یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛دیانت حجر بن عدى

دیانت حجر بن عدى

حجر از اصحاب حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام است. او را با سیزده نفر گرفته پیش معاویه فرستادند. معاویه یک نفر به استقبال آنها فرستاد که او یک چشم داشت. یکى از آنها گفت: اگر طیره راست بگوید نصف ما کشته مى‏شویم. همان‏طور هم شد؛ حجر را با شش نفر دیگر کشتند.

معاویه که امر به قتل حجر نمود او مهلت خواست که دو رکعت نماز بخواند. مهلت دادند، پس وضو گرفت و نماز خواند و در هر دو طول داد. به او گفتند: مگر مى‏ترسى؟ گفت: من هیچ وقت وضو نگرفته‏ام مگر این که نماز خوانده‏ام و هیچ نمازى سبک‏تر از این نخوانده‏ام و اگر هم بترسم از این است که تیغى آهیخته و کفنى گسترده و قبرى کنده مى‏بینم. پس به او گفتند که گردنت را دراز کن. فرمود که این خون ریختن است و من اعانت در آن نمى‏کنم. پس آن دم گردنش را زدند.

توجه او در چنین موقع باریک به همچو فرع دقیق که در زمان رفاه به نظر کمتر اشخاص مى‏آید کاشف از فرط دیانت او است. جرمش هم این بوده که در روزهاى جمعه که در منبر کوفه، حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام را دشنام مى‏دادند، او و اصحابش ممانعت از این کار ناشایست مى‏نمودند.

ملوک بنى امیه از زمان حکومت معاویه تا ایام عمر بن عبد العزیز در جماعت در سر منابر جمیعاً زبان به دشنام حضرت امیر علیه‏السلام مى‏گشادند و حکم مى‏دادند که بزرگان بلاد نیز آن حضرت را ناسزا گویند.