارد.

یک تعبدی نسبت به اعتکاف مندوب بوده است و ما نمی‌توانیم الغاء خصوصیت کرده و در منذور هم آن حکم را جاری بکنیم. پس در اعتکاف مندوب ضمیمه کردن روز ششم لازم است، ولی در منذور چنین لزومی وجود ندارد. این یک وجه است.

وجه دوم عبارت از این است که در اعتکاف مندوب، با بجا آوردن سه روز اعتکاف محقق می‌شود و دلیلی نداریم که آن دور روز بعدی متمم سه روز اول باشد، پس آن دو روز بعدی جداست، وقتی هم که آن دو روز جدا شد، باید متمم آن را بیاوریم تا سه روز بشود، ولی در اعتکاف منذور مورد نذر ـ که پنج روز است ـ یک واحد است و لزومی ندارد که چیزی بر آن اضافه بشود. اگر مورد نذر دو اعتکاف بود، می‌گفتیم که اعتکاف کمتر از سه روز نمی‌شود، اما وقتی که مورد نذر یک اعتکاف واحد پنج روزه است، ما دلیلی نداریم که یک روز به آن ضمیمه بکنیم. این دو وجه میرزای قمی فرموده است.

آقای حکیم به این دو وجه جواب داده و آقای خوئی هم جواب ایشان را رد کرده است. بنده هم چون معمولاً قبل از مراجعه به نظرات آقایان خودم یک مقداری فکر می‌کنم، همان مطلب آقای خوئی را با یک تفاوت‌هایی به نظرم می‌رسد درست باشد.

آقای حکیم می‌فرمایند که با نذر متعلَّق نذر یک حقیقیت دیگر نمی‌شود. حقیقت متعلَّق نذر تغییر نمی‌کند، فقط لونش عوض می‌شود. پس بنابراین متعلَّق هر حکمی قبل از تعلق نذر دارد، عندالتعلق هم همان حکم را دارد. یکی از احکام اعتکاف این است که باید روز ششم ضمیمه بشود، وقتی اعتکاف مندوب متعلَّق نذر شد، رنگ وجوب به خود می‌گیرد، البته ممکن است یک احکام زائدی پیدا بکند، اما احکام قبلی کم نمی‌شود، همه احکام قبلی باقی است. و اما وجه دوم که گفته شد بین منذور و غیر منذور فرق است، ایشان این وجه را نقص کرده و می‌فرمایند که اگر شما بگویید که مورد روایت، اعتکاف مندوب است و نمی‌توانیم به اعتکاف منذور تعدی بکنیم، باید به چیزی ملتزم بشوید که نمی‌توان به آن التزام پیدا کرد و آن این است که اگر کسی دو روز اعتکاف مستحبی انجام داد، باید روز سوم را هم بجا بیاورد، ولی اگر نذر کرد که دو روز اعتکاف بکند، دیگر لازم نیست که با روز سوم تتمیم بکند. و شما نمی‌توانید به این مطلب ملتزم بشوید. پس اگر بگویید با نذر حکم قبل از نذر منذور بار نمی‌شود، باید اینجا هم بار نشود، در حالی که شما عدم لزوم ضمیمه شدن یک روز را در پنج روز می‌گویید، ولی در دو روز قائل به این هستید که باید یک روز را ضمیمه کرد. پس این وجه که گفتید: نمی‌توانیم از اعتکاف مستحبی به اعتکاف نذری تعدی کرد، درست نیست. واما اینکه گفته شد این پنج روز با نذر کردن به صورت واحد در می‌آید، ولی اگر متعلَّق نذر قرار نگیرد، واحد نیست و باید یک روز را به عنوان متتم اضافه کرد، ایشان می‌فرمایند که روایتی که اثبات کرده است که باید روز ششم را هم اضافه کرد، فرقی بین این دو مورد نگذاشته است. در روایت تعبیر به «ینفیه» شده است، یعنی چه واحد باشد و چه متعدد فرقی نمی‌کند. شما که می‌گویید روایت مخصوص اعتکاف مندوب است، زیرا اشاره به جواز خروج دارد، همین مطلب در صحیحه محمد بن ‌مسلم هم وجود دارد. در آن روایت هم بیان شده است که قبل از روز دوم می‌تواند از اعتکاف خارج بشود. در صحیح ابوعبیده هم همین‌طور است. اگر اشاره به جواز خروج را علامت استحباب بدانید، باید صحیحه محمد بن مسلم را هم مخصوص استحباب بدانیم و از استحبابی تعدی نکنیم. پس چرا در دو روز قائل به این هستید باید یک روز اضافه شود، اما در پنج روز قائل به این نیستید؟!

