یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛حدّ دزدى

حدّ دزدى

حدّ شرعى دزدى که بریدن دست باشد مخصوص است به آن دزد که حرز را بشکند و به اندازه یک ربع دینار از حرز بیرون بیاورد. و در این باب بعضى گفته:

ید بخمس مائین عسجد و دیت ما بالها قطعت فی ربع دینار

یعنى دستى که پانصد دینار دیه‏اش است.[1] پس براى چه آن را به جهت ربع دینار مى‏برند؟

سیّد مرتضى علم‏الهدى در جواب آن فرموده:

عز الأمانه أغلیها و أرخصها ذلّ الخیانه فافهم حکمه البارى

یعنى عزت امانت، آن را پرقیمت و سنگین نموده بود؛ وقتى که خیانت کرد ذلت خیانت آن را ارزان و بى‏قیمت نمود. پس حکمت باری تعالى را بفهم.

باز سیّد همین معنى را با تعبیر دیگر ادا کرده و فرموده:

لما کانت أمنیه ثمینه ولمّا خانت هانت

یعنى وقتى که امین بود سنگین بود امّا هنگامى که خیانت کرد خوار و بى ‏مقدار گردید.

بلى ربع دینار گر چه مهم نیست ولى دستى که به سوى آن دراز گردیده جرم آن خیلى مهم است، و البته مال دزدیده شده در مقابل دستى که محکوم به قطع گردیده صلاحیت مقابله بودن ندارد؛ زیرا آن، قیمتش ربع دینار است و اما این، پانصد دینار: ولکن جرم آن دست را با این پانصد دینار باید مقایسه کرد و مقابل نهاد. چون دست در ازاى جرم، محکوم به بریدن مى‏گردد؛ والاّ مال مسروق عیناً یا قیمهً به صاحب مال مى‏رسد.

آن، ربط به این ندارد و لذا اگر صاحب مال، دزد را ببخشد نیز حدش بخشیده نمى‏شود چون حکم حد براى ترضیه خاطر صاحب مال وضع نشده تا اینکه به عفو و بخشیدن او ساقط شود. مانند حکم قصاص که به گذشتن و عفو کردنِ ولىّ دم ساقط مى‏شود؛ بلکه براى جنبه عمومى و رعایت جانب نوع وضع گردیده.


[1] عسجد به معنی طلا است چنانچه در این بیت نصاب (سام و تبر و عسجد و عقیان و عین و نضر و زر) مقصود از طلا دینار است که عبارت است از هیجده نخود؛ چون دیه یک دست پانصد دینار است که نصف دیه یک انسان کامل باشد. پس حاصل مقصود این است که دستی که پانصد دینار دیه اش است.