شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱


گزیده الکلام …؛حديث قتل عمّار و مغالطه معاویه

حديث قتل عمّار و مغالطه معاویه

چنانكه معاويه از انتقاد عبد الله بن عمرو عاص بدش آمد؛ چون در باب قتل عمار بن ياسر از حضرت رسول مكرم صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله ‏وسلم حديث به تواتر نقل مى‏ شد كه او را فئه باغيه (گروه ظالم) مى ‏كشد.[1] حتّى يك جمله از مردم در جنگ صفين مردّد بودند كه آيا حق با حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام است يا با معاويه! ولى وقتى كه عمار را اهل شام كشتند از آنها رفع ترديد شد و فهميدند كه حق با حضرت على علیه السلام است و معاويه و اهل شام گروه ظالم مى ‏باشند.

اين حرف پيش معاويه مذاكره شد؛ معاويه مغالطه نمود و گفت او را على كشت؛ زيرا كه اگر على او را در ميدان كارزار حاضر نمى ‏كرد او كشته نمى‏شد. اين مغالطه را به ذهن آن عناصر سست و ناصالح داد.[2] عبد الله بن عمرو عاص در مجلس معاويه بود، اين حرف را كه از معاويه شنيد گفت: پس قاتل حمزه نيز حضرت رسول صلی الله علیه و آله است كه او را به جهاد آورد. معاويه رو به عمرو عاص كرده گفت: اين فرزند سفيه خود را بيرون كن.

نظير همين احتجاج را زنى با عايشه كرد؛ چنانكه از زمخشرى در ربيع الابرار حكايت شده كه:

زنى پيش عايشه آمد و از او پرسيد كه زنى كه فرزند صغير خود را بكشد تو در حق او چه مى‏گويى؟ عايشه گفت: آتش براى او واجب است. گفت: اگر بيست هزار نفر را از اولاد خود به كشتن بدهد چطور؟ عايشه گفت: اين دشمن خدا را بيرون نماييد. چرا؟ فهميد ضمير در كلام او به خود عايشه بر مى‏گردد، چون به موجب آيه شريفه «النبى أولى بالمؤمنين من أنفسهم و أزواجه أمّهاتهم».[3] زن هاى پيغمبر نسبت به مسلمين مادر قرار داده شده بود، و عايشه هم در جنگ جمل باعث شد كه چندين هزار نفر از مسلمانها كه به موجب آيه مذكوره اولاد او بودند كشته شدند. اين بود كه فهميد مقصود آن زن خود عايشه است پس بيرونش كرد.


[1] – عبدالحمید ابن هبة الله ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج2صص 537-538

[2] استاد ما هميشه تعجب مي نمود كه آنها چگونه مردمان بي خرد بودند كه اين مغالطه به اين واضح را باور كردند.

[3] – سوره احزاب، آیه 6