چهارشنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۰

کتاب البیع- سال 93-92


کتاب البیع 92/12/21 تفسیر آیات اول سوره مزمّل و فتح

باسمه تعالی

کتاب البیع: جلسه: 215 تاریخ 92/12/21

موضوع:تفسیر آیات اول سوره مزمّل و فتح

خلاصه درس:در این جلسه حضرت استاد دام ظله به بیان نکاتی پیرامون دو آیه از قرآن می پردازند:{آیه نخست} عبارت است از :« یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلیلاً نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً أَوْ زِدْ عَلَیْهِ ». نسبت به عبارت «نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً أَوْ زِدْ عَلَیْه» اشکالی مطرح است و آن اینکه ، این عبارت یا بیان مصادیق مستثنی ـ یعنی «قلیلاً» می باشد و یا بیان مستثنی منه، در هر دو صورت ناتمام می باشد، اما بنابر اول، چرا که قلیل از یک شیء مقداری از آن است که کمتر از نصف آن باشد نه خود نصف چه رسد به بیشتر از آن، و اما بنابر دوم، به جهت آنکه همان طور که خروج اکثر از تحت عام صحیح نمی باشد، خروج مساوی نیز جایز نمی باشد، و حال آنکه بنابر وجه دوم، این امر لازم خواهد آمد. دو معنا برای رفع این اشکال میتوان ذکر نمود: (معنای اول) بر پیامبر صلی الله علیه و آله واجب است به نحو واجب تخییری یکی از این امور : (الف) قیام درتمام شب به نحو استغراق عرفی مگر اندکی از آن، (ب) قیام در نصف از شب، (ج) قیام در بیشتر از نصف، (د) قیام در کمتر از نصف. این معنا از دو جهت خلاف ظاهر آیه می باشد که حضرت استاد دام ظله به آن اشاره دارند. (معنای دوم) عبارت «الا قلیلاً» استثناء از افراد شب باشد و عبارت « نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً أَوْ زِدْ عَلَیْهِ » استثناء از اجزای شب باشد. {آیه دوم} عبارت است از: إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّر، مراد از ذنب معصیت نیست آن طور که عامه قائل می باشند ـ و الا لازم می آید عدم تناسب صدر (فتح)و ذیل آیه (غفران ذنب)ـ بلکه مراد اموری است که به حضرت رسول صلی الله علیه و آله نسبت می دادند هم چون سحر و کذب و غیرهما، با جریان فتح مکه، در همان جامعه، بر این امور سرپوش (مِغفَر) گذاشته شد و آن نسبت ها از بین رفت .

……………………………………………………….

با توجه به اینکه اگر وارد بحث جدید بشویم، خیلی از مطالب ناقص می‌ماند و باید دوباره تکرار شود، در این جلسه برخی از مباحث تفسیری را فی‌الجمله مطرح می‌کنیم.

در فهم معنای برخی از آیات اشکالاتی وجود دارد که در ترجمه‌ها حل نشده است. البته بنده به تفاسیر مراجعه نکردم، ولی در چند ترجمه‌ای که دیدم، این اشکالات حل نشده است.

تفسیر آیات ابتدایی سوره‌ مزمّل

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم « یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ (۱) قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلاً (۲) نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً (۳) أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً(۴) »

در این آیات بعد از «قلیلاً» سه چیز ذکر شده است که نمی‌دانیم آیا تفسیر «قلیلاً» که از قیام اللیل استثنا شده است می باشد یا تفسیر مقدار باقی مانده بعد از استثناء است یعنی تکلیفی که پیغمبر صلی الله علیه و آلهباید انجام دهد. که در هر دو صورت اشکالاتی به نظر می‌آید.

این مواردی که بعد از «قلیلاً» ذکر شده است را نمی‌توانیم تفسیر برای قلیل بدانیم، زیرا قلیل عبارت از کمتر از نصف است و به نصف قلیل اطلاق نمی‌شود کما اینکه به طریق اولی به بیشتر از نصف قلیل گفته نمی‌شود و در نتیجه نمی‌توانیم این موارد ذکر شده را بیان مصادیق قلیل بدانیم.

اگر هم این موارد ذکر شده را تفسیر مقدار باقی مانده بعد از استثناء بدانیم، باز هم اشکال حل نخواهد شد، زیرا تخصیص اکثر و حتی تخصیص مساوی درست نیست و باید مقداری که بعد از استثناء باقی می‌ماند، بیش از نصف باشد. طبق این معنی باید بگوییم که مصادیق مقدار باقی مانده بعد از استثناء یا نصف است یا کمتر از نصف است، که هیچ کدام مصداق بیشتر از نصف نمی باشد﴿أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً﴾ و خلاصه اینکه طبق هر کدام از این تفاسیر مشکل حلّ نخواهد شد و ترجمه‌هایی هم که من دیدم، به صورت تحت‌اللفظی انجام شده است.

این آیات را دو گونه می‌توان معنی کرد که احتیاج به برخی مقدمات دارد.