این اشکالی است که آقای حکیم بیان می‌کنند. ما هم عرایضی داریم که خیلی از آنها را هم آقای خوئی فرموده است. البته توافق نظر بوده است و آن عرایض عبارت از این است که اگر طبیعت احکامی داشته باشد و آن طبیعت متعلق نذر قرار بگیرد، همه آن احکام همراه با طبیعت خواهد بود، فوقش این است که از جانب نذر یک حکم به احکام آن اضافه می‌شود. ولی اگر طبیعت یک صفتی داشت که بر اساس آن صفت، حکمی برای آن طبیعت ثابت شد، در جایی که طبیعت فاقد آن صفت باشد، نمی‌توانیم آن حکم را برای طبیعت تثبیت بکنیم. مثلاً اگر زید فلان خصوصیت را داشت، باید به او احترام گذاشت، ولی اگر آن خصوصیت زایل شد، دیگر احترام نداشته باشد. حکمی که به طبیعت اعتکاف خورده است، در همه حالات نیست، بلکه از ادله ثابت شده است که فقط اختصاص به حالت استحبابی دارد و ما نمی‌توانیم آن حکم را در حالت وجوبی هم برای آن اثبات کنیم.

خود آقای حکیم در جایی که انسان بخواهد با داشتن روزه قضاء، روزه مستحبی بگیرد، فتوی می‌دهند که این کار مشروع نیست. ولی اگر همان روزه مستحبی را نذر بکند، همه آقایان می‌گویند که اشکال ندارد این روزه نذری را قبل از قضاء انجام بدهد. ایشان در روزه مستحبی فتوای بتّی می‌دهد که جایز نیست، ولی تقدم روزه نذری بر قضاء را جایز می‌دانند. پس اگر بناست که یک شیء احکامی که در حالت استحبابی دارد، در حالات دیگر هم باشد، اینجا هم نباید شما فرقی بین روزه مستحب و نذری قائل می‌شدید. پس این مطلبی که ایشان فرموده‌اند، درست نیست.

اصل جواب مطلب (که آقای خوئی هم بیان کرده) این است که از جواز خروج در روایت استفاده نمی‌شود که مورد اختصاص به اعتکاف مندوب دارد و منذور خارج است. البته نذر معین خارج است، چون در نذر معین جواز خروج وجود ندارد، اما اگر نذر موسعی باشد و تعیین نکرده باشد که فلان روز معین را اعتکاف بکند، اطلاق روایت این مورد را هم شامل می‌شود. البته آقای خوئی می‌فرماید که از موسع، مضیق را هم می‌فهمیم، در نظر ایشان فرقی ندارد، ولی ما این‌طور نمی‌فهمیم، زیرا گاهی ممکن است در موسع یک تشدیداتی باشد که در مضیق نیست. گاهی ممکن است مضیق راحت‌تر از موسع باشد. پس اینکه شما گفتید که روایت مخصوص مندوب است و منذور خارج است، درست نیست و منذور موسع خارج نیست، البته آقای خوئی مطلق منذور را با الغاء خصوصیت داخل می‌دانند.

(پرسش:…پاسخ استاد:) حال اگر کسی بگوید من با شمّ الفقاهه این جور می‌فهم، آن را نمی‌شود بحث کرد، اینها قابل بحث نیست.

پس وجه اول تمام نیست، اما وجه دومی که صاحب قوانین ذکر کرده بود این بود که با تعلق نذر، پنج روز به صورت واحد در می‌آید و آنچه معتبر است این است که اعتکاف نباید کمتر از سه روز باشد و در اینجا این پنج روز دو اعتکاف به حساب نمی‌آید، تا لازم باشد یک روز به آن ضمیمه شود، بلکه یک اعتکاف واحد است، چون در روایت نگفته است که اعتکاف سه روز است و بیشتر نیست. اگر در روایت این‌طور بیان شده بود که اعتکاف سه روز مانند یک نماز دو رکعتی است، در این صورت لازم بود که یک روز ضمیمه بشود، ولی روایت می‌گوید که اعتکاف از سه روز کمتر نباشد، یعنی هر چند روز باشد، مصداق یک اعتکاف است، نه مصداق دو اعتکاف. التبه اگر کسی از ابتداء قصد این را داشت که یک اعتکاف سه روز انجام بدهد، بعد به ذهنش آمد که یک اعتکاف دیگر هم انجام بدهد، در این صورت ممکن است که بگوییم عرف این مورد را دو اعتکاف به حساب می‌آورد. پیغمبر اکرم(ص) اعتکاف ده روزه انجام می‌داد، تفاهم عرفی این است که این یک اعتکاف است، اعتکاف نباید از سه روز کمتر باشد، ولی هر مقدار بیشتر شد، آزاد است. ایشان می‌فرمایند که اگر مستحب بود، دو اعتکاف است و لازم است که متتم داشته باشد، ولی این‌طور نیست. عرف مساعد این بیان ایشان نیست. مگر لازمه نذر این است که یک اعتکاف باشد؟! ممکن است من نذر بکنم که دو اعتکاف بجا بیاورم، دو اعتکاف سه تایی، مثل اینکه من نذر بکنم به دو نفر احترام بگذارم. پس نذر دلیل بر این نیست که متعلَّقش یک شیء باشد. وحدت و تعدد متعلق را از جای دیگر باید فهمید و خود نذر هیچ‌کاره است.