یکی از این مقدمات عبارت از این است که گاهی در امور تخییری برای بیان عدل از «أو» استفاده نمی‌شود و اینطور تعبیر می‌شود: این، این، این، و چنین تعبیری هم صحیح می‌باشد.

مقدمه‌ دیگر هم عبارت از این است که بگوییم آیه‌ ﴿قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلاً﴾ تقریباً عباره اخرای از این است که گفته شود به نحو استغراق عرفی همه‌ ‌شب را بپا خیز مگر یک مختصر و یک جزئی از آن را و کأن عرفاً اینطور گفته شود که کل شب را بپا خیز.

با توجه به مقدماتی که بیان شد، اگر ما ﴿إِلَّا قَلِیلاً﴾ به معنای اکثریت قریب به اتفاق بگیریم، قهراً پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) به اختلاف شبها از جهت کوتاه و بلندی یا وجود موانع، به یکی از این چهار چیز مأمور می‌شود و مأمورٌبه پیامبر یکی از این چهار مصداق خواهد بود یا به نحو تخییر و یا به نحو تنویع در اختلاف شبها.

یکی از این مصادیق اکثریت قریب به اتفاق است که از آن تعبیر به ﴿قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلاً﴾ شده است، مصداق دیگر هم عبارت از نصف است، یکی هم یک مقدار کمتر از نصف است و دیگری هم بیشتر از نصف است و خلاصه اینکه برای نماز شبی که پیغمبر صلی الله علیه و آلهبه آن أمر شده است، چهار مصداق وجود دارد و اشکالی هم در این معنی نخواهد بود.

البته این معنی از چند جهت خلاف ظاهر است: یکی اینکه اگر کلمه‌ «أو» اصلاً ذکر نشده بود، مشکلی در این معنی نبود، اما در اینجا در چند مورد «أو» ذکر شده است و اگر بخواهیم اینطور معنی بکنیم، خلاف ظاهر خواهد بود.

خلاف ظاهر دوم هم عبارت از این است که در عبارت ﴿أَوْ زِدْ عَلَیْهِ﴾ زیادی به یک اندازه‌ خاصی محدود نیست و در بعضی از ترجمه‌ها هم این عبارت اشتباهاً به «کمی بیشتر» معنی شده است و این معنی درست نیست، بر خلاف عبارت ﴿أَوِ انقُصْ﴾ که به معنای «کمی کمتر» می‌باشد و بر موردی که خیلی کمتر از نصف باشد، اطلاق نمی‌گردد. اگر اینطور باشد، عبارت ﴿أَوْ زِدْ عَلَیْهِ﴾ خیلی بیشتر از نصف مانند 90 درصد را هم شامل خواهد بود، در حالی که قسیم شیء نباید مقسم آن باشد و طبق این معنایی که بیان شد، ﴿أَوْ زِدْ عَلَیْهِ﴾ که قسیم است ولی مقسم یعنی «قم اللیل الا قلیلا» هم یکی از مصادیق همان خواهد بود و این بر خلاف ظاهر است.

معنای دیگری که در بعضی از روایات وارد شده است [1] و به نظرم خلاف ظاهر هم نیست، عبارت از این است که بگوییم: یک شیء هم افراد دارد و هم اجزاء. برای مثال، شب هم افرادی دارد مثل شب اول ماه، شب دوم ماه و امثال آن و هم اجزائی دارد مثل اول شب، وسط شب و آخر شب. استثناء هم می‌تواند استثناء فردی از یک شیء باشد و هم می‌تواند استثناء جزئی باشد. مثلاً آیه‌«إن الناس لفی خسر إلا الذین آمنوا» استثناء فردی است به این معنی که بعضی از مصادیق انسان در خسر نیستند. گاهی هم مثلاً گفته می‌شود: اینجا را جارو کن به استثناء آن قسمت، یا گفته می‌شود: این شیء ملک زید است به استثناء آن قسمت کذائی، که در این موارد استثناء جزئی است.

در این آیات هم در ابتداء اینطور تعبیر شده است که: ﴿قُمِ اللَّیْلَ﴾ یعنی شما وظیفه دارید که در شب بپا خیزید و در ادامه هم می‌فرماید که مگر در مواردی که محذورات خارجی مانند حرج و ضرر و جنگ و امثال آن وجود داشته باشد. بنابراین اصل اولی، غیر از موارد قلیل، بر این است که نماز شب وظیفه‌ شماست و استثناء هم یک استثناء فردی است به این معنی که به استثناء مواردی که محذوری باشد، در بقیه‌ موارد نماز شب بر شما واجب است.

مطلب دیگر هم عبارت از این است که قرآن می‌فرماید: در مواردی که نماز شب واجب است، لازم نیست که تمام شب نماز خوانده بشود، بلکه نصف شب یا کمتر از نصف یا بیشتر از نصف کفایت می‌کند. در بیشتر از نصف هم حدّی وجود ندارد.

پس بنابراین استثناء اول، استثناء فردی است، زیرا اشاره به جنس لیل شده است و در بقیه هم استثناء جزئی است.

این معنی، معنای معقولی است و روایتی هم به این مضمون وارد شده است، ولی بنده در ترجمه‌ها ندیدم که به این معنی پرداخته شده باشد.

پرسش:آیا نصف لیل از اول شب حساب می‌شود یا از زمان خواب؟

پاسخ:از زمانی که لیل صدق می‌کند، باید به حساب آورده بشود.

پرسش:ضمیر علیه در ﴿أَوْ زِدْ عَلَیْهِ﴾ به قلیل برمی‌گردد؟

پاسخ:نه، یعنی از نصف بیشتر.

پرسش:علی بن ابراهیم به قلیل برگردانده و گفته است: «زد علیه، أی زد علی القلیل قلیلا».

پاسخ:نه آقا، اینطور حرف زدن معمول نیست که گفته شود: بر کم زیاد بکن و اینطور حرفها گفته نمی‌شود.

پرسش:با توجه به اینکه کلمه «اللیل» اسم جنس جمعی است، استثناء قلیلاً به اعتبار شبهای متعدد مناسب‌تر است.

پاسخ:بله، همینطور است و اشکالی ندارد.

پرسش:آیا این تکلیفی که بر پیغمبر صلی الله علیه و آلهبوده است، از اول شب محسوب می‌شده؟

پاسخ:بله از مجموع حساب می‌شده است.

پرسش:یعنی اگر حضرت تا نصف شب بیدار بودند، کفایت می‌کرده است؟

پاسخ: بله این کافی بوده است.

پرسش:ولی عبارت ﴿قُمِ اللَّیْلَ﴾ قرینه بر این است که باید از زمان خواب حساب بشود.

پاسخ:نه، عبارت ﴿قُمِ اللَّیْلَ﴾ به این معنی است که ایشان از اول بپا خیزد و نباید بخوابد و نمازهای واجبش هم – که عبارت از نماز مغرب و عشاء است- جزء آن می‌باشد.

پرسش:قرینه‌ دیگری هم وجود دارد که در بعضی شبها بر پیغمبر صلی الله علیه و آلهواجب نباشد؟

پاسخ:قاعدتاً در بعضی شبها به واسطه‌ مریضی و جنگ و امثال آن واجب نبوده است و این از احکام عقلی است و اشکالی ندارد.

تفسیر آیات ابتدایی سوره فتح

آیه‌ دیگری که به تفسیر آن می‌پردازیم، این آیه است: « إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً (۱) لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ» سنی‌ها می‌گویند که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) هم گناه می‌کرده است و آیه‌ شریفه‌ ﴿لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ﴾ هم دلالت بر این مطلب می‌کند، ولی اشکالی که سنی‌ها باید به آن جواب بدهند، این است که اگر آیه دلالت بر این معنی می‌کند، چه ارتباطی بین فتح و غفران وجود دارد؟! ذیل باید با صدر مرتبط باشد و آمرزیده شدن گناه یا باید نتیجه یا غایت فتح باشد. لام در ﴿لِیَغْفِرَ﴾ چه لام نتیجه باشد و چه لام غایت، در هر دو صورت باید مرتبط به فتح باشد، در حالی که چنین ارتباطی وجود ندارد و غفران گناه نه نتیجه‌ فتح است و نه علت غایی فتح.

معنای صحیح عبارت از این است که گاهی اشخاص مخالفینی پیدا می‌کنند که در هنگام ضعف به آنها حمله می‌کنند، ولی بعد از اینکه آنها نیرو گرفته و قوی شدند، دیگر مأیوس شده و حملات را بی‌فایده می‌بینند و در نتیجه در مقابل آنها سکوت می‌کنند.

«مِغفَر»به معنای سرپوش است و خداوند متعال در این آیه می‌فرماید که بعد از فتح، مخالفین از حملاتی که به حضرت داشتند، ناامید شده و نسبت به آن اذیت‌ها و توهین‌هایی که به پیغمبر می‌کردند، سکوت اختیار می‌کنند. قبلاً تعبیراتی مانند ساحر و مجنون راجع به پیغمبر صلی الله علیه و آلهبه کار می‌بردند، ولی حال که فتح واقع شده است، دیگر از این تعابیر استفاده نخواهند کرد و بر روی آن ذنب اجتماعی که راجع به ایشان بوده است، سرپوش خواهند گذاشت و ایشان دیگر در جامع گنهکار شمرده نخواهد شد.

اگر آیه را اینطور معنی بکنیم، حرف سنی‌ها هم ردّ خواهد شد.


[1]– مقرر: شاید مراد این روایت باشد(بنده روایت دیگری پیدا نکردم): مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى‏ قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا[1] قَالَ أَمَرَهُ اللَّهُ أَنْ یُصَلِّیَ کُلَّ لَیْلَهٍ إِلَّا أَنْ یَأْتِیَ عَلَیْهِ لَیْلَهٌ مِنَ اللَّیَالِی لَا یُصَلِّی فِیهَا شَیْئاً. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏2 ؛ ص335