پس بنابراین وجه دوم میرزای قمی که فرمودند: در نذر یک اعتکاف است و در مستحب دو اعتکاف، مطلب درستی نیست.

(پرسش:…پاسخ استاد:) ایشان می‌گوید که اگر نذر شد، واحد می‌شود و اگر نذر نشد، متعدد است. ایشان این ادعا را می‌کنند. و اما نقضی که آقای حکیم فرمودند مبنی بر اینکه اگر در پنج روز اعتکاف نذری ضمیمه کردن یک روز لازم نباشد، در دو روز اعتکاف نذری هم باید این‌طور باشد، در حالی که این‌گونه نیست. لقائل ان یقول که در دو روز نذری تکلیفاً لازم نیست که بجا بیاورد ولی وضعاً لازم است. آنجایی که تکلیفاً واجب است اتمام در اعتکاف مستحبی است. در اعتکاف دو روز نذری هر چند تکلیفاً واجب نیست، اما اگر بخواهد عمل را صحیح انجام بدهد، باید روز سوم را هم بجا بیاورد، از نظر وضعی «لایکون اقل من ثلاثه». این مسئله اعم از این است که واجب باشد یا مستحب. پس می‌توانیم بگوییم که تکلیفاً اگر مستحب بود، اتمامش لازم است، ولی اگر واجب شد، اتمام لازم نیست، می‌توان در وقت بهتر و مناسب‌تر اعتکاف کرد. چه مانعی دارد این‌طور باشد؟!

آقای حکیم خیلی مسلم گرفته بود که اعتکاف نذری دو را حتماً باید اتمام کرد. ممکن است میرزای قمی بگوید که من ملتزم به این هستم که می‌توان اتمام نکرد، ولی باطل است.

(پرسش:…پاسخ استاد:) از نظر تکلیفی ممکن است بگوییم که اتمام واجب نیست. روایت تکلیف را راجع به پنج‌تا قرار داده و ما نمی‌توانیم تعدی کنیم. یا فرض کنید راجع به دوتا قرار داده. آنچه مسلم است اتمام در وضع لازم است و بین تکلیف و وضع قائل به تفاوت بشویم. چرا نتوانیم بین این دو تفکیک قائل بشویم؟! آقای حکیم از کجا می‌فرمایند که در اعتکاف نذری دو روز تکلیف به اتمام سه روز شده است؟!

(پرسش:…پاسخ استاد:) اشکال ندارد که باطل باشد. اگر کسی نذر کرد دو روز اعتکاف بکند، بعد منصرف شد، تکلیفاً واجب نیست که اتمام بکند. معلوم نیست که مرحوم میرزای قمی وجوب تکلیفی را پذیرفته باشد، تا آقای حکیم با اعتکاف نذری دو روز به ایشان نقض وارد بکند. ایشان می‌تواند بگوید که در اعتکاف نذری دو روز دلیل دیگری داریم که نباید اعتکاف از سه روز کمتر باشد و در نتیجه اگر اتمام نشود، باطل است، اما در اعتکاف نذری پنج روزه این‌طور نیست.

به نظر می‌رسد که این اشکال وارد نباشد.

عبارت بعدی را می‌خوانم، بحثش برای فردا باشد.

«لو نذر زماناً معیّناً شهراً أو غیره و ترکه نسیاناً أو عصیاناً أو اضطراراً وجب قضاؤه» این مسئله که اصل قضاء اعتکاف لازم است این باید بحث بشود که آیا دلیلی داریم که اگراعتکاف در وقت معین از بین رفت و فوت شد قضاء لازم باشد، دلیل عام داریم، دلیل خاص داریم، چه دلیلی داریم. فردا این بحث را خواهیم داشت.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